در پیش بیدردان چرا فریاد بیحاصل کنم؟!
گر شکوهایی دارم زِ دل با یار صاحب دل کنم:)
[ مملوك ]
_
-
عبدالله صدا میزد :
- وَیلَکَیاابنَالخَبیثَه! اتَقتُلُعمّی .
ای حرامزاده ؛ نمی گذارم عمویم را بکشی .
-
[ مملوك ]
_
-
در زیر سُم اسب چه میماند از این جسم ؟
چیزی که به جا ماند زِ قـاسـم ، اثرش بود .
-
[ مملوك ]
_
-
باورم نیست ك ِ ؛
در حنجرهات جا شده باشد ،
حجم ِ تیری که عباس را زمینگیر کرده باشد ..
-