eitaa logo
داروخانه معنوی
9.1هزار دنبال‌کننده
12.1هزار عکس
6.2هزار ویدیو
258 فایل
کانال داروخانه معنوی مذهبی ؛ دعا؛ تشرفات و احکام لینک کانال در ایتا eitaa.com/Manavi_2 ارتباط با مدیر 👇 @Ya_zahra_5955 #کپی_حلال تبادل وتبلیغ @Ya_zahra_5955
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
امروز سه شنبه قضای ⇠ بعد از هر نماز قضا خواندن دعای فرج(الهی عظم البلا...) برای سلامتی و فرج و مقدر شدن ظهور آقا جانمون حضرت مهدی (روحی لک الفدا) اجباری است🌹🌹🌹 💬 نظرات
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
داروخانه معنوی
حکمت ۲۵۰ 💥خدا شناسی در حوادث روزگار(اعتقادی) 🎇🎇#حکمت۲۵۰ 🎇🎇🎇 ✨وَ قَالَ ( عليه السلام ) : عَرَفْتُ
حکمت ۲۵۱ 🌿تلخی ها و شیرینی های دنیا و آخرت(اخلاقی،اعتقادی) 🎇🎇 🎇🎇🎇 ✨ وَ قَالَ ( عليه السلام ) : مَرَارَةُ الدُّنْيَا حَلَاوَةُ الْآخِرَةِ ، وَ حَلَاوَةُ الدُّنْيَا مَرَارَةُ الْآخِرَةِ ✅و درود خدا بر او فرمود: تلخكامي دنيا، شيريني آخرت، و شيريني دنياي حرام، تلخي آخرت است. 💠باهم نهج البلاغه بخوانیم «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2
قربانی امروز
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚨خبر مهم❗️❗️❗️ اگه تونستیم ماشین رو بدون بنزین حرکت بدیم، چرا موی مرده رو نتونیم زنده کنیم❗️ 😏تا دیروز می‌گفتن ریزش ارثیه؛ یعنی کاریش نمی‌شه کرد. ما گفتیم: تنها در 35 روز کل ریشه موهای ریخته رو فعال میکنیم 🧬 این راه‌حل جدید، فولیکول‌های خوابیده مو رو دوباره بیدار می‌کنه. نه با دارو، نه با کاشت — فقط با یه فرمول دقیق بدون عوارض. 🌱 مو دوباره رشد می‌کنه. ضخیم‌تر، قوی‌تر، زنده‌تر. اگه هنوز به «غیرممکن» باور نداری، اینجا رو ببین👇 bam30.com/ads/landings/1d70d-215f1 bam30.com/ads/landings/1d70d-215f1 🎁به مناسبت عید نوروز، بهترین تخفیف سال همراه با یک مشاوره رایگان😍 فقط کافیه کلیک کنی👆
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
مردم عزیز! خیابان را رها نکنید خیابان اولی بر هر کاریست عقب نیندازید. وقت برای تلفن و سریال و دید و بازدید در طول روز هست، کشور را دریابید «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2
داروخانه معنوی
✍💞💞✍✍💞💞✍ 💓 #رمان جذاب و نیمه واقعی 💓 #دست_و_پاچلفتی 💓قسمت ۲۴ -مینا....مینا یه فکری به ذهنم زد...
✍💞💞✍✍💞💞✍ 💓 جذاب و نیمه واقعی 💓 💓قسمت ۲۵ . 🍃از زبان مجید🍃 . تو اتاقم نشسته بودم و دعای توسل میخوندم که مامانم اومد تو و دید مشغول دعا خوندم خواست بره و یه وقت دیگه بیادکه گفتم: -مامان؟ کاری داشتی؟ -مجید؟؟ -جانم مامانم؟ -یه نفس عمیق بکش تا یه خبر بهت بدم... -چی شده مامان -آمادگیشو داری؟ -اره مامان بگو تا دلم بالا نیومده -الان خالت زنگ زد... -خب...چی گفت؟؟ -خلاصه پسرم قسمت دست خداست -وایییی...نههههه -باید همیشه راضی باشیم به رضای خدا -نههههه مامان -گفتم آمادگی نداریا هل نکن حالا ...عروس خانم هم دلش اینوره مثل اینکه -چی مامان؟چی شد؟ منکه نصف عمر شدم... -خواستگاری فردا رو به خاطر شاخ شمشاد کنسل کردن... -واییی خدا...راست میگی مامان؟خدایا شکرتتت -ولی فعلا دلتو آب و صابون نزنیا...فعلا بچسب به درست تا یکم بزرگ تر بشی... خالت گفت با مینا هم زیاد صحبت نکنی ولی به نظرم کم محلی هم نکن بهش... بزار بفهمه ازدواجش باتو عاشقونست نه صرفا سنتی.... . داشتم بال درمیاوردم...تو پوست خوندم نمیگنجیدم...اینقدر خوشحال بودم که حد نداشت... بهم ثابت شد که مینا هم دوستم داره... اصلا مگه میشه اونهمه خاطره بچگی رو فراموش کرد و بهم علاقه نداشت بهم ثابت شد که اون داداش گفتناش از سر محبته فهمیدم تا اینجا راه رو درست اومدم و باید همینطور ادامه بدم... برای مینا پیام های مذهبی و در مورد شهدا میفرستادم و اونم باز با اینکه میگفت ممنون داداش ولی مطمئن بودن خوشش اومده... دوست داشتمهمون شوهری بشم که تو رویاهاش میخواد... یه فرد مذهبی و با ایمان و مقید... زندگیم شده مینا... روزم مینا ... شبم مینا... تو هر مهمونی مینا بود میرفتم و هرجا نبود نمیرفتم... هرجا فکر میکردم شاید مینا منو ببینه خوشتیپ میکردم و هرجا نبود اصلا تیپ و قیافم برام مهم نبود... تو دانشگاه به خودم اجازه_نگاه_کردن و به هیچ دختری رو نمیدادم چون این کار خیانت در حق مینا بود... اون به خاطر من خواستگارشو رد کرد و حالا اگه من با دختری حرف بزنم که خلاف انسانیته... اینو از این بابت میگم که چون تو دانشگاه دانشجوی زرنگی بودم و معمولا همه از من جزوه میگرفتم و توی یه طرح علمی هم شرکت کرده بودم که هم تیمیم دختری به نام بود... یعنی تو کل دانشجوهای ورودی رشتمون فقط من و زینب مذهبی بودیم... و احساس میکردم به بهونه های مختلف میخواد باها حرف بزنه نه جرات اینو داشتم که بهش بگم باهام صحبت نکنه و نه میخواستم باهاش حرف بزنم... به خاطر همین از اون کار انصراف دادم و یکی از دوستام جایگزینم شد... 💞ادامه دارد... ✍نویسنده؛ سیدمهدی بنی هاشمی «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2