آرزومه یه اتاق زیرشیروونی داشته باشم که یه پنجرهی گردِ بزرگ رو به آسمون داشته باشه که شبها بشینم و به ماه و ستارهها نگاه کنم. وقتایی که بارون میباره و قطرهها به شیشهی پنجره میخورن، روی تخت کوچیکم بشینم، چای بنوشم و همراه عروسکام به صدای بارون گوش بدم. وقتی هم که حالم خوب نیست، یه گوشهی اون خونهی کوچولوی آرومم بشینم، آهنگ مورد علاقهم رو بذارم و با گربهی نارنجیم بازی کنم .🏠