eitaa logo
قلوب‌َالحُسینٰ؏
137 دنبال‌کننده
363 عکس
114 ویدیو
4 فایل
⸀ 🌱 • ° 『قلــب‌ویران‌شده ام را‌ بھ‌نگـاهے بنواز.. تا دگر ‌هیچ ڪجا؛هیچ ڪجایش نبرم(:🔒🖇️♥️!』 . . . اندڪی‌حرف‌فقط !' @sharayetmon همون‌جایے‌که‌‌میتونیم‌باهم‌رفیق‌باشیم:)! @mabhom #ڪانال‌وقفِ‌اربابـم‌حسـیٰن|♥️"!
مشاهده در ایتا
دانلود
قلوب‌َالحُسینٰ؏
تولدت مبارک آقا 🍃 مشڪل ڪارهاے ما این استــ ڪھ براے رضاے همھ ڪار مےڪنیم جز خـــ❣️ــدا |قلوب‌الحُسینٰ|
بسم‌اللھ🌿..'
(:💙'
قلوب‌َالحُسینٰ؏
(:💙'
بسیار‌خوبان‌دیده‌ام .. امــا‌ چـیز دیگرۍ(:🖇😌'
شکست اینجا ظفر گل می کند هنگام احسانش ز پا افتاده اینجا نشئه ی جهد است سامانش امید اینجا به شکل یاس آید یاس چون امید بریدن از خود و پیوند با تمکین امکانش کدامین غافل از این آستان حاجت نمی خواهد که با تیغ عدالت لب نهم بر خون شریانش به کویی بار خود انداختم کز شدت احسان ملائک آب می ریزند بر دستان مهمانش به بحری آشنا گشتم که موجش موج تمجید است به ناوی پا نهادم کز کرامت هست سکانش به درباری رساندم ناله ی واغربتایم را که می بخشند با یک ناله شهری بر غریبانش قطار فیض او را خواجه ی لولاک در پیش است زهی آن زن که ختمی مرتبت باشد شتربانش زهی بانوی عقل کل، زهی بانوی آب و گل که باریده است یاسی هم چو زهر در گلستانش اجاق کور را یاری صحبت نیست با خورشید حمیرا را بگو آتش بگیرد در دل و جانش زقربانگاه ذی الحجه بسی مستغنی ام حاجی که من ماه مبارک می روم هر ساله قربانش به روز واقعه با وصله ی ناجور کارش نیست نمی آید به محشر هر کسی کرده است عصیانش زهی آن زن که مریم دستبوس خادمش بوده است زهی آن زن که عیسی کرده خدمت بر غلامانش تحیر خانه ی تحقیق هم خط است هم نقطه که هم تطویل دارد هم ندارد بدو و پایانش نمی دانم کدامین عصمت قدرت مزاج است او که چندین ماه زهرا بوده از تشریف مهمانش سخن از هیچ ممکن نیست جای ضرب و زور او که امکان نیز امکانش می شود از نور امکانش ز کفو عقل کل جز عقل کل چیزی نمی جوشد کدامین جهل سنجیده است با تشویش نسوانش به  جنت نیز از اقبال هم دوش محمد اوست چه می فهمند مردان و زنان از پله ی شانش
فرض بر اینکه فلانی لقبت را دزدید تو همانی که چنان فاطـ❤️ـمه دختر داری
4_5873232906716973449.mp3
زمان: حجم: 4.2M
•|همسر خیر الوری •|محبوبه‌ی داور خدیجه •|ام‌ المؤمنین یا خدیجه 🖤 🎙[حسین طاهری ]
تو را کدام مدیح آورم که شخص رسول توراست همسر و دختر توراست شخص بتول زبان به اشهد اگر وا کنی کرامت توست فروع حُسن تو کافی است بر قبول اصول کدام پله علم است تا که ذیل تو نیست؟ غلام کوی تو معقول و خادمت منقول به ضرب سکه کجا شان ضرب شمشیر است؟ جز این درم که علی از کرم نموده قبول زبان بگو به دهان سنگ شو حمیرا را که این فضیلت عظمی نمی رسد به فضول کسی به معرفت دختر تو راه نیافت بلی همیشه ز مجهول می دمد مجهول به هر مقام که دیدم مقام مسئول است بجز گدای درت کاو نمی شود مسئول ببخش دنیی و عقبی به معنی مسکین بدار کوکب ما را مصون ز ننگ افول