eitaa logo
ماکارونی⁦⁦(؛
21 دنبال‌کننده
14 عکس
9 ویدیو
0 فایل
میرود عمر چه در بند جهانید شما...
مشاهده در ایتا
دانلود
کاش می‌تونستم قلبمُ در بیارم از روش با ماشین رد شم و لهش کنم. تیکه تیکه‌ش کنم و بندازمش تو آتیش تا بسوزه و خاکستر شه. خاکسترشم ببرم بریزم وسط دریا تا دست از دلتنگی برداره.
نیاز دارم بارون بیاد،برم روی آسفالتا دراز بکشم و بلند گریه کنم.
والا:))
گاه در وجودمان به قبرستانی محتاجیم برای چیزهایی که درونمان می‌میرند _محمود درویش
InShot_20240902_000033540-mc (1).mp3
5.16M
- ببین دکتر، اگر اون دو تا گنبدو ندیده بودم، وقتی ازم پرسیدی عاشق شدی؟ میگفتم آره، عاشق اون پرچم خوشگله که رو موکب آلمانیا داشت می‌رقصید؛ ولی امون از وقتی که دیدم اون تا گنبد خوشگله رو :)
یکم ربیع _ حوالی ساعت یک بامداد هیس! آرام بخوانید؛ نیم‌شب است. شهر در سکوت فرو رفته. نسیم به‌آرامی بین کوچه‌های تنگ مدینه می‌خزد و جیرجیرک‌ها مرثیه می‌خوانند. چراغ اتاقک‌ها و غرفه‌های مردم برخلاف همیشه، این ساعت از شب همچنان روشن است. همه در گعده‌ها و شب‌نشینی‌ها مشغول مرافعه و جدال‌اند که «خلیفه از طایفه ما باشد». سه روز از رفتن پیامبر می‌گذرد. پیکر هنوز بر زمین است. از پنجره‌های خانه‌های مدینه صدای پچ‌پچه‌ی گروه‌های مردم بیرون می‌ریزد. هیسسس. خلیفه محمد یا از قبیله ما باشد، یا اگر بیعت قبیله ما را می‌خواهید، باید سه سال از مالیات معافمان کنید. قبول. و خانه‌های بعد یک یک. همه مشغول مرافعه‌اند. سه روز از رفتن پیامبر می‌گذرد. پیکر هنوز بر زمین است. هیچکس نیست. حتی همسرانش. علی آستین در دهان_که صدای هق‌هق‌اش مدینه را کن‌فیکون نکند_ به آرامی زمین را کلنگ می‌زند. قبر آماده است. آخرین بوسه را بر چهره معشوق می‌کارد و خاک را می‌ریزد. قطره‌های اشک خاک‌ها را گِل می‌کند. هیس. بغض نکنید. به روی علی نیاورید. او امشب دفن شبانه معشوق‌ را در سکوت تمرین کرد. چندماه بعد باید از پس دفنی شبانه و مهیب‌تر بر آید.
تولدت مبارک خودم...❤️
۱۸ سالگی همون دختر کوچولو🛵💛 "
https://eitaa.com/Makaroniii/26 اره رفیق بزرگ شدیم خیلی بزرگ انقدری که دیگه عین بچگیامون نمیتونیم بریم تو کوچه پارچه پهن کنیم و عروسک بازی کنیم یا انقدری بزرگ شدیم که نمیتونیم رو کاغذ نقاشی بکشیم بریم تو کوچه بفروشیم یا اون دختر بچه های کوچولو نیستیم که بریم تو جلسه زنونه مداحی بخونیم و بخندیم یا حتی تو مدرسه شورای دانش آموزی شرکت کنیم و تمام فکر و ذهنمون رای جمع کردن باشه حتی دیگه انقدری سنمون کم نیست که عهد نامه بنویسیم که دیگه قهر نکنیم دیگه بزرگ شدیم خانم شدیم داریم میریم دانشگاه و بقولی اومدیم تو جمع ادم بزرگا ولی من مثل همون دختر کوچولو که به همه عالم و ادم نشون میداد که تو رو داره مثل همون قدیما دوست دارم تولدت مبارک خواهر کوچولو من:))💘
ماکارونی⁦⁦(؛
https://eitaa.com/Makaroniii/26 اره رفیق بزرگ شدیم خیلی بزرگ انقدری که دیگه عین بچگیامون نمیتونیم بر
میدونی هر قدمی که توی زندگیم برداشتم توش نقش داشتی :) همراهم بودی ،مواظبم بودی ... توی هر حالتی که بودم ،چه خوشحال چه ناراحت باهام همراهی میکردی و نمیزاشتی احساس تنهایی کنم . بدون تو هیچ بودم ... ممنونم بابت بودنت تو زندگیم 🫂🫀
ـــ
به غصه‌هاتون رو ندین ؛ رو که دادید کارتون تمومه ؛ تو قلبتـون ریشه میکنه ، دردش میزنه به لباتون و خنده هاتونو از کار میندازه! به‌قول ِنیچه : بشر تنها موجودی‌ست که توانایی ِخنده دارد . شاید این مرهمی کوچک بر تمامیِ رنج‌ هایی بـاشد که می‌کِشد :) .
Daniyal - Khaste Shodam (320).mp3
8.4M
خودم اجازه میدادم چشمات حریف من شه :))
شاید یک شخص آنقدر که میل به درک شدن دارد ؛ میل به دوست‌ داشته شدن ندارد .. _جورج اورول _کتابِ ۱۹۸۴
42.28M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ببخش اگر که با خیال بودن تو زنده ام ...
گاهی قلبم میخواهد از غصه‌ی بسیار بمیرد . اما چه باید گفت قلب است دیگر محکوم به رنج کشیدن . چشم‌هایم هم این ویژگی قلبم را دارند، چون آنها هم از باریدن بسیار خودداری می‌کنند . میدانی گریستن خوب است . اما خودداری از باریدن اشک های شور عمیقا عمل مشکلیست . تو حتی تورم مویرگ‌های چشم‌هایت را احساس میکنی که هر لحظه تمنای باریدن را دارند ، اما این نباریدن تبدیل به بغضی می‌شود که در گلویت تار تنیده ... تار بغض؛ اینجا که ایستادی انتهای راه است، بیشتر از آن را نمی‌توانی تصور کنی . البته نمی‌خواهی تصور کنی؛ چون همه آنها واقعیتی را برایت نمایان میکنند که بارها تجربه کرد‌ه‌ای، بارها از آنها گذر کرده‌ای، و بارها با آنها مُردی و زندگی کرده‌ای .
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
ولی خودمونیما ، از سر تنهایی با چه آدمای ناجوری هم مسیر شدیم . .
هدایت شده از تـأنی؛
می‌تونی یسریا رو دوست داشته باشی، و همچنان "خداحافظی" باهاشون رو انتخاب کنی. می‌تونی دلت واسه یه نفر هرروز تنگ بشه، و همچنان خوشحال باشی که اونا دیگه تو زندگیت نیستن.
هدایت شده از ‹ طلوع ›
محمدِ ما عاشق عطر بوده و‌ خدا می‌داند خدیجه چند شیشه عطر برای نبی‌ ما خریده است🤍:) [ کتاب' خال سیاه عربی ]
یه دونه از اینا لطفا:)))
همین که قرار نیست یک مهر برم مدرسه باید نماز شکر بخونم.
بگذر...
اگه انسان بخواد ، اراده کنه ، عزم‌ش رو جزم کنه ، همه کار می‌کنه ! فقط اراده نیاز ِدر همه امور ، اگه برای تنبیه نفس و یا محال ِآن اراده نکنیم و فقط شعار بدیم که خسته شدیم از فلان گناه و فلان .. بی‌فایده‌ست ، نه دعای دیگران در اون می‌گیره و نه ناله های خود ، تنها چیز اراده‌ست ، اراده برای جلوگیری از خواسته های پی در پی ِنفسانی .