دیدم که واژه ها بر سراسر من میرقصند
چون شعله های آتش
چون موج دریا
تا بینهایت...
تا آن سوی آسمان ابری
گسترده بود...
دیدم که با نجوای نهفته در هر واژه
روحم تحلیل میرود
دیدم که جانم از تجمع این احساسات ترک خورد...
و در پایان، من با هر واژه گریسته و دیوانه وار لحظۀ بی اعتبار حال را زیسته بودم
#متن
غیرتم قانع نشد نام تورا عنوان کنم
نیستی سرکار خانم نقطهچین آشفته ام^̮^
-محسن حیدری
#شعر
«تنهایی از آن نیست که آدم کسانی را در اطراف نداشته باشد،
از این است که آدم نتواند چیزهایی را منتقل کند که مهم میپندارد،
از این است که آدم صاحب عقایدی باشد که برای دیگران پذیرفتنی نیست. اگر انسانی بیش از دیگران بداند، تنها میشود.»
کارل گوستاو یونگ
#متن