[ مملوك ]
_
-
باورم نیست ك ِ ؛
در حنجرهات جا شده باشد ،
حجم ِ تیری که عباس را زمینگیر کرده باشد ..
-
-
عشق یک واژه بیارزش و بیمعنی بود؛
تا که یکباره خدا گفت که عشق است «حسین» ¹²⁸
-