eitaa logo
"Maha"
1 دنبال‌کننده
3 عکس
1 ویدیو
0 فایل
«اینجا جادو لای کلمات پرواز میکند، قلب های شکسته دردشون روتوی اینه کتاب ها مبینند، و حرف های گفته نشده بروی کاغذ جاری میشوند» جانم؟ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_qs0l8m6&btn=جان.دل.مها تولد:1405/3/8
مشاهده در ایتا
دانلود
-اول چشم ها عشق را پیدا می کنند...
از اون‌جایی که دلم می‌خواد کانال تا جای ممکن حال‌وهوای اصیل ایران رو داشته باشه، برای هشتگ‌ها هم سراغ واژه‌های ریشه‌دار، خوش‌آوا و ایرانی رفتم. هرکدوم از این هشتگ‌ها با دقت و بر اساس حال‌وهوای خودشون انتخاب شدن: - برای نوشته‌های خودم. - برای حرف‌هام با آدم‌هایی که دوستشون دارم. چرا این اسم؟ چون این مکالمه‌ها کوتاهن، ولی عمقشون به اندازه‌ی یک راز می‌مونه. - برای دست‌نوشته‌های شخص مورد علاقه‌م. چون «گل‌واژه» به جمله‌های کوتاه، زیبا و تاثیرگذار گفته می‌شه؛ درست مثل گل. - برای نوشته‌هایی که از ترکیب نوشته‌های من و بقیه شکل می‌گیرن. - برای آهنگ‌ها. چون «نواک» واژه‌ای لطیف و آهنگینه و به نظرم خیلی به موسیقی میاد. - برای دست‌نوشته‌های عاشقانه. چون در ادبیات کهن فارسی، به نوشته‌هایی که از عمق جان و با لطافت احساس نوشته می‌شدن، چامه می‌گفتن. - برای جمله‌های غمگین. چون توی متن‌های کهن فارسی، «دژم» برای حال و چهره‌ی گرفته و اندوهگین به کار می‌رفته. - برای نوشته‌هایی که هم غم دارن، هم بوی عشق. - برای حرف‌هایی که روی دل سنگینی می‌کنن. چون «کژ» یعنی نادرست و خمیده، و «تاب» هم به پیچیدن و حالت گرفتن اشاره داره؛ برای همین این اسم به اون حسِ سنگین و ناراحت‌کننده خیلی میاد. پ.ن: کپی‌کردن از این هشتگ‌ها به شدت ممنوعه، عزیز دلام🌱
مگر می‌شود نویسنده ای عاشق شود و معشوقش در گذر زمان گم شود؟ اری هر دوی آنها دیگری را زنده نگه می‌داشتند،در شعر ها،در نویسه ها،در غزل ها،در داستان ها و افسانه ها. آنها شعر می‌نوشند با رنگ و بوی عشقی بی نهایت. داستان می نوشتند به همراه ارزوی زندگی با او. اری غزل هایشان بسیار شنیدنی بود. نویسه هایشان به شدت خواندنی. انها طوری از عشق بین خودشان نوشتند که با گذر مدتی طولانی مردم جهان فهمیدند،هرچه از احساسات بین این دو بخوانند تمام نخواهد شد. عشق انها ابدی ترین بود، بین ابدی ها... حتی قهر و جدال های انها به قدری زیبا و شاعرانه بود که میخواستی جای یکی از ان دو باشی. دنیای آن دو با دنیای همه مردم فرق می‌کرد. علتش عشق بود،عشق دنیایشان را تبدیل به گلستانی کرده بود پر از عطر چای،پر از زیبایی،پر از محبت... اری ان دو همدیگر را می‌پرستیدند.