#سلام_امام_زمانم 💚
﴿سـَــــلٰام مَحـبوبَم۔۔۔❀﴾
دیــدَنرو؎تــــُـو۔۔
چـِشـــمدیگر؎مےخٰواهَد!!!
مَنظـرحُسـنتــُـــو۔۔
صٰاحـبنَظر؎مےخوٰاهد!!!
بٰایـدأزهـردو² "جَـھـٰانِ "۔۔۔
بےخَبــَرشگـردٰاننـد!!!
هرڪِہ أزڪو؎ِوصٰالت۔۔۔
خَبر؎مےخٰواهد!!!
#امام_زمان ﷻ
#فاطمیه
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
یِک¹؏ُـمر ۔۔
در اینْ ڪوچِـہنَشستیمْ و نِوشتـــــیمْ ۔۔
ا؎شَهـــــر!
مَگر یک¹ «زَن غَـــــم دیده۔۔💔 »؛
زَدن دٰاشـــــتْ۔۔؟!
#حضرت_فاطمه_زهرا
#فاطمیه
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
..
تُـــــو أز گُلولہِ بِگو۔۔۔
مَن زِسَنگ خـــــٰواهم گفْت۔۔
بِبـــــین ڪِہ،
﴿قــُـــدس ۔۔﴾!
چِـہ سٰان ڪَرده دَردنـــــٰاک مـــَــرا۔۔۔!!!
#طوفان_الاقصی
#فلسطین
#فاطمیه
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
داروخانه معنوی
مستند صوتی شنود 🔈#مستند_صوتی_شنود 📣 پرسش وپاسخ_بخش ششم * خداوند از میهمانش پذیرایی میکند هر چند ن
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
Nashre Hadi Ba Hamkarie Madrese Taali Taghdim Mikonad07 Porsesh Va Pasokh Mosianade Soti Shonood (1401-04-28).mp3
زمان:
حجم:
18.3M
مستند صوتی شنود
🔈#مستند_صوتی_شنود
📣 پرسش وپاسخ_بخش هفتم
* شب پره از نور فراری است.
* قم و مشهد نورانی ترین نقطه ایران
* شیطان از نطفه روی افراد کار می کند.
* ملائکه تجسم پیدا میکنند
* تن حضرت حجت(ع) در اراده حضرت است.
* تمثلات مختلف شیطان
* تحت الحنک سیمای ملائکه است.
* ملائکه گرد حرم امام حسین ع طواف می کردند
* ملائکه مقیم حرم اباعبدلله (ع)
* کلمه کلمه ای که گر می گرفت.
* نود درصد تجربه نزدیک به مرگ، خروج روح از بدن است.
* هر شب خروج روح از بدن اتفاق می افتد.
* گاهی تقدیرات در خواب القا می شود.
* انس انسان با نجاست، او را از طهارت دور می کند.
⏰مدت زمان:۴۵:۰۴
#فاطمیه
#امام_زمان
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
داروخانه معنوی
#داستان_کوتاه 🔴 حکایت تکان دهنده فرزند شیخ رجبعلی خیاط از پدرش در مورد یک زن بی حجاب 🔰یکی از دو
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
داروخانه معنوی
#داستان_کوتاه 🔴 حکایت تکان دهنده فرزند شیخ رجبعلی خیاط از پدرش در مورد یک زن بی حجاب 🔰یکی از دو
#داستان_کوتاه
#خبر_ازشهادت_علی_اکبر_اژه_ای_بوسیله_
#امام_زمان
حکايتي در مورد شهادت اين عالم و روحاني بزرگوار
روزي با يکي از دوستان به خدمت آيتالله ميرزاعليمحمداژهاي رسيديم، چون شنيده بوديم ايشان سالها قبل از شهادت شهيد حاج شيخ علياکبر اژهاي از شهداي هفتم تير۱۳۶۰ از شهادت ايشان مطلع بودند. پرسيدم: «آقا! جريان اطلاع از شهادت فرزندتان را براي ما بفرمائيد.»
ايشان فرمودند: «من خيلي پيش از انقلاب، براي اقامه نماز صبح از منزل خودمان تا مسجد پياده ميرفتم مسير من از خيابان وليعصر ميگذشت. يکي از روزها همين طور که ميرفتم، در نزديکيهاي سبزميدان (میدان امام علی علیه السلام فعلی) آقاي بزرگواري جلوي من آمدند و مرا به اسم صدا زدند و گفتند: شيخ عليمحمد! به ايشان جواب دادم و به من مطالبي، از جمله مدت عمرم را فرمودند و گفتند: «اگر اين کاسه چينيات شکست، غصه نخور».
عرض کردم: «آقا! منظورتان چيست؟»
فرمودند: «همين فرزندي که بعد از شما به مسجد ميآيد.» آن روزها شهيد اژهاي، نوجوان کم سن و سالي بود که بلافاصله بعد از من وضو ميگرفت و به مسجد ميآمد و مکبر نماز جماعت ميشد.
بعد از گفتگوي کوتاهي، آن آقا از نظرم پنهان شدند. در اين هنگام يکي از مامورين دولتي به من نزديک شد و گفت: «با چه کسي حرف مي زدي، چون صدايي ميشنيدم، ولي کسي را نميديدم.» از اين سخن آن مامور دولتي فهميدم که او، آن آقا را نميديده است.
به هر حال از دست مامور دولتي خلاص شدم و به مسجد رفتم. اين واقعه گذشت تا اينکه نزديکيهاي هفتم تير سال ۱۳۶۰ شمسی براي زيارت مرحوم حضرت امام به قم مشرف شدم. چون به خدمت حضرت امام رسيدم و با ايشان معانقه کردم، نزديک گوش من فرمودند: «آن وعدهاي که آقا فرمودند به همين زوديها اتفاق ميافتد.»
نگارنده اين دفتر از جناب حاج شيخ احمد فعال در تاريخ ۲۸/۶/۱۳۸۵ شنيده است که بيان نمودند. آقا اين واقعه را در ايام رحلت حضرت امام نقل کردند و در واقع اين را در تاييد حضرت امام بيان کرده فرمودند: ببينيد امام چقدر ارتباطشان قوي بود. بنده به ايشان عرض کردم پس شما از شهادت ايشان خبر داشتيد؟ فرمودند: من ميدانستم هم شب آن را و هم ساعتش را.
📚 (نور محمدي، جواد: ناگفتههاي عارفان، ص ۱۳۰ ـ ۱۳۳)
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2