خیلی بده وقتی میبینی چیزی رو که داری خودتوبخاطرش نابود میکنی، سگ دو میزنی که بهش برسی..
یکی به خاطر بابا و مامان پولدار محض تفریح بهش میرسه
وقتی به آنچه از سر گذراندهای فکر میکنی، دلت میخواهد خودت را بغل کنی و از او تشکر کنی که در همه آن ماجراها کنارت بودهاست..
دادگاههای خانواده پر از دختراییه که فانتزی شون ازدواج با یه مرد قدبلند و چهارشونه بوده که بهش رسیدن و به خاطر اخلاق افتضاح ازش جدا شدن!
گفتا: که میبوسم تو را ، گفتم تمنّا میکنم ،
گفتا: اگر بیند کسی ، گفتم که حاشا میکنم..
گاهی دلت می خواهد
در شلوغی روزگارش بیاید
تنگ در آغوشت بگیرد
بگوید:
تمام حواسم با توست!
با تو خوب من...!
نمیدونم شما چیکار میکنید ولی من یکی هنوز هیچ راهحلی به جز اهنگ گوش دادن واسه مشکلاتم پیدا نکردم