🔹روز گذشته ترامپ یک رمزواره(۴۸) را به عنوان کد به شبکه کودتای داخلی ایران ارسال کرد. دقیقاً در ساعت پایانی این ضرب الاجل حسام الدین آشنا، پسر رئیس جمهور و سایر نفوذی ها یک فریب رسانه ای را آغاز کردند.
🔹افرادی از اصلاح طلبان که توسط سازمان اطلاعات سپاه دستگیر و در حصر خانگی نیستند در حال انجام دادن وظایف حسن روحانی، محمد خاتمی و ظریف هستند.
🔹شبکه کودتا قصد دارند با یک فریب رسانه ای به مردم بقبولانند که مسئولین به شما دروغ می گویند و قصد مذاکره دارند و ما راست می گوئیم. این حربه برای ضربه زدن به جریان مردمی است که هرشب وارد خیابانها می شوند.
🔹خالی کردن خیابانها اکنون اصلی ترین وظیفه شبکه کودتا است. مردم شریف ایران به گوش باشید عامل بدبختی شما در ۳۰ سال اخیر اصلاح طلبان هستند، همین مزدوران فرزندانشان تمام سرمایه های ایران را گروگان گرفته اند و بقیه را فاسد می خوانند. از فرزندان هاشمی، تا عباس آخوندی، از پسران عارف تا فرزندان، داماد و برداران حسن روحانی همین افراد ایران را نابود کردند.
🔹آیا حسن روحانی نبود سال ۹۷ با خالی کردن خزانه و کودتای اقتصادی ارزش ریال را نابود کرد و پراید ۷ میلیونی ۲۰۰ میلیون شد.
🔹پس فریب رسانه ای پسر رئیس جمهور و بقیه نشوید و تا رهبر معظم انقلاب دستور ندادند کسی خیابانها را خالی نکند.
🔹اگر دلسوز ایران هستید این پست را آنقدر دست به دست کنید تا همه ایران ببینید
#مرگ_بر_آمریکا
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
داروخانه معنوی
حکمت ۲۵۱ 🌿تلخی ها و شیرینی های دنیا و آخرت(اخلاقی،اعتقادی) 🎇🎇#حکمت۲۵۱ 🎇🎇🎇 ✨ وَ قَالَ ( عليه السل
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
داروخانه معنوی
حکمت ۲۵۱ 🌿تلخی ها و شیرینی های دنیا و آخرت(اخلاقی،اعتقادی) 🎇🎇#حکمت۲۵۱ 🎇🎇🎇 ✨ وَ قَالَ ( عليه السل
حکمت ۲۵۲
🍂فلسفه احکام الهی(اخلاقی،اجتماعی،اعتقادی)
🎇🎇#حکمت۲۵۲ 🎇🎇🎇
✅فَرَضَ آللّهُ آلاِْیمانَ تَطْهِیراً مِنَ الشِّرْکِ، وَالصَّلاَةَ تَنْزِیهاً عَنِ آلْکِبْرِ، وَالزَّکاةَ تَسْبِیباً لِلرِّزْقِ، وَالصِّیَامَ آبْتِلاَءً لاِخْلاَصِ آلْخَلْقِ، وَآلْحَجَّ تَقْرِبَةً لِلدِّینِ، وَآلْجَهَادَ عِزّاً لِلاِْسْلاَمِ، وَآلاَْمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَةً لِلْعَوَامِّ، وَالنَّهْیَ عَنِ آلْمُنْکَرِ رَدْعاً لِلسُّفَهَاءِ، وَصِلَةَ الرَّحِمِ مَنَْماةً لِلْعَدَدِ، وَالقِصَاصَ حَقْناً لِلدِّمَاءِ، وَإِقَامَةَ آلْحُدُودِ إِعْظَاماً لِلْمَحَارِمِ، وَتَرْکَ شُرْبِ آلْخَمْرِ تَحْصِیناً لِلْعَقْلِ، وَمُجَانَبَةَ السَّرِقَة إِیجاباً لِلْعِفَّةِ، وَتَرْکَ الزِّنَى تَحْصِیناً لِلنَّسَبِ، وَتَرْکَ آللِّوَاطِ تَکْثِیراً لِلنَّسْلِ، وَالشَّهَادَاتِ آسْتِظْهَاراً عَلَى آلُْمجَاحَدَاتِ، وَتَرْکَ آلْکَذِبِ تَشْرِیفاً لِلصِّدْقِ، وَالسَّلاَمَ أَمَاناً مِنَ آلَْمخَاوِفِ، وَآلاَْمَانَةَ نِظَاماً لِلاُْمَّةِ، وَالطَّاعَةَ تَعْظِیماً لِلاِْمَامَةِ.
حکمت ۲۵۲
✅علی (ع) فرمود : خداوند«ايمان »را به خاطر تطهير از شرك واجب کرد و نماز را برای پاک بودن از کبر و زکات را موجب فزونی روزی و روزه را براى آزمودن اخلاص مردم و حج را سبب نزدیک شدن بندگان به دین و جهاد را برای عزت اسلام و امر به معروف را برای اصلاح امور مردم و نهی از منکر را برای راندن و دفع سفیهان و صله رحم را براى افزون شدن شمار خويشاوندان وقصاص را براى ممانعت از خونريزى و اجراى حدود را براى بزرگ نشان دادن زشتى اعمال حرام و ترک میخوارگی را برای حمایت از عقل و اجتناب از دزدى را براى رعايت عفت مردم و ترک زنا را برای سلامت نسل آدمی و ترک لواط را بخاطر افزایش نسل و گواهی دادنها را برای بدست آوردن حقوق انکار شده و ترک دروغ را تا راستگویی حرمت یابد و صلحجویی را برای امنیت از خطرات و امانت(امامت) را تا نظام امت پایدار باشد و اطاعت بردن را براى بزرگداشت امامت
#نهج_البلاغه
💠باهم نهج البلاغه بخوانیم
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
🇮🇷هوالقوی العزیز🇮🇷
سلام علیکم ورحمه الله
با توجه به سئوالات مکرر عزیزان درخصوص توصیه های بزرگان اهل معرفت در مورد فتح ونصرت الهی ونیز دفع بلای دشمن خاصه در هنگام جنگ به حضور شما عزیزان عرض میکنم بهترین دستور همان دستور رهبر عزیزتر از جانمان وسپس بزرگان جامع الاطرافی میباشد که در ذیل خدمت شما تقدیم میشود👇
🇮🇷رحمت ورضوان الهی بر رهبر شهیدمان که بهترین دستور را برای مصون ماندن از شر دشمن فرمودند👇
سوره فتح
دعای چهاردهم صحیفه
دعای توسل
🇮🇷رحمت ورضوان الهی بر آیه الله بهاءالدینی که در زمان بمباران جنگ ۸ ساله توصیه کردند به خواندن👇
روزی یکبار حدیث کساء
۱۰۰صلوات هدیه به حضرت زهراء علیهاسلام
🇮🇷رحمت ورضوان الهی بر علامه طهرانی که برای حفاظت از جان وتوقف بمباران در زمان جنگ توصیه کردند به خواندن👇
۷ بار ذکر "یا حفیظ"
سپس یکبار بگویی :
فَاللَّهُ خَيْرٌ حَافِظًا ۖ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ
🇮🇷رحمت ورضوان الهی بر حضرت آقای بهجت که برای محفوظ ماندن از بلا در زمان جنگ توصیه داشتند به خواندن دعای ذیل👇
🇮🇷«لا حَولَ وَلا قُوَّةَ إِلّا بِاللّهِ العَلِيِّ العَظِيمِ، لا مَلجَأَ وَلا مَنجَى مِنَ اللّهِ إِلّا إِلَيهِ»
🇮🇷رحمت ورضوان الهی بر حضرت استاد علامه حسن زاده که برای دفع خطرات مخصوصا هنگام خروج از منزل توصیه داشتند به اینکه👇
🇮🇷چهارده صلوات به این شکل فرستاده شود:
"اللهم صل علی محمد وآل محمد"
🇮🇷سپس این هفت آیه قرآن را که معروف به "هفت کفی" میباشد را بخواند:
وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَلِيًّا
(۴۵ نساء)
وَكَفَىٰ بِاللَّهِ نَصِيرًا
(۴۵ نساء)
وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَكِيلًا
(۳ احزاب)
وَكَفَىٰ بِاللَّهِ حَسِيبًا
(۳۹ احزاب)
وَكَفَىٰ بِرَبِّكَ هَادِيًا وَنَصِيرًا
(۳۱ فرقان)
وَكَفَىٰ بِرَبِّكَ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا
(۱۷ اسراء)
وَكَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتَالَ وَكَانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزًا (25 احزاب)
به نیابت از همه ملت شریف ایران خصوصا نیروهای مسلح مقتدرمان بخوانید
التماس دعا از همگی
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
نفرین مهمی که علامه مجلسی
در زاد المعاد نقل کرده و فرموده
۷ مرتبه این نفرین را باطهارت
برای هلاکت دشمنان بخوانید
وفرموده:خیلی زود موجب هلاکت دشمن میشود
📗 اَللَّهُمَّ شَتِّتْ شَمْلَهُمْ وَ فَرِّقْ جَمْعَهُمْ وَ قَلِّبْ تَدْبِيرَهُمْ وَ خَرِّبْ بُنْيَانَهُمْ وَ قَرِّبْ آجَالَهُمْ وَ قَصِّرْ أَعْمَارَهُمْ وَ بَدِّلْ أَحْوَالَهُمْ وَ اشْغَلْهُمْ بِأَبْدَانِهِمْ وَ خُذْهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍ مُقْتَدِرٍ
📗 (يَا قَهَّارُ يَا جَبَّارُ)چهار مرتبه
📚زاد المعاد ج ۱، ص112
بخوانید برای نابودی آمریکا و اسرائیل
تاکید میشه همراه با طهارت و وضو
(عزیزانی که عذر شرعی دارند نمیتونن این ذکر رو بخونن)
سهم هر مشاهده کننده ۷ مرتبه
با ذکر یا جواد ائمه ادرکنی اعلام کنید🙏
https://eitaa.com/joinchat/170918372C42e49e2bdb
داروخانه معنوی
نفرین مهمی که علامه مجلسی در زاد المعاد نقل کرده و فرموده ۷ مرتبه این نفرین را باطهارت برای هلاکت
همگی بخونید و در گروه ختم قرآنمون اعلام کنید
داروخانه معنوی
✍💞💞✍✍💞💞✍ 💓 #رمان جذاب و نیمه واقعی 💓 #دست_و_پاچلفتی 💓قسمت ۲۶ 🍃از زبان مینا🍃 دوست نداشتم مجید بی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
داروخانه معنوی
✍💞💞✍✍💞💞✍ 💓 #رمان جذاب و نیمه واقعی 💓 #دست_و_پاچلفتی 💓قسمت ۲۶ 🍃از زبان مینا🍃 دوست نداشتم مجید بی
✍💞💞✍✍💞💞✍
💓 #رمان جذاب و نیمه واقعی
💓 #دست_و_پاچلفتی
💓قسمت ۲۷
.
ازم پرسید
_مینا جان چی میل داری؟
با شنیدن این جمله یه حس عجیبی داشتم
هم خوب هم بد هم احساس عشق هم احساس گناه
اخه تا حالا هیچ مردی منو با پسوند جان صدا نکرده بود.. حتی پدرم
اصلا اشتها نداشتم و گفتم هرچی شما میل کنید منم همون...
دوتا هات چاکلت سفارش داد و مشغول خوردن و صحبت کردن شدیم...
از دور شیوا رو میدیدم که لبخند به لب داره و بهم چشمک میزنه...
اقا محسن مشغول خوردن شد و چیزی نمیگفت و منم سرم پایین بود و الکی با گوشی ور میرفتم و هی قفلش رو باز میکردم و دوباره قفل میکردم.
یه چند دیقه به سکوت گذشت و تو فکر رفته بودم که با صدای محسن به خودم اومدم:
-فکر میکردم خیلی پر حرف تر از اینا باشید لا اقل تو مجازی که اینطوری نشون میداد
با یه لبخند سرم رو پایین انداختم و چیزی نگفتم
-خب پس با اجازه من شروع میکنم...مینا نظر تو درباره #عشق چیه؟
نمیدونستم چی باید بگم ولی حس کردم اگه باز سکوت کنم نشون از احساس ضعفه و باید یه خودی نشون بدم و گفتم:
به نظرم عشق چیز قشنگیه که آدم رو به تکامل میرسونه ولی به شرطی که دوطرفه باشه و هر دو طرف عاشق باشن
.
-تعریفتون قشنگ ولی در عین حال کلیشه ای بود..ببخشید من رک میگم چون نمیخوام زیاد وقتتون رو هم بگیرم.
به نظر من عشق یه اختلال هورمونیه که تو سن پایین و معمولا بعد از بلوغ تو بدن اتفاق میوفته و بعد یه مدت از بین میره...به نظر من دوست داشتن خیلی منطقی تر از عشقه
-با شنیدن این تعریف عشق ناخودآگاه یاد #مجید افتادم و با سر تایید کردم حرفهای محسن رو.
و محسن هم وقتی تاییدم رو دید ادامه داد:
آدم ها برای عشق دلیل ندارن و معمولا کورکورانه هست ولی برا دوست داشتن قطعا یه دلیلی وجود داره
.
-خب اگه اون دلیل از بین بره چی؟
.
-خب راز زندگی اینه طرفین نباید بزارن دلیل دوست داشته شدنشون از بین بره تا همیشه دوست داشتنی باشن
#عقایدمحسن برام جدید و جالب بود.
تا حالا اینطوری به زندگی نگاه نکرده بود
از آدمهایی بود که برا هر چیزی و هرکاری #دلیلی میخواست
.
محسن حرفاش رو زد و در آخر گفت:
-همه ی اینها رو گفتم تا گفتن این جمله برای من آسون باشه و فکر نکنین مثل پسرهای ۱۸ ساله هوایی شدم و اختلالات هورمونی منو اینجا نشونده مینا من دوستت دارم
با شنیدن این حرف حال عجیبی شدم
اصلا انتظار شنیدنش رو نداشتم اونم بدون هیچ مقدمه ای
با اینکه خودم رو نمیدیدم ولی حس میکردم صورتم سرخ شده و پیشونیم عرق کرده بود
هیچ حرفی نمیتونستم بزنم و با اینکه اشتها نداشتم ...
اما مشغول شدن با نوشیدنی رو ترجیح دادم به هر کاری
💞ادامه دارد...
✍نویسنده؛ سیدمهدی بنی هاشمی
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
داروخانه معنوی
✍💞💞✍✍💞💞✍ 💓 #رمان جذاب و نیمه واقعی 💓 #دست_و_پاچلفتی 💓قسمت ۲۷ . ازم پرسید _مینا جان چی میل داری؟
✍💞💞✍✍💞💞✍
💓 #رمان جذاب و نیمه واقعی
💓 #دست_و_پاچلفتی
💓قسمت ۲۸
هیچ حرفی نمیتونستم بزنم و با اینکه اشتها نداشتم ...
ولی مشغول شدن با نوشیدنی رو ترجیح دادم به هر کاری...
آخر سر محسن بلند شد و گفت
_ببخشید وقتتو گرفتم...هرجا میری میرسونمت..بفرما
سریع گفتم:
_نه...ممنونم ازتون...با شیوا اومدم و با هم میریم.
در حال صحبت کردن بودم که شیوا اومد جلو و گفت من و بابک با هم میریم دور بزنیم...بچه ها شما هم با همین دیگه؟
.
که اقا محسن با چشم اشاره مثبتی زد و و شیوا هم سریع خداحافظی کرد و رفت
دلم میخواست به شیوا فحش بدم...
اصن نمیدونستم باید چیکار کنم
پشت سر اقا محسن حرکت کردم و به سمت ماشینش رفتیم ماشینش از این خارجیا بود که اسمش هم خوب نمیدونم...
در عقب رو باز کردم که بشینم که محسن گفت:
-خانم ما آژانس نیستیما
-نه...قصد جسارت نداشتم...فقط گفتم شاید کسی مارو ببینه
-نه خیالتون جمع...شیشه ها دودیه... بفرمایین جلو
با تردید رفتم جلو نشستم و تا سر کوچمون محسن #حرف_میزد و من #تایید میکردم
ازش خواهش کردم که سر کوچه پیادم کنه تا همسایه ها نبینن مارو و سو تفاهمی پیش نیاد
رفتم خونه و سریع زنگ زدم به شیوا و با عصبانیت گفتم
-شیواااااا...این قرارمون بود؟
-چی شده مینا؟
-چرا وسط کافه ول کردی ما رو رفتی؟
-آوووو...حالا فک کردم چیشده ها...حالا مگه مثلا با محسن اومدی چی شد؟؟ تو رو خورد؟
-صحبت این حرفها نیست...اگه کسی میدیدمون چی؟؟
-من نمیدونم...بیا و خوبی کن...اصن از این به بعد به من ربط نداره به محسنم میگم ازش خوشت نیومده و همه چی تموم بشه...تو هم بشین تو خونه تا کسی نبیندت
-نه شیوا...منظورم این نبود...آخه...
-دیگه آخه نداره که...به قول شاعر جگر شیر نداری طلب یار نکن یا یه چیزی تو همین مایه ها...نترس
.
🍃از زبان مجید🍃
با اصرار فراوان به مامان و بابا ازشون خواستم که یه ماشین پراید برام بخرن... و رفتم برای گواهینامه ثبت نام کردم
حتما مینا خوشحال میشد وقتی بفهمه که گواهینامه و ماشین گرفتم...
اصلا میتونستم در بست در خدمتش باشم و مسیر دانشگاه تا خونه برسونمش و اینجوری بیشتر هم فرصت حرف زدن پیدا میکنیم
همین هدف ها باعث میشد سخت بچسپم به گرفتن گواهینامه و حتی روزی دو جلسه آموزش میرفتم و امتحان آیین نامه هم قبول شده بودم و تونستم امتحان شهر رو هم اولین بار قبول بشم...
خیلی ذوق داشتم ک از همونجا به مامانم زنگ زدم و خبر دادم
بعد از اینکه گواهینامم اومد و دست فرمونم هم خوب شد
به مامان گفتم به خاله زنگ بزنه بعد از ظهر بریم دور بزنیم
تو ذهنم گفتم
میبرمشون پارک براشون بستنی میخرم بعد بازار و خلاصه کلی دلبری میکنم
💞ادامه دارد...
✍نویسنده؛ سیدمهدی بنی هاشمی
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2