- منِاو .
-
’به تو که میرسم، مکث میکنم
انگار در زیباییات چیزی جا گذاشتهام
مثلا در صدایت آرامش،
یا در چشمهایت زندگی.’
- منِاو .
بعد مدت ها [انتقادی٫نظری٫درخواستی] ؛ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_osv3z3p&btn=م
اون کلیپی که گفتی داری فیلمی میبینی و ما باید کیلیپ های این تیپی رو تحمل کنیم
میشه اسم فیلمشو بگی؟ فکر کنم ترکی بود
-
بلهفیلمترکیِـ[فیلمهنوز۱۷سالشهیاdaha17] .
من قبلا خیلی اجتماع گریز بودم یه مدت سعی کردم وارد اجتماع بشم ببینم چطوریه شاید نظرم عوض شد بعد که اینکار رو کردم دیگه اجتماع گریز نبودم، اجتماع ستیز شدم.
- منِاو .
-
زندگی از من میخواهد که فراموشت کنم، و این چیزیست که دلم نمیتواند بفهمد.🤍
چشمهایم «آبی» بودند و کفشهایم کهنه و هیچ کس هم من را دوست نداشت.
ولی کلی کار بود که باید انجام میدادم.
دارم از هم میپاشم و گاهی اوقات فراموش میکنم من هم انسانم. اجازهی گریه کردن دارم، اجازهی حس کردن دارم و لازم نیست وقتی در حال تکه تکه شدنم ادای آدمای قوی رو در بیارم.