هدایت شده از 𝓜𝓪𝓱𝓯𝓪 |نمایش دلقک
اصلا
مامان بابام🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐
خواهر برادرم🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐
فامیلام🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐
دوستام🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐
فیلمام🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐
کتابام🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐
علایقم🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐
هدایت شده از قلمنَورد
وقتی او را به دست میگیرم و در طبیعت روحنوازش سِیر میکنم، بوی هر صفحهاش عطری از زندگانی به مشام میرساند و ناجیِ لحظاتم میشود که ماندگار در یاد باقی و همیشه در جان زنده بماند. با درک هر کلمهاش به دنیایی متفاوت از آفرینش قدم نهاده و تولدی تازه در افکارم شکل میگیرد... و در پایانِ دوباره برای یکی دیگر از زندگیهایم، در کتابی که حالا از چشمانم بر صفحهی آخرش باران میبارد، مهمان شدهام... و نفس میکشم او را تا در ریههام جاودان شود./بوی کتاب
- https://eitaa.com/ZY2008
+ https://eitaa.com/MahfaLibrary
قلم: زینبیعقوبی
دوربین: مهدیقنبری
مَحفآ؛
وقتی او را به دست میگیرم و در طبیعت روحنوازش سِیر میکنم، بوی هر صفحهاش عطری از زندگانی به مشام م
باید این متنای که دوست دارم تو دفتری چیزی بنویسم
امسال هرچقدرم بد بوده حالا دیگه وارد سال جدید میشیم و میخوام خاطرات دوستی و اشنایی با
بچهها فالن میوز،میای سلیطه،پت من ×۲، بچهها که توی گپ شنبلیله باهاشون اشنا شدم و اقا داماد که به واسطه ی میا باهاشون اشنا شدیم و همچنین عمو ویلیام که بخاطر STومیا باهاشون اشنا شدم رو با خودم ببرم
نوروز همتون پیروز🤍