eitaa logo
داروخانه معنوی
9.1هزار دنبال‌کننده
12.1هزار عکس
6.2هزار ویدیو
258 فایل
کانال داروخانه معنوی مذهبی ؛ دعا؛ تشرفات و احکام لینک کانال در ایتا eitaa.com/Manavi_2 ارتباط با مدیر 👇 @Ya_zahra_5955 #کپی_حلال تبادل وتبلیغ @Ya_zahra_5955
مشاهده در ایتا
دانلود
داروخانه معنوی
#احسن_القصص #تشرفات (قسمت چهارم): #امام_زمان ﷻ 💥ضمنا ایشان وقتی می فرمودند بروید به همان طرفی که از
(قسمت پنجم): ﷻ 💥همه مات و مبهوت شبیه کسی که از خواب پریده بودیم و از یکدیگر می پرسیدیم آن جمعیت و ترافیک و شلوغی بی حد چه شد؟ تا اینکه تاکسی یا همان جیپ ما را در فرعی های آخر خیابان حجّون جلوی درب اقامتگاهمان نگه داشت و گفت: بفرمایید پایین، انگار نقشه محل اقامت ما را قبلا داشت و از خود ما بهتر می دانست ما کجا ساکن هستیم! بداخل اقامتگاه رفتیم و ناهار را میل کردیم. ✨💫✨ حدود ساعت چهار بعد از ظهر دیدیم همسفرهای ما که در یک کاروان بودیم فوج فوج با حال پریشان و نگران و مضزرب می آیند در حالی که کفش یا دمپایی آنها پاره شده و پای برهنه اند، لباس احرام یا لباس عمومی ایشان پاره و کثیف و گاهی خونی و می گفتند حاج آقا چه کنیم، ما موفق به رمی جمره نشدیم! ما با تعجب می پرسیدیم چطور نشدید؟! می گفتند از ازدحام جمعیت، بطوریکه نرده های پل هوایی از فشاد ازدحام شکست و مردم از بالا به پایین می ریختند و صدها نفر کشته و زخمی شدند که البته تعداد آمار کشته شدگان را ۴۳۰ نفر اعلام کردند. ✨💫✨ معجزه ای که در اینجا انجام شد و ما از آن بی خبر بودیم آن بود که شکسته شدن پل و ریختن آن بر سر مردم و کشته شدن بیش از چهارصد نفر دقیقا در همان محلی انجام شده بود که ما حضور یافته بودیم و آن مرد بزرگوار به ما فرمود: زود از اینجا بروید و نمانید. ادامه دارد... 🌹اللهم ارنی الطلعة الرشیدة «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
18.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔆 🎥 داستان معتبر و اثبات شده‌ی تشرف چوپان مشهدی خدمت حضرت مهدی عجل الله فرجه در حج.. ( این اتفاق در سال ۱۳۷۴ واقع شده است ) 🔹 او میان ماست. «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✋️ السَّلامُ؏ـلَيْكَ أَيُّهَا الْوَلِےُّ النَّاصِحُ... "سَـــــلٰام" بَر تــُᰔـــو۔۔ اِ؎ مُـــــولٰایے ڪِہ؛ یِک¹ لَح‌ـظِہ مآ رٰا۔۔، فَـــــراموشْ نِمےڪُنے وَ دَستآن مِهربـــــآنت ۔۔۔ هَمیشہ ! « پُشـــــتُ و پَنـــــآه۔۔‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌❀» مآستْ۔۔◇♧◇ الـٰلّهُمَ؏َجــِّلِ‌لوَلــیِّڪَ‌اَلْفــَرَجْ ﷻ «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هَمسَر‌شُمـــــا‌ٓ۔۔ بَرا؎خــُـــودِ‌شمآست! نَہ بَرا؎نِمـــــآیِش دٰادَن‌؛ جـِــــلو؎دیگرٰان۔۔۔! مےدٰانے۔؟ ۔چِ‌ـہ‌قَدر‌أز‌جَوانـــــآن‌مَردُم‌۔۔۔ بٰا‌دیدن‌ِهَمسر"بےحِجـــــآب‌"شُما‌ٓ۔۔ بِہ گنـــــآه‌مےاُفَتند...!؟؟ ☜«شَهیدابرٰاهیمِ هآد؎۔۔𔘓» «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
گَردِ فَـــــرشِ ح‌َــرمَت ؛ هَست شَفـــــآ؎ دِل مـــــآ۔۔۔ ﴿اِلتمـــــآس نِگٰاه آقـــــآ؎رَئـــــوف۔۔۔𑁍﴾ ﷺ «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2
خانواده آسمانی ۶.mp3
زمان: حجم: 11.2M
۶ 🌎 تمام قصه‌ی فراموشیِ بشر بعد از سفرش به زمین، و محصور شدن او در زندان دنیا؛ که تصور می‌کند خیلی بزرگ است، فقط محصول این است که؛ ↓ ⚡️ با چشمی که به همه چیز عادت کرده، به همه چیز می‌نگرد ... و در حقیقت به هیچ چیز فکر نمی‌کند! ※ اهل تفکر چگونه اند؟ - به چه چیزی فکر می‌کنند؟ 🎤 «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2
داروخانه معنوی
#داستان_کوتاه روزی شخصی از طائفه جنیان در نزد رسول خدا نشسته بود که دید حضرت علی علیه السلام به سم
♻️ وبوسه بر خاك پای علیه‌السلام 〽️ علامه حلی از رجال برجسته وعلمای بزرگوار شیعه، كسی‌ست كه درباره‌اش نوشتند: «در حالی كه كودك بود، بدرجه اجتهاد رسید ومردم منتظر بودند كه بتكلیف برسد تا از او تقلید نمایند.» 〽️ علامه حلی، هر هفته از حله با پای پیاده بسوی كربلا راه می‌افتاد تا فضیلت زیارت امام حسین علیه‌السلام را در شب جمعه درك نماید. آن بزرگوار، طی سفری از حله بكربلا، به‌ محضر نورانی امام عصر عجل الله فرجه می‌رسند، اما، حضرت را نمی‌شناسند. 〽️ در طول مسیر، عصا از دست علامه بزمین می‌افتد. امام زمان ارواحنافداه خم می‌شوند، عصای علامه را برمی‌دارند وبدست ایشان می‌دهند. در همین هنگام سؤالی در ذهن علامه القا می‌شود واز محضر امام روحی فداه می‌پرسد: - آیا در این عصر و زمان كه غیبت كبری‌است، می‌توان حضرت صاحب الامر عجل الله فرجه الشریف را دید یا نه؟ 〽️ حضرت در پاسخ علامه می‌فرمایند: - چگونه صاحب الزمان را نمی توان دید وحال آن كه دست او هم اكنون در دست توست؟! بمحض اینكه علامه این پاسخ را می‌شنود، بی‌اختیار خود را بزمین می‌اندازد تا پای مبارك حضرت را ببوسد كه در این هنگام از كثرت شوق مدهوش می‌شود. 📚 قصص العلماء ، ص۱۲۳ . «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2