سلام ای شرح آشفتگی ِمن ..
میگن بنویس پاره کن بسوزون بریز دور تا یادت بره
ولی من مینویسم ورق ورق پر میکنم و نگه میدارم تو بغلم تا هیچ وقت یادم نره چه احوالاتیو گذروندم
چطوری دووم اوردم :/
من بمیرم اینجای شهر همیشه بیروح میمونه
موندم چون نمیخوام اشک آدما بی فایده شه اگه کشیده شه به جایی که کسی بهم اهمیت نده بازم گریه میکنم . .
تو که اهمیت میدی جای هرکسی که براش مهم نیست عزیز ِدل
کاش از شمایلت بیای بیرون یه دل سیر بغلت کنم
امن ترین آغوشی که تا حالا تجربه نکردم متعلق به شماست
میشه امشب سری به ماهم بزنی ببینی احوالات نا میزونمون چطوره
میشه الکی مارم تحویل بگیری؟
ولی یه حرفی باهات دارم
گلایه :
میشد زودتر پریشون خودت کنی منو
چرا نکردی؟
باشه من نمیفهمم
تویی که میتونی بفهمونی بهم چیکار کنم بفهمونی
من اشکام تو چشمام یخ زده بود نمیدیدم
چرا زودتر دستمو نگرفتی بکشونی سمتت
ضربان زندگیم کند شده
داره روبه مرگ میره . .
ولی بدون بهترین ِخاطراتمو با تو گذروندم
چطوری بنویسم قشنگ شه
جمله های جدیدم جاشونو با غصه های جدید عوض کردن
اما تویی که ته قلبم خونه داری نگام کن و بزار چند روز الکی برات مهم باشم
بزار دلم خوش باشه یکی هست مراقبه چی کار کنه دلم نشکنه ؛
قشنگیش اینه مبهم بمونه
منم نامعلوم ولش میکنم
.
.
.
حاجیولییهحرفیداشتم
هرکیفشارمیخورهمیتونهبره
چنلمذهبیمیزنیعکسخودتومیذاری
کناراسمامامحسینعشوهمیاینازمیکنی؟
ایناعتقاده؟
..توتصورمردمازمذهبیها
طرفمیادیهربعکیلوآرایشداره
وایمیستهکنارتمثالصداشونازکمیکنه
برایجلبتوجهبلنددترحرفمیزنه
چتونه؟
بهخودتونبیاینگندکشیدینبهچادروعبا
خجالتنکشبرقصباصوت ِمداحی
کمبودیچیزیدارین؟یاهدفخرابکردن
تصورهمردمه
تصورمردمبهکتفمونبابا
خودمونبینخودمون
ازهمدیگهفکرایدیگهایساختیم :/
ازدربجلسهکهواردمیشی
فلانیفلانی
بسهه
امامحسینواینکارادارهازمونمیگیره
امامحسینوپولازمونمیگیره
دوربینوسیستمصوتمیگیره
امامحسینوادعامیگیرهازمون
هرچیادعاتبشهبعد،بدترشبرینی
برامذهبیابدتموممیشه
براخودت،اسمت،چهارتاماتمی
کهمیبیننشونمیگنبابایاروامماتمیه
نگاچطورین