اما انسان میتواند همزمان که دارد برای زندگی تلاش میکند و میجنگد، به رفتن و گموگور شدن هم فکر کند.
شاملو چه قشنگ میگه:
دل های ما که بهم نزدیک باشد ، دیگر چه فرقی میکند که کجای این جهان باشیم ، دور باش اما نزدیک ، من از نزدیک بودن های دور ميترسم .
به چه چيز تو انقدر وابسته شدم !
به چشمانت كه مرا نگاه نمى كنند؟
يا به قلبت كه مال من نيست.
منِاو .
-
نه از سرم مي افتي
نه از چشمم !
كجاي دلم نشسته ايي
كه جايت اينقدر امن است؟
منِاو .
آنچنان که دوستت دارم دوستم بدار من از عهدهی باقی مسائل برخواهم آمد.
از نامههای ویکتور هوگو به آدل فوشه . 💔