eitaa logo
داروخانه معنوی
9.2هزار دنبال‌کننده
12.1هزار عکس
6.2هزار ویدیو
265 فایل
کانال داروخانه معنوی مذهبی ؛ دعا؛ تشرفات و احکام لینک کانال در ایتا eitaa.com/Manavi_2 ارتباط با مدیر 👇 @Ya_zahra_5955 #کپی_حلال تبادل وتبلیغ @Ya_zahra_5955
مشاهده در ایتا
دانلود
(قسمت‌ دوم) فرمود: نرفتى، گفتم: و اللّه راه را نمیدانم، فرمود: جامعه بخوان، من جامعه را حفظ نداشتم، و تاكنون هم حفظ ندارم، با آنكه مكرّر به زيارت عتبات مشرّف شده ام، از جاى برخاستم و تمام زيارت جامعه را از حفظ خواندم، باز نمايان شد و فرمود: نرفتى، هنوز هستى؟ بى اختيار گريستم و گفتم: هستم راه را نمیدانم، فرمود: عاشورا بخوان، و عاشورا را نيز از حفظ نداشتم، و تاكنون نيز ندارم، پس برخاستم و از حفظ مشغول زيارت عاشورا شدم، تا آنكه تمام لعن و سلام و دعاى علقمه را خواندم، ديدم باز آمد و فرمود: نرفتى، هستى؟ گفتم: نه تا صبح هستم، فرمود: من اكنون تو را به قافله می رسانم. ▪️▫️▪️ رفت بر الاغى سوار شد، و بيل خود را به دوش گرفت، و فرمود: رديف من بر الاغ سوار شو. سوار شدم، آنگاه عنان اسب خود را كشيدم، مقاومت كرد، و حركت نكرد، فرمود عنان اسب را به من بده، دادم، پس بيل را به دوش چپ گذاشت، و عنان اسب را به دست راست گرفت، و به راه افتاد، اسب در نهايت تمكين متابعت كرد، آنگاه دست خود را بر زانوى من گذاشت و فرمود: شما چرا نافله نمى خوانيد؟ سه مرتبه فرمود: «نافله، نافله، نافله» و باز فرمود: شما چرا عاشورا نمیخوانيد؟ سه مرتبه فرمود: «عاشورا، عاشورا، عاشورا» و بعد فرمود: شما چرا جامعه نمیخوانيد؟ «جامعه، جامعه، جامعه» و در هنگامى طى مسافت دايره وار راه را پيمود. ▪️▫️▪️ يك مرتبه برگشت و فرمود: اينانند دوستان شما، كه در كنار نهر آبى فرود آمده، مشغول وضو براى نماز صبح هستند! من از الاغ پياده شدم، كه سوار مركب خود شوم ولى نتوانستم، پس آن جناب پياده شد و بيل را در برف فرو برد، و مرا بر مركب نشاند، و سر اسب را به جانب دوستان بازگرداند، من در آن حال به اين خيال افتادم كه اين شخص كيست كه با من به زبان فارسى حرف زد؟ و حال آنكه در آن حدود زبانی جز تركى و غالبا مذهبى جز مذهب عيسوى نبود، و او چگونه به اين سرعت مرا به دوستانم رساند؟ ! پس به پشت سر خود نظر كردم، كسى را نديدم، و از او اثرى نيافتم، آنگاه به دوستان خود ملحق شدم. 📚نجم الثاقب 《بامنتشرکردن 🔥 🔥 در ثواب دعاها با ما شریک شوید》👇👇     https://t.me/Manavi_2  👈 تلگرام در واتساپ👇 https://chat.whatsapp.com/LNdHoSUIDkrLTlZO2Wqf6r ایتا eitaa.com/Manavi_2
🌟حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: 💥جبرییل نزد من آمد و گفت ای محمد! خداوند به تو سلام می رساند و می فرماید: 👈نماز را واجب کردم ولی این تکلیف را از معذور و مجنون و طفل برداشتم. 👈روزه را واجب کردم ولی آن را برای مسافر الزامی نکردم. 👈حج را واجب کردم ولی آن را از بیمار نخواستم. 👈زکات را واجب کردم ولی آن را از گردن نیازمند ساقط کردم. 👌اما دوست داشتن علی بن ابیطالب علیه السلام را واجب کردم و محبتش را بر تمام اهل آسمان و زمین الزام نمودم بدون آنکه رخصتی در آن باشد. 📚بحارالانوار، ج40، ص46 📚الفضایل، ص154 《بامنتشرکردن 🔥 🔥 در ثواب دعاها با ما شریک شوید》👇👇     https://t.me/Manavi_2  👈 تلگرام در واتساپ👇 https://chat.whatsapp.com/LNdHoSUIDkrLTlZO2Wqf6r ایتا eitaa.com/Manavi_2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📿📖 📕سؤال فردی روزه مستحبی گرفت و سپس متوجه شد که روزه قضا بر گردن داشته است. آیا او می تواند همان روزه مستحبی خود را به عنوان روزه قضایش در نظر بگیرد؟ 📗پاسخ کسی که روزه قضا دارد، روزه مستحبی او باطل بوده و در فرض سؤال، بجای روزه قضا محسوب نمی شود. البته اگر تا هنگام افطار یادش نیاید که روزه قضا داشته، ثواب روزه مستحبی را خواهد برد. 《بامنتشرکردن 🔥 🔥 در ثواب دعاها با ما شریک شوید》👇👇     https://t.me/Manavi_2  👈 تلگرام در واتساپ👇 https://chat.whatsapp.com/LNdHoSUIDkrLTlZO2Wqf6r ایتا eitaa.com/Manavi_2
📿📖 📚شرط کردم ادامه تحصیل بدهم 📕سؤال هنگام ازدواج (در ضمن عقد) با شوهرم شرط کردم که اجازه ادامه تحصیل در دانشگاه را به من بدهد؛ آیا اکنون می تواند از شرط خود دست بردارد و اجازه ندهد؟ 📗پاسخ همه مراجع: خیر، شما مى توانید بدون اجازه شوهرتان، به تحصیل ادامه دهید. 《بامنتشرکردن 🔥 🔥 در ثواب دعاها با ما شریک شوید》👇👇     https://t.me/Manavi_2  👈 تلگرام در واتساپ👇 https://chat.whatsapp.com/LNdHoSUIDkrLTlZO2Wqf6r ایتا eitaa.com/Manavi_2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
@Manavi_2🍃🍂🍃🍂 🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃 🍃🍂🍃🍂🍃 🍂🍃🍂 در باب اعمال هر مــ🌙ــاه نو نماز ❶ خواندن دعاهاى منقوله در وقت رؤيت هـلال كه بهترين آنها دعاى چهل و سوم صحيفه سجادیه است. ❷ خواندن هفت مرتبه سوره حمـــد براى دفع درد چشم ❸ اندكى پنير خوردن روايت است كه هر كس مقيد كند خود را به خوردن آن در اول هر ماه اميد است كه حاجتش در آن ماه رد نشود. ❹ در شب اول ماه دو ركعت نماز بخواند، در هر ركعت بعد از حمد سوره بخواند، و از حق تعالى سؤال كند كه او را از هر ترسى و دردى ايمن گرداند و نبيند در آن ماه امرى را كه مكروه او باشد. ❺ در روز اول ماه دو ركعت نماز بخواند ◽️در ركعت اول بعد از سی مرتبه《30》 سوره بخواند ◽️در ركعت دوم بعد از سى مرتبه《30》 سوره بخواند و بعد از نماز تصدقى كند چون چنين كند سلامتى خود را در آن ماه از حق تعالى بخرد. 📜و از بعضى روايات نقل است كه بعد از نماز،، آیات زیر را بخواند:👇 🍂بِسْمِ‌الله‌ِالْرَّحْمنِ‌الْرَّحیمْ🍂 🍃وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ إِلاّ عَلَى اللهِ رِزْقُها وَ يَعْلَمُ مُسْتَقَرَّها وَ مُسْتَوْدَعَها كُلٌّ فِی كِتابٍ مُبِين 📖 سوره هود آیه6 ✧-✦- ✧-✦-✧-✦-✧ 🍂بِسْمِ‌الله‌ِالْرَّحْمنِ‌الْرَّحیمْ🍂 🍃وَ إِنْ يَمْسَسْكَ اللّهُ بِضُرٍّ فَلا كاشِفَ لَهُ إِلاّ هُوَ وَ إِنْ يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلا رَادَّ لِفَضْلِهِ يُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيم 📖 سوره یونس آیه107 ✧-✦- ✧-✦-✧-✦-✧ 🍂بِسْمِ‌الله‌ِالْرَّحْمنِ‌الْرَّحیمْ🍂 🍃سَيَجْعَلُ اللّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْراً ماشاءَاللّهُ لاقُوَّةَ إِلاّ بِاللهِ، حَسْبُنَا اَللّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ وَ أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اللهِ إِنَّ الله بَصِيرٌ بِالْعِبادِ لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّی كُنْتُ مِنَ الظّالِمِينَ رَبِّ إِنِّی لِما أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ رَبِّ لا تَذَرْنِی فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوارِثِينَ 📖 سوره طلاق آیه 7 📗مفاتیح الجنان 《بامنتشرکردن 🔥 🔥 در ثواب دعاها با ما شریک شوید》👇👇 https://t.me/Manavi_2 👈 تلگرام در واتساپ👇 https://chat.whatsapp.com/LNdHoSUIDkrLTlZO2Wqf6r ایتا eitaa.com/Manavi_2
  جهت آبادانی منازل و طیب عیش این آیات را در ظرفی پاک بنویسد و به آب باران بشوید و در اول هر ماه بر چهار دیوار خانه بپاشد به طوریکه یک قطره از آن آب بر زمین نچکد که مطلوب حاصل می گردد ایضا از حضرت رسول صل الله علیه و آله روایت شده که خواندن این آیات باعث ایمنی از فتنه دجال می گردد و آیات این است : ایات 1و 2 و3 سوره کهف : الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَلَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجًا ﴿۱﴾ قَيِّمًا لِيُنْذِرَ بَأْسًا شَدِيدًا مِنْ لَدُنْهُ وَيُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا حَسَنًا ﴿۲﴾ مَاكِثِينَ فِيهِ أَبَدًا ﴿۳﴾  📚چشمه رستگاری ص 416 《بامنتشرکردن 🔥 🔥 در ثواب دعاها با ما شریک شوید》👇👇 https://t.me/Manavi_2 👈 تلگرام در واتساپ👇 https://chat.whatsapp.com/LNdHoSUIDkrLTlZO2Wqf6r ایتا eitaa.com/Manavi_2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دیدار امام خامنه ای با بسیجی ها هم اکنون در شبکه یک
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
عمه مهناز سر صبح که شال و کلاه می کند و می گوید که می خواهد به یکی از دوستان قدیمی اش سر بزند دقیقا قیافه ام کج می شود منظور از کج چشمان لوچ و ل ب یک وری شده است! به همان صورت رفتنش را تماشا می کنم و نگاه به در بسته ی اتاقی که ارسلان در آن خوابیده یا بهتر بگویم خودش را به خواب زده می دوزم. خدا بخیر بگذراند! با چای شیرینم مشغولم که با باز شدن در هول می شوم و چای به گلویم می پرد بی تفاوت به منی که سرفه می کنم به سمت سرویس بهداشتی می رود، بی تربیت! اشک حاصل از سرفه ام را از گوشه ی چشمانم پاک می کنم و نفس عمیقی می کشم و دلم حسابی برای خو د بدجنسش هم تنگ شده است ! خدایا اخر از دست رفتگی تا به کجا، تا به کی؟ خودت بزن پس کله اش بلکه تاثیر گذار باشد من که جراتش را ندارم اما قضیه ام با تو که فرق می کند، نمی کند؟ یک کم هوای مرا هم داشته باش خوب، ، سارای مهربان خودت هستم ها مرا دریاب لطفا! از سرویس که بیرون می آید نگاهم می کند من هم نگاهش می کنم. زیر لب سلام زیادی آرامی می گویم که جوابم اخم می شود! پتانسیل یکی را تا حد مرگ زدن؛ همین حسی که من الان دارم را می گویند؟ اگر که بله، خوب حق دارند! دوباره به اتاق می رود و به چند ثانیه نمی کشد که برمی گردد و میاید روبرویم می نشیند و منتظر به من نگاه می کند! مرد هم انقدر حرص درار بمیرم هم برایش چای نمی ریزم! جواب سلامم را نمی دهد چای هم می خواهد؟ پرروی کله خراب کی بوده ای تو آخر؟ سارای کوچکم با شادی بالا پایین می پرد و می گوید که من، من! باشد سارا جان آرام باش مال تو... کم کم اخم روی پیشانی اش می نشیند و من برای خودم لقمه می گیرم و در دهانم می گذارم. - چای! کتری روگاز! چشمان باریک شده اش را دوست دارم چرا انقدر تو جذابی آخر؟ اما شرمنده ی جذابیتت؛ چای بریز نیستم برایت! بلند می شود و برای خودش چای می ریزد سر جایش می نشیند ! زیر سنگینی نگاهش قضیه کوفت خوری ام تکرار می شود... سیر می شوم و مشغول جمع کردن میز صبحانه می شوم ظرف ها را درون سینک که می گذارم و بر می گردم جلویم ظاهر می شود هینی میکشم و دست روی قلبم می گذارم لبخند کمرنگی روی لبانش نشسته است و با نوک انگشتش ضربه ی آرامی روی بینی ام می زند اخم می کنم و خودم را عقب می کشم. - َچشـم وا کردم و در یـاد َمنی از دیشب َهرگز چشـم خوابیده و یـاد تو نخوابد پناه بر خدا این چه مدل منت کشی کردن است اخر؟ اصلا هم قبول نیست من با یک بیت شعر خر نمی شوم که نمی شوم! آن قسمت هم از بدنم که در حال قیلی ویلی رفتن است و برای چشمان ستاره بارانش ضعف می رود بهتر است بنشیند سرجایش! اوه خدایا برای من شعر خواند! لعنتی همه چی بلد... اقا من نمی خواهم وا دهم به این زودی ها دست روی نقطه ضعف هایم نگذار جان خودت! چشمانش... اخ که چشمانت را این مدلی نکن؛ به من هم نگاه کن من هنوز عصبانی هستم، خیلی هم عصبانی هستم. پلک هایم را محکم روی هم می گذارم و باز که می کنم زبانم هم خودکار باز می شود. -من عصبانیم، زیاد هم عصبانیم منو با احساساتم خلع سلاح نکن! جفت ابروهایش بالا می پرند و دست به کمر می شود. -سارا این بازی و تمومش کن و بیا برگردیم خونمون. اوه مردک همیشه طلبکار... محکم با دستم روی قفسه ی سینه اش میکوبم. کارد به استخون رسیدن ومی فهمی وقتی با احساساتی که بهت دارم زدم از خونه بیرون!!! یعنی چی؟ چقدر برات راحته من و زجر دادن! می فهمی چقدر ازت ناراحتم؟ حرف هایم را درون صورتش می کوبم او هم ناراحت است متاثر و نگران نشان می دهد. -من نمی خواستم آزارت بدهم... ادامه دارد.... 《بامنتشرکردن 🔥 🔥 در ثواب دعاها با ما شریک شوید》👇👇 https://t.me/Manavi_2 👈 تلگرام در واتساپ👇 https://chat.whatsapp.com/LNdHoSUIDkrLTlZO2Wqf6r ایتا eitaa.com/Manavi_2