رفیقان یک به یک رفتند مرا باخود رها کردند
همه خود درد من بودند گمان کردم که هم دردند..
بیچاره اوحدی با چه غمی گفته
تو که معشوقی و محبوبی و منظور، مرو...
خدا هم جواب داده : «کلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ...»
ببین منو، همه میرن...
همشون :)
وقتی سنت کمه آدمایی رو تو زندگیت نگه میداری که دوسشون داری، بزرگتر که شدی اونایی رو نگه میداری که دوستت دارن، نگرانتن..
آدما یک بار با قلبشون عاشق می شن و یک بار با مغزشون. پس اگه عشق دوم کسی شدی باید بدونی اعتماد کسی رو جلب کردی که اساساً اعتماد براش کار راحتی نیست. تو انتخاب کسی شدی که فکر می کنه بعد از یک اشتباه، بهترین انتخاب ممکنی. برای همینه که اگه از من بپرسی کدوم عشق ارزشش بیشتره میگم عشق دوم اگه از عشق اول ارزشش بیشتر نباشه کمتر نیست...
بدترین حالتی که ممکنه برای یه آدم پیش بیاد اینه که همزمان هم احساسی باشه و هم منطقی، یعنی قلبش داره مچاله میشه ها، ولی مجبوره منطقی تصمیم بگیره، بعدش باید روزها و ماهها و حتی سالها بشینه به قلبش توضیح بده که اگه اون کارو نمیکردم بیشتر مچاله میشدی.
اما مگه قلب حالیشه؟ وقتی دیگه صلحی نباشه بین عقل و قلبت، انگار لای منگنه ای، چون نه مغزت قلب داره، و نه قلبت مغز.