eitaa logo
-تَناسُخ!
1.1هزار دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
247 ویدیو
0 فایل
-تَناسُخ مرا یاد می‌کند؛سالیانی‌ست روحم را سرگردان از من جدا یافته‌اند،باشد که در کالبُد تو آرام گیرد! "حوالیِ‌ ساعت‌ هفده‌ و بیست‌ دقیقه‌ از بیست‌ و چهارمین روزِ سالِ‌ صِفردو🌔 ." وَ منِ گُمشده در افکارِ نامعلوم: https://eitaa.com/darkhodgom
مشاهده در ایتا
دانلود
احتیاج دارم بگذره ، خیلی بگذره برسه اونجایی که دارم برای اون اتفاق اشک شوق می‌ریزم. -تَناسُخ!
-زندگیت چطور می‌گذره؟ +صبر رویِ صبر. -تَناسُخ!
حرف دل به که گویم که نکوبد به سرم؟ همه اول به تسلی و در آخر زخم اند.. -تَناسُخ!
آن که سکوت را انتخاب کرده؛ در واقع یک بار همه چیز را گفته است. -تَناسُخ!
من کنار کشیدم آنجا که سکوت از توضیح شریف‌تر بود. -تَناسُخ!
و در نهایت قلب گفته های مغز را می‌پذیرد و بازی برای همیشه به پایان می‌رسد. -تَناسُخ!
با وجود اینکه من همه‌چیز را می‌گویم و می‌نویسم، همیشه یک‌چیزی باقی می‌ماند، یک‌چیزی فراتر و عمیق‌تر از آنکه بشود به صورت کلمه درآورد. -تَناسُخ!
و به تدریج ، در خود جان می‌دهیم . -تَناسُخ!
گفتنی هارا گفته‌ام ، حال نوبت سکوت است. -تَناسُخ!
بخدا جای ما ؛ کوه اگر بود ؛ فرو میپاشید .. -تَناسُخ!
دیگر برام مهم نیست چه کسی دوستم دارد چه کسی دوستم ندارد چه کسی راست می‌گوید و چه کسی دروغ ؛ من همه را رها کردم و فقط به خودم تکیه کردم . -تَناسُخ!
نه آن‌قدر خسته‌ام که دست بکشم، نه آن‌قدر مطمئن که آسوده بمانم. جایی میانِ رفتن و ماندن ایستاده‌ام؛ نه لحظهٔ‌ سقوط است، و نه نقطهٔ تعادل. -تَناسُخ!