#بسم_رب_العشق ❤️
#رمان
#قسمت_صدوهجدهم
#جانمــ_مےرود
#فاطمه_امیری
مریم، قند را در لیوان ریخت و با قاشق هم زد.
در زده شده...
ــ یاالله...
ــ بیا تو داداش!
شهاب، آشفته وارد پایگاه شد. سلامی گفت و با چشم دنبال مهیا گشت. با دیدن مهیا، با چشمان سرخ؛ نگران به
سمتش رفت وکنارش زانو زد.
ــ مهیا چی شده؟!
مهیا، با دیدن شهاب؛ داغ دلش تازه شد و چشمه اشکش جوشید.
ــ چرا گریه میکنی عزیز دلم؟! بگو چته؟!
مریم، ناراحت، نگاهی به آن ها انداخت.
ــ از وقتی بهت زنگ زدم؛ داره گریه میکنه...
شهاب اشاره کرد، که لیوان آب قند را به او بدهد. آن را از مریم گرفت و به سمت لبان مهیا گرفت.
مهیا با دست لیوان را پس زد.
ــ راستشو بهم بگو...
ــ راست چی رو؟!
مهیا با چشمانی پر اشک، در چشمان مشکی و نگران شهاب خیره شد و با صدای لرزان گفت:
ــ می خوای بری سوریه؟!
شهاب، چشمانش را روی هم فشار داد. نمی خواست مهیا اینگونه باخبر شود.
ــ چرا جواب نمیدی پس؟!!
شهاب عصبی گفت:
ــ مریم من چی گفتم؟! چرا بهش خبر دادید!!
مهیا، نگذاشت مریم جواب دهد:
ــ پس راسته می خوای بری!
ــ مهیا!
ــ مهیا، مهیا نکن! می خوای بری؟!
شهاب سرش را پایین انداخت.
مهیا، چانه اش را گرفت و سرش را بالا آورد.
ــ می خوای بری پس...؟!
ــ آره!
مهیا بلند زد زیر گریه.
ــ مگه قرارمون این نبود نری؟! هان؟!
با مشت به سینه شهاب کوبید.
ــ مگه قرار نبود نری؟! چرا زدی زیر قولت؟! تو به من قول دادی، تنهام نزاری؟!
شهاب دستان مهیا را گرفت. بوسه ای روی آن ها کاشت.
ــ آروم باش مهیا! آروم باش عزیز دلم!
مریم، نگاه عصبی به نرجس که گوشه ای ایستاده بود و با اخم به آنها نگاه می کرد؛ انداخت.
ــ من نمیزارم بری...
مهیا فریاد زد:
ــ نمیزارم بری... فهمیدی؟!
از جایش بلند شد. چادرش را سرش کرد، تا می خواست از پایگاه خارج شود؛ شهاب بازویش را گرفت.
ــ کجا میری؟!
ــ به تو ربطی نداره... ولم کن!
ــ دارم بهت میگم کجا داری میری مهیا؟!
ــ دارم میرم خونه! ولم کن!
مهیا، از پایگاه بیرون رفت. شهاب هم پشت سرش خارج شد.
مهیا؛ تند قدم برمی داشت.
ــ مهیا صبر کن!
ــ مهیا! بزار من حرف بزنم! مهیا...
ــ آقا شهاب!
پیرمردی به طرف شهاب آمد و شروع کرد صحبت کردن با شهاب. شهاب با نگرانی به مهیایی که هر لحظه از او دور
می شد، نگاهی کرد و جواب پیرمرد را داد. بعد از چند دقیقه، پیرمرد تشکر کرد و رفت. شهاب، سریع به طرف خانه
مهیا رفت دکمه آیفون را فشار داد.
ــ بله؟!
ــ سلام مهلا خانم!
ــ سلام پسرم! بیا تو...
ــ نه ممنون یه خورده کار دارم، فقط اگه میشه به مهیا بگید بیاد پایین؛ کارش دارم.
ــ پسرم؛ مهیا خونه نیست. رفته برا جلسه...
ــ مطمئنید؟! آخه گفتند رفت خونه.
ــ نه نیومده...
شهاب نمی خواست، مهلا خانم را نگران کند.
ــ پس حتما تو پایگاست. ممنون! با اجازه!
ــ بسلامت پسرم!
شهاب، عصبی موبایلش را درآورد و شماره مهیا را گرفت.
مهیا، جواب نمی داد و یا قطع می کرد. شهاب، عصبی، دستی در موهایش کشید.
نمی دانست چیکار کند. به طرف پایگاه رفت مریم و نرجس را دید ، که از پایگاه بیرون می آمدند. به طرفشان رفت.
ــ مگه من نگفته بودم بهش چیزی نگو، مریم!
ــ باور کن چیزی نگفتم، شهاب!
ــ پس از کجا فهمید؟!
مریم، ناراحت، نگاهی به نرجس انداخت. شهاب با عصبانیت به نرجس نگاهی انداخت.
ــ شما گفتید؟!... نرجس خانوم شما گفتید؟!
نرجس سرش را پایین انداخت.
ــ خب من فکر کردم لازمه بدونه!
ــ اصلا شما چرا دخالت کردید؟! اینو نمیدونید که زندگی شخصی دیگران به شما ربطی نداره؟!!!!
ــ شهاب جان آروم باش! با مهیا حرف زدی؟!
ــ نیستش...
ــ یعنی چی نیستش؟! حتما خونشونه...
ــ رفتم، مهلا خانم گفت؛ اصلا برنگشته.
ــ بهش زنگ بزن.
شهاب کلافه دستی در موهایش کشید.
ــ جواب نمیده!
خب دوباره زنگ بزن.
شهاب دوباوه شماره مهیا را گرفت.
عصبی، لگدی به ماشینش زد.
ــ چی شد شهاب؟!
ــ خاموش کرد گوشیشو...
مریم، نگران ناخن انگشتش را می جوید.
ــ شهاب شاید تو پارک باشه!
شهاب سریع به سمت پارک دوید.
تنها امیدش، پارک بود. با رسیدن به پارک نفس زنان کل پارک را گشت.
اما، اثری از مهیا نبود.
روی نیمکت نشست و سرش را بین دو دستش گرفت.
مریم کنار برادرش ایستاد.
ــ چی شد؟!
شهاب سرش را بالا آورد.
ــ نبود...
مریم، نگران به اطراف نگاه کرد.
ــ شهاب! یه کاری بکن! مهیا اصلا حالش خوب نبود!
شهاب نگاهی به ساعت انداخت. ساعت نزدیک دوازده شب بود.
زیر لب نالید:
ــ با این حالت؛ این موقع کجا رفتی...؟!
ادامه دارد....
@Manavi_2
@Manavi_3
@Manavi_4
🌟 🔹
پناه همیشگی من،
عبادت میکنم به سمتت میخوانیام!
مهربانی میکنی به سمتت میآیم!
غفلت میکنم به سمتت میخوانیام!
غضب میکنی به سمتت میآیم!
آخر جز سمت تو
آغوش امنی نیست!
#شب_بخیر
#پرسمان؛ نماز شب خواب آلوده
⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️
سئوال⁉️
خواندن #نماز_شب اگر حتي از روي خواب آلودگي و خستگي و بدون حضور قلب هم خوانده شود هم درست است؟
پاسخ ✅
|چنین نماز شبی نه تنها درست و صحیح است بلکه يکي از بالاترين ارزش هاي نماز شب اين است که انسان در عين خستگي و خواب آلودگي براي کسب رضايت الهي به اقامه نماز بايستد؛ در حديثي قدسي آمده است:
وقتى كه بنده اى در نيمه شب براى #نماز و طاعت خداوندى برخيزد و سپس خواب بر وى غلبه كند و در اثر چرت به چپ و راست متمايل شود و چانهاش به سينهاش بچسبد. خداوند امر مىكند درهاى آسمان باز مىشود و سپس به ملائكه مىفرمايد: به اين بنده من نگاه كنيد و ببينيد در اثر تقرب به من و انجام عملى كه بر وى واجب نكردهام به چه روزى افتاده و من سه خصلت به اين بنده عطا مىكنم. گناهان او را مى بخشم، يا توبه مجددى برايش فراهم مى كنم و روزى اش را زيادتر مى كنم و من همه شما را شاهد مىگيرم كه اين سه چيز را به وى بدهم.
📅 #تقویم_نجومی_اسلامی
🗓 شنبه۲۰ اسفند ۱۴۰۱
🗓 ۱۸ شعبان ۱۴۴۴
🗓 11 مارس 2023
🌹 امروز متعلق است به:
🔸پبامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلّم
🗞 وقایع مهم شیعه:
🔹وفات حسین بن روح نوبختی نائب سوم امام زمان، 326ه-ق
📆 روزشمار:
▪️13 روز تا آغاز ماه مبارک رمضان
▪️22 روز تا رحلت ام المومنین حضرت خدیجه علیها السلام
▪️27 روز تا ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام
▪️30 روز تا اولین شب قدر
▪️31 روز تا ضربت خوردن امام علی علیه السلام
❇️ ذکر روز شنبه 《۱۰۰》 مرتبه : یا رَبِّ الْعالَمِین "ای پروردگار جهانیان"
❇️ این ذکر که مربوط به روز #شنبه است به نام رسول خدا صل الله و علیه و آله و سلم میباشد، روایت شده است که هر کس این ذکر را بخواند بی_نیاز می شود و در این روز #زیارت حضرت رسول الله (صل الله و علیه و آله و سلم) خوانده شود.
❇️ ذکر (یا غنی) 《1060》 مرتبه بعد از نماز صبح موجب غنی و بی_نیاز شدن میشود.
✅ رسیدن_به_خواسته_به_مطلوب
✅ این دعا بزرگ که از امام زمان عج الله می باشد برای کسی است که حاجت بزرگی دارد و میخواهد به آن برسد و برای آن قصه ای عجیب می باشد . کسی که می خواهد به هدفش برسد این دعا را تکرار کند
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ أَنْتَ اللَّهُ اَلَّذی لا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ مُبْدِئُ الْخَلْقِ وَ مُعِيدُهُمْ، وَ أَنْتَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ مُدَبِّرُ الْأُمُورِ وَ بَاعِثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ وَ أَنْتَ اللَّهُ اَلَّذی لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ الْقَابِضُ الْبَاسِطُ، وَ أَنْتَ اللَّهُ اَلَّذی لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ وَارِثُ الْأَرْضِ وَ مَنْ عَلَيْهَا، أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي إِذَا دُعِيتَ بِهِ أَجَبْتَ، وَ إِذَا سُئِلْتَ بِهِ أَعْطَيْتَ، وَ أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ بِحَقِّهِمُ الَّذِي أَوْجَبْتَهُ عَلَى نَفْسِی أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَقْضِيَ لِي حَاجَتِي السَّاعَةَ السَّاعَةَ يَا سَيِّدَاهْ يَا مَوْلَاهْ يَا غِيَاثَاهْ، أَسْأَلُكَ بِكُلِّ اسْمٍ سَمَّيْتَهُ بِهِ نَفْسَكَ، وَ اسْتَأْثَرْتَ بِهِ فِي عِلْمِ الْغَيْبِ عِنْدَكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تُعَجِّلَ خَلَاصَنا مِنْ هَذِهِ اَلشِّدَّةِ يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ يَا سَمِيعَ الدُّعَاءِ إِنَّكَ عَلى كُلِ شَيْءٍ قَدِيرٌ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.
❌ شنبه ساعت ۳:۳۰ قمر وارد برج عقرب می گردد.
❌ دوشنبه ساعت ۱۱:۰۰ قمر از برج عقرب خارج می شود.
✅ برای حجامت و خون دادن روز خوبی است.
⛔️ برای اصلاح سر و صورت روز خوبی نیست.
⛔️ برای گرفتن ناخن روز خوبی نیست.
⛔️ برای ازدواج و خواستگاری روز خوبی نیست.
✅ برای زایمان روز خوبی است.
⛔️ برای برش و دوخت لباس روز خوبی نیست.
⛔️ برای مسافرت رفتن روز خوبی نیست.
🔹امروز روز سختی است.
🔹امروز را برای شروع کارها انتخاب نکنید..
🔹دید وبازدید با دوستان و خویشاوندان خوب است.
🔹کسی که در این روز بیمار شود زود بهبود یابد.
🔸کسی که امروز گم شود، دیر پیدا میشود.
🔸قرض دادن و قرض گرفتن خوب نیست.
🔸کشاورزی و باغبانی وآبیاری و خرید و فروش محصولات زراعی خوب است.
🔸خرید و فروش و تجارت،خوب نیست.
🔹میانجیگری برای اصلاح ذاتالبین و رفع اختلافات دوستانوخویشاوندان خوب است.
🔹رسیدگی به ایتام ونیازمندان و بیچارگان خوب است.
🔹صدقه دادن خوب است.
🔸رَک اَرقنوع یا به اصطلاح ماه ترکی، قوت روح، امروز در « پهلو » است.باید مراقب بود که امروز به آن آسیبی نرسد.
🔸خواب در این شب درست و بدون خطا است.
🔸مسیر رجال الغیب از سمت جنوب میباشد. بهتر است هنگام حرکت به سمت محل کار یا در مکانی که حاجتی دارید رو به این سمت نهاده و از ایشان یاری بطلبید.
چون کسی در نزد شروع در شغلی و سفری روی خود را به طرف ایشان کند و همت از ایشان طلبد، بدین نهج (صورت): بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیم، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا رِجالُ الغَیبِ. اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیَّتُهاَ الاَرواحُ المُقَدَّسَةِ. اَغیثُونی بِغَوثِهِ و اُنظُروُا اِلَیَّ بِنَظرَةٍ یا رُقَبا یا نُقَبا یا نُجَبا یا اَبدالَ یا اَوتادَ یا غَوث َیا قُطُب. و به هر زبانی که خواهد، مطلب خواهد و شروع در مدعا کند، البته به مقصود رسد.
📿 زمان_استخاره: از طلوع آفتاب تا ساعت ۹:۴۵
📿 زمان_استخاره: بعد از اذان_ظهر تا ساعت ۱۵:۵۵ عصر خوب است.
🔹 اوقات_شرعی_به_افق_تهران
🔹 اذان صبح ۴:۵۸:۱۵ طلوع آفتاب ۰۶:۲۱:۲۶
🔹 اذان ظهر ۱۲:۱۴:۲۳ غروب آفتاب ۱۸:۰۷:۵۴
🔹 اذان مغرب ۱۸:۲۵:۵۹ نیمه شب شرعی ۲۳:۳۳:۰۴
⏰ ذات الکرسی عمود 23:00
🤲 دعا در زمان ذات الکرسی مستجاب است.
🗓 ذات_الکرسی مخصوص روز شنبه است.
@Manavi_2
@Manavi_3
@Manavi_4
#اعمال_مشترک_ماه_شعبان🌙
#ماه_شعبان
🌸روزه گرفتن
🍀صدقه دادن
🌸صلوات فرستادن
🍀خواندن مناجات شعبانیه
🌸هر روز هفتاد مرتبه ذکر
🍀اَسْتَغْفِرُاللهَ وَ اَسْئَلُهُ التَّوْبَةَ» گفته شود.
🌸هر روز هفتاد مرتبه ذکر
🍀اَسْتَغْفِرُاللهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحْمنُ
🌸الرَّحیمُ الْحَىُّ الْقَیّوُمُ وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ» گفته شود.
🍀در کل این ماه هزار بار ذکر « لا اِلهَ اِلا اللهُ وَلا نَعْبُدُ
🌸اِلاّ اِیّاهُ مُخْلِصینَ لَهُ الدّینَ وَ لَوُ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ » گفته شود.
🍀در هر پنج شنبه این ماه دو رکعت نماز اقامه شود؛
🌸که در هر رکعت بعد از حمد، صد مرتبه سوره توحید
🍀و بعد از سلام صدبار صلوات فرستاده شود.
🌸هنگام ظهر و نیمه شب،
🍀صلوات شعبانیه که از امام سجاد(ع)
🌸روایت شده، خوانده شود.
@Manavi_2
@Manavi_3
@Manavi_4