eitaa logo
داروخانه معنوی
9.1هزار دنبال‌کننده
12.1هزار عکس
6.2هزار ویدیو
258 فایل
کانال داروخانه معنوی مذهبی ؛ دعا؛ تشرفات و احکام لینک کانال در ایتا eitaa.com/Manavi_2 ارتباط با مدیر 👇 @Ya_zahra_5955 #کپی_حلال تبادل وتبلیغ @Ya_zahra_5955
مشاهده در ایتا
دانلود
داروخانه معنوی
مردم حواستون باشه توی این هیاهوی ایجاد شده‌ی #تنگه_هرمز یادمون نره که بایدقاطعانه برای حفظ اورانیوم
اگه قرار بود ما اورانیوم را بدبم چه دلیلی برای جنگ و این همه شهید داشت مخصوصا خون عزیزترینمون رهبر عزیزمون حتما مطالبه گری کنید
در ضمن یک موضوعی راهم به آقای عراقچی بگیم که آقای عراقچی مردم ایران بعد از ریخته شدن خون رهبر عزیزمون هیچ اشتباهی را قبول نمیکندحتی اگه اون اشتباه یه توییت باشه که قبل از تعطیلی بازارهای جهانی باشه و با این اشتباه باعث‌ ریزش شدید نفت جهان تا دوشنبه بشه!!! اشتباهات قبلیتون هنوز یادمونه اشتباه اعتماد به آمریکا اشتباه نخواندن درست متن برجام اشتباه اضافه شدن بند توسط فرانچسکو!!!! دیگه پیمانه اشتباهتون سر ریز شده متاسفانه
و مهمترین موضوع اینکه ما فهمیدیم در میدان بودن و مطالبه گری وظیفه اصلی یک سربازه این دفعه ما شمشیر میزنیم واجازه نمیدیم آقامون به تنهایی شمشیر بزنن تا پیروزی انقلابمون در میدان میمونیم و مطالبه گری میکنیم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📛 انتقاد صریح زاکانی به تیم مذاکره کننده قرار بود میز مذاکره ادامه و مکمل میدان باشد همانطور که اصل مذاکره ذیل نظر رهبر انقلاب بوده، تمام تصمیمات کلیدی نیز باید مطابق راهبردهای معظم له و با تأیید ایشان انجام شود. بعد از توییت آقای عراقچی، شاهد هتاکی و بدمستی ترامپ بودیم. اگر اظهارات ترامپ دروغ است، با صدای بلند، بدون لکنت، قاطع و سریع جوابش را بدهید. اگر هم خدای نکرده واقعیت دارد، چیزی که دشمن زبون در میدان به دست نیاورده را نباید سر میز مذاکره به او هدیه کنیم. در مقابل عربده‌ها و تهدیدهای ترامپ به مردم شجاع و در صحنه اتکا کنید. اگر ادعای آمریکا در محاصره دریایی ایران درست باشد، آتش‌بس نقض شده و ما در میانه جنگ هستیم و باید پاسخ مناسب بدهیم. ✍️ دکتر زاکانی 🍀 «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 نحوه مورد اصابت قرار گرفتن دوباره رهبر عزیزمان سید محتبی خامنه‌ای در بمبارن دوم بیمارستان محل بستری ایشان. ‼️نفوذی‌های خائن در تعقیب کامل آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای بودند تا بعد از رهبر شهید، خامنه‌‌ای دیگری نباشد. 🇮🇷اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج بِحَقِ زینَبِ الکُبری🇮🇷 «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2
خانم معصوم یاری کاربر مرضیه کاربر یا زهرا(س) خانم معصومه رنجبر لطفا برین پی وی خانم حشمتی @Azamsadat1377
داروخانه معنوی
حکمت ۲۷۳ 🔻ضرورت توکل به خداوند (اعتقادی) 🎇🎇#حکمت۲۷۳ 🎇🎇🎇 ✨ وَ قَالَ ( عليه السلام ) : اعْلَمُو
حکمت ۲۷۴ 🔻ضرورت عمل گرایی (اخلاقی) 🎇🎇 🎇🎇🎇 ✅ وَ قَالَ ( عليه السلام ) : لَا تَجْعَلُوا عِلْمَكُمْ جَهْلًا وَ يَقِينَكُمْ شَكّاً إِذَا عَلِمْتُمْ فَاعْمَلُوا وَ إِذَا تَيَقَّنْتُمْ فَأَقْدِمُوا ✅ و درود خدا بر او فرمود: علم خود را ناداني، و يقين خود را شك و ترديد مپنداريد، پس هرگاه دانستيد عمل كنيد، و چون به يقين رسيديد اقدام كنيد. 💠باهم نهج البلاغه بخوانیم «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2
داروخانه معنوی
💞 #رمان #چند_دقیقه_دلت_را_آرام_کن💞 به_نام_خدای_مهدی قسمت ۲۰ آخر سر گفتم _اگه حرفهاتون تموم شد
💞 💞 قسمت ۲۱ . دلیل این حرکتشو نمیفهمیدیم . با سمانه رفتیم بیرون و اقا سید هم بیرون در داشت با گوشیش حرف میزد...تا مارو دید که بیرون اومدیم سریع دوباره رفت داخل دفتر . من همش تو این فکر بودم که موضوع رو یه جوری باید به اقا سید حالی کنم باید یه جوری حالیش کنم که دوستش دارم ولی نه... من دخترم و غرورم نمیزاره ای کاش پسر بودم اصلا ای کاش اونروز دفتر بسیج نمیرفتم برای ثبت نام مشهد ای کاش از اتوبوس جا نمیموندم ای کاش... ای کاش.... . ولی دیگه برای گفتن این ای کاش ها دیره . امروز اخرین روز امتحانهای این ترمه . زهرا بهم گفت _بعد امتحان برم آقا سید کارم داره.. . -منو کار داره؟! . -آره گفته که بعد امتحان بری دفترش . -مطمئنی؟! . _آره بابا...خودم شنیدم . بعد امتحان تو راه دفتر بودم که احسان جلو اومد . -ریحانه خانم . -بازم شما؟! . -اخه من هنوز جوابمو نگرفتم . -اگه دیشب جلوی پدر و مادرتون چیزی نگفتم فقط به خاطر این بود احترامتون رو نگه دارم وگرنه جواب من واضحه لطفا این رو به خانوادتون هم بگید . -میتونم دلیلتون رو بدونم؟؟ . -خیلی وقت ها ادم باید دنبال دلش باشه تا دنبال دلیلش . -این حرف آخرتونه؟! . -حرف اول و آخرم بود و هست . وبه سمت دفتر سید حرکت کردم و اروم در زدم . . -رفتم توی دفتر و دیدم تنها نشسته و پشت کامپیوترش مشغول تایپ چیزیه. . منو دید سریع بلند شد و ازم خواست رو یکی از صندلیهای اطاق بشینم و خودش باز مشغول تایپش شد. . (فهمیدم الکی داره کیبردشو فشار میده و هی پاک میکنه) . -ببخشید گفته بودید بیام کارم دارید . -بله بله . (همچنان سرش پایین و توی کیبرد بود ) . -خوب مثل اینکه الان مشغولید و من برم یه وقت دیگه میام . -نه نه..بفرمایید الان میگم راستیتش چه جوری بگم؟!... لا اله الا الله...میخواستم بگم که... . -چی؟! . -اینکه .... . ادامه دارد... . سید_مهدی_بنی_هاشمی کپی_بدون_ذکر_منبع_ممنوع منبع👇 Instagram:mahdibani72 «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2