eitaa logo
‌‹مـٰاه‍ِ مَـڹ›
523 دنبال‌کننده
558 عکس
96 ویدیو
10 فایل
‹﷽› سوگند به قلم¹ و آنچه مینویسد. . . -کپیِ نوشته‌ها با نام ‹ #زینبِ‌بهار › و #ماهك؛ و مطالبِ دیگر با ذکر‌صلوات برای فرج مهدیِ‌فاطمه :).
مشاهده در ایتا
دانلود
: حوصله‌ی هیچکس و هیچ‌چیز را نداشتم و می‌خواستم تنها باشم. بعد از این مدت به تلگرام وصل شدم، وای خدای من، چقدر پیام فرستاده بود! یکی یکی خواندم: بار اول که دیدمت چنان بی مقدمه زیبا بودی که چند روز بعد یادم افتاد باید عاشقت می‌شدم. تو نیم دیگر من نیستی، تمامِ منی! مرا ببخش و و با لبخندت بهم بفهمان که بخشیده‌ای مرا، که من هرگز طاقت گریه‌ات را ندارم! پیامم به دستش نمی‌رسید. نمیدانستم گوشی اش کجاست، ولی برایش نوشتم ... [ قصه‌ی دلبری؛ محمدعلی جعفری ]
امروز تولد مامان‌جونِ؛ و هنوز خودش حواسش نیست:)) رفته رفته چقدر آدما نسبت به تاریخای مهم زندگی خودشون فراموشکار میشن؛ این عین نامردیه این دنیاست ..
و آقاجونی که نی میزنه و میخونه>>> آسمونی که فریاد میزنه با رعد و برق>>> مامانجونی که همه‌ی حواسش به خونه‌داریه>>>
+طبیبا؛ چه بنویسم در این بابِ کتاب از درمانِ دلتنگی های مداوم؟ _بنویس! که هیچ نباشد درمانِ دلتنگی جز وصال و خوابی عمیق در آغوشِ معشوق ..
لااقل در حد یه صلوات بیاد امام مهدی که میتونیم باشیم؛ نمیتونیم؟
تو خدای شاعری هستی که آیه‌هایی آهنگین داری؛ و من بنده ای که با خواندن کتابت شیفته‌ی شعر شدم .. و اما شعر؟
تا من بدیدم روی تو ای ماه و شمع روشنم هر جا نشینم خرمم هر جا روم در گلشنم
هر جا خیال شه بود باغ و تماشاگه بود در هر مقامی که روم بر عشرتی بر می تنم
درها اگر بسته شود زین خانقاه شش دری آن ماه رو از لامکان سر درکند در روزنم
گوید سلام علیک هی آوردمت صد نقل و می من شاهم و شاهنشهم پرده سپاهان می زنم
من آفتاب انورم خوش پرده‌ها را بردرم من نوبهارم آمدم تا خارها را برکنم ..