eitaa logo
اندیشکده حکمرانی مصاف
3.1هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
167 ویدیو
1 فایل
اندیشکده حکمرانی موسسه مصاف 🇮🇷 🖥 راه ارتباطی my.masaf.ir/r/eitaa 📞 02175098000
مشاهده در ایتا
دانلود
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 گزارش تصویری رویداد «جهت»؛ هم‌افزایی اندیشه برای آینده حکمرانی ایران رویداد «جهت» به میزبانی خانه اندیشه‌ورزان و با مشارکت اندیشکده حکمرانی مصاف، فضایی برای گفت‌وگو، تضارب آرا و هم‌رسانی نگاه‌های نو به مسائل کلان حکمرانی کشور بود. در این گردهمایی، اندیشه‌ورزان، پژوهشگران و دغدغه‌مندان تحول، گرد هم آمدند تا از «مسئله» تا «راه‌حل» را با نگاهی علمی، بومی و مسئله‌محور به بحث بگذارند. «جهت» تنها یک رویداد نبود؛ آغاز یک مسیر تازه برای هم‌راستاسازی فکر، عمل و آینده‌سازی است. در این ویدئو، بخش کوتاهی از کیفیت، فضای گفتگوها و جهت‌گیری‌های کلان این رویداد را با شما به اشتراک می‌گذاریم. 👌کانال اندیشکده حکمرانی مؤسسه مصاف
تحلیلی–گفت‌وگومحور موضوع: چالش اشتغال و معیشت جوانان ایران برگزارکننده: اندیشکده حکمرانی مصاف مهمان برنامه: دکتر امیررضا انصاری مجری: دکتر بابک یاوری‌فر مقدمه بسم‌الله الرحمن الرحیم اشتغال، تنها یک موضوع اقتصادی نیست؛ بلکه مسئله‌ای اجتماعی، فرهنگی و حتی امنیتی است که امروز نه فقط جوانان کشور بلکه سیاست‌گذاران را نیز با خود درگیر کرده است. بسیاری از جوانان اشتغال را بزرگترین مانع ازدواج، پیشرفت و احساس امید به آینده می‌دانند. از سوی دیگر، بسیاری از سازمان‌ها و بنگاه‌های اقتصادی نیز از نبود نیروی انسانی ماهر، متخصص و حتی نیروی کار عملیاتی گلایه دارند. در همین راستا، گفت‌وگویی تخصصی اما کاربردی با حضور دکتر امیررضا انصاری، رئیس هیئت مدیره اندیشکده بین‌المللی راهبردی مطالعات پیشرفته، برگزار شد تا به‌جای تحلیل‌های صرفاً نظری، به «نسخه عملیاتی» و راهکارهای واقعی نزدیک شویم. پرسش اصلی مسئله اصلی اشتغال در ایران چیست؟ آیا شغل وجود دارد اما جوانان تمایلی ندارند؟ یا اساساً شغل وجود ندارد و جوانان آماده کار بی‌چشمداشت، پشت درها مانده‌اند؟ جمع‌بندی دیدگاه‌های دکتر انصاری ۱) اشتغال هست؛ اما «کارآمد» نیست به گفته دکتر انصاری، مشکل ایران امروز فقط بیکاری نیست. شغل وجود دارد، اما: با درآمد ناکافی بدون آینده شغلی روشن بدون امنیت روانی و اقتصادی به عبارتی، مسئله اصلی ناکارآمدی اشتغال و عدم هم‌خوانی درآمد با هزینه‌های معیشت است. ۲) مسئله معیشت فراتر از حقوق و دستمزد معیشت فقط پول نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از: خوراک مسکن امنیت روانی آینده‌مندی امکان تفریح و زندگی طبیعی وقتی هزینه واقعی زندگی با درآمد جوان هم‌خوان نیست، اشتغال عملاً به «حضور بدون دستاورد» تبدیل می‌شود. ۳) سه تیپ بحران اشتغال جوانان به گفته دکتر انصاری، جوانان امروز در یکی از سه دسته زیر قرار می‌گیرند: 1️⃣ جوانی که کار ندارد 2️⃣ جوانی که کار دارد اما درآمد و آینده ندارد 3️⃣ جوانی که مدرک دارد اما مهارت ندارد این دسته سوم، خطرناک‌ترین شکاف را نشان می‌دهد: شکاف بین نظام آموزشی و اقتصاد واقعی جامعه ۴) ریشه بحران: آموزش یک قرن عقب‌تر سیستم آموزشی کشور هنوز متناسب با نیاز اقتصاد امروز طراحی نشده است. اقتصاد امروز: دیجیتال مهارت‌محور پروژه‌محور بین‌المللی اما آموزش ما: نظری مدرک‌محور فاصله‌دار از صنعت بدون پیوند با نیاز بازار ۵️⃣ چرا بسیاری از جوانان به مشاغل کاذب می‌روند؟ دکتر انصاری اشاره می‌کند: اقتصاد «سود کوتاه‌مدت» پررنگ شده دلالی و فعالیت‌های غیرمولد به عنوان «موفقیت» معرفی می‌شود شبکه‌های اجتماعی سطح انتظارات را غیرواقعی کرده‌اند در مقابل، مسیر موفقیت واقعی سخت، طولانی و بدون الگوی بومی شفاف است چند نکته اجتماعی مهم گفت‌وگو ✔️ جوان امروز پر توقع نیست، حق رشد دارد ✔️ درآمد پایین، فقط مشکل اقتصادی نیست؛ بحران روانی و هویتی ایجاد می‌کند ✔️ ارائه الگوهای غلط موفقیت، جوان را به بیراهه می‌کشاند ✔️ کارآفرینی واقعی نیازمند تجربه، آموزش صحیح و مربی صادق است راه‌حل‌های کلیدی مطرح‌شده 1️⃣ پیوند واقعی دانشگاه با صنعت 2️⃣ تقویت نظام مهارت‌آموزی 3️⃣ بازتعریف کرامت کار یدی و عملیاتی 4️⃣ ارائه الگوهای واقعی موفقیت، نه نمایشی 5️⃣ تمرکز بر اقتصاد دیجیتال، هوش مصنوعی، فناوری و کسب‌وکارهای نوین 6️⃣ اصلاح نگاه به رفاه؛ نه بر اساس اینستاگرام، بلکه بر اساس زیست واقعی و پایدار 🔰 جمع‌بندی نهایی اشتغال در ایران «نیست/نیست» نیست؛ بلکه «هست اما ناکارآمد است». مسئله اصلی همخوانی نداشتن معیشت با اشتغال و شکاف مهارت و آموزش است. اگر این حلقه وصل شود، اشتغال به ابزار زندگی عزتمند، ازدواج و آینده روشن تبدیل خواهد شد. 👌کانال اندیشکده حکمرانی مؤسسه مصاف
بحران اشتغال در ایران؛ از «وجود کار» تا «ناکافی‌بودن معیشت» 🔻 تحلیل مسئله، صورت‌بندی علمی چالش‌ها و مسیرهای سیاستی برای خروج از بن‌بست اشتغال در ایران امروز، صرفاً یک مسئله اقتصادی نیست؛ بلکه به مسئله‌ای اجتماعی، فرهنگی، هویتی و حتی امنیتی تبدیل شده است. جوان ایرانی وقتی از ازدواج، تشکیل خانواده و آینده خود صحبت می‌کند، اشتغال نخستین مانع پیش روی اوست. از سوی دیگر، بخش قابل توجهی از سازمان‌ها و بنگاه‌های اقتصادی نیز از کمبود نیروی انسانی متخصص و حتی نیروی کار عملیاتی گلایه دارند. این تناقض ظاهری—وجود کار از یک سو و بیکاری جوانان از سوی دیگر—نقطه عزیمت بحثی است که در نشست اخیر اندیشکده حکمرانی مصاف میان دکتر امیررضا انصاری و دکتر بابک یاوری‌فر مورد بررسی قرار گرفت. این یادداشت پژوهشی، با اتکا به محتوای نشست و همزمان با نگاه علمی و تحلیلی، تلاش می‌کند تصویری روشن از مسئله اشتغال در ایران ارائه دهد و مسیرهایی واقع‌گرایانه برای حکمرانی بر این حوزه ترسیم کند. 1⃣ اشتغال؛ صورت‌بندی مسئله درست مهم‌تر از تولید راه‌حل بخش بزرگی از ناکامی‌های سیاست‌گذاری در حوزه اشتغال ناشی از «تعریف نادرست مسئله» است. پرسش اصلی این نیست که آیا شغل وجود دارد یا خیر. پرسش صحیح این است: آیا شغل موجود توان تأمین معیشت پایدار، آینده قابل پیش‌بینی و احساس کرامت شغلی را برای جوان ایرانی دارد؟ بر اساس تحلیل دکتر انصاری، سه وضعیت اصلی در میان جوانان مشاهده می‌شود: جوانانی که شغل ندارند؛ جوانانی که شاغل‌اند اما درآمد و آینده ندارند؛ جوانانی که مدرک دارند اما فاقد مهارت‌اند. مسئله اشتغال امروز بیش از آنکه به «نبود فرصت» معطوف باشد، به «ناکارآمدی اشتغال» مربوط است. جوان ایرانی ممکن است شاغل باشد، اما اشتغال او توان پاسخگویی به معیشت پایدار، ازدواج، امنیت اقتصادی و رشد اجتماعی را ندارد. 2⃣ معیشت؛ سطح بالاتری از بحث اشتغال اشتغال، زیرمجموعه معیشت است. معیشت صرفاً درآمد نیست؛ بلکه ترکیبی از: امنیت درآمدی، دسترسی به مسکن، امکان تشکیل خانواده، تغذیه و سلامت، فرصت تفریح و کیفیت زندگی، و ثبات اقتصادی بلندمدت است. وقتی جوان ایرانی می‌گوید «کار هست اما زندگی نمی‌چرخد»، این جمله نشان‌دهنده انتقال مسئله از اشتغال کمی به اشتغال کیفی است. در چنین وضعیتی، حتی اشتغال موجود نیز نمی‌تواند به انگیزه اجتماعی، امید آینده و تحرک اقتصادی منجر شود. 3⃣ ریشه بحران؛ شکاف ژرف میان آموزش و اقتصاد واقعی یکی از کلیدی‌ترین گزاره‌های این نشست که پایه تحلیلی این یادداشت نیز قرار می‌گیرد، این است: نظام آموزشی ایران برای گذشته طراحی شده است، در حالی که اقتصاد ایران در حال حرکت (کند اما ناگزیر) به سمت آینده‌ای دیجیتال، مهارت‌محور و پروژه‌محور است. مشکلات اصلی در این حوزه عبارت است از: ۳-۱. دانشگاه بدون مهارت دانشگاه ایران همچنان عمدتاً «مدرک‌محور» است نه «مهارت‌محور». خروجی این وضعیت: جوان دارای مدرک است؛ اما قابل استخدام نیست، سازمان دارای نیاز است؛ اما نیروی آماده به‌کار ندارد، و نتیجه، تولید انبوه نیروهای تحصیل‌کرده فاقد کار است. ۳-۲. استاد بدون تجربه و کارآفرینی نمایشی یکی از آسیب‌های مهم، فاصله برخی جریان‌های آموزشی با «تجربه واقعی اقتصادی» است. وقتی استاد کارآفرینی هیچ تجربه کارآفرینی ندارد، آموزش به نظریه تقلیل می‌یابد. در سوی دیگر، برخی جریان‌های شبه‌آموزشی نیز با ایجاد «کارآفرینی نمایشی» و تجاری‌سازی امید جوانان، مسیر مسئله را منحرف می‌کنند. ۳-۳. عدم اتصال سیاست‌گذاری، صنعت و دانشگاه تا زمانی که: دانشگاه بداند بازار چه می‌خواهد، دولت بداند تنظیم‌گری کجا لازم است، و صنعت در فرایند آموزش نقش‌آفرین باشد، شکاف اشتغال به همین شکل ادامه خواهد داشت. 4⃣ عوامل تشدیدکننده بحران الف) تورم انتظارات ناشی از رسانه رسانه‌ها—به‌ویژه شبکه‌های اجتماعی—الگوی رفاه را غیرواقعی کرده‌اند. جوان، رفاهی را می‌بیند که اقتصادی واقعی کشور قادر به تأمین آن نیست. این شکاف ادراکی، نارضایتی را تشدید می‌کند. ب) مهاجرت مهارتی و فرار سرمایه انسانی بخش بزرگی از نیروهای توانمند به‌دلیل بی‌ثباتی اقتصادی یا بی‌چشم‌اندازی شغلی از کشور خارج می‌شوند. این امر هزینه‌های آموزش ملی را بلااثر و کمبود مهارت را تشدید می‌کند. ج) گسترش مشاغل کاذب وقتی ساختار اقتصادی پایدار نیست، جوانان به سمت دلالی، تریدینگ هیجانی و فعالیت‌های کوتاه‌مدت بدون ارزش افزوده سوق می‌یابند؛ فعالیت‌هایی که به ثبات معیشت، تولید ملی یا سرمایه اجتماعی کمکی نمی‌کنند. ادامه دارد... 👌کانال اندیشکده حکمرانی مؤسسه مصاف
اندیشکده حکمرانی مصاف
✍ بحران اشتغال در ایران؛ از «وجود کار» تا «ناکافی‌بودن معیشت» 🔻 تحلیل مسئله، صورت‌بندی علمی چالش‌ها
5⃣ مسئله مهارت؛ راهبرد کلیدی برای عبور از بحران اشتغال، ایران نیازمند «جهش مهارتی» است. به تعبیر دکتر انصاری، اقتصاد امروز: دیجیتال پروژه‌محور و مهارت‌محور است. این بدان معناست که: مهارت‌های فناوری (هوش مصنوعی، داده، اینترنت اشیا، توسعه نرم‌افزار) مهارت‌های فنی و حرفه‌ای مهارت‌های بین‌المللی خدمات‌رسانی آنلاین مهارت‌های کارآفرینی واقعی (نه نمایشی) باید محور سیاست‌گذاری قرار گیرند. 6⃣ پیشنهادهای سیاستی برای حکمرانی بر مسئله اشتغال ۶-۱. بازطراحی بنیادین نظام آموزش عالی و مهارتی تبدیل دانشگاه‌ها به مراکز مهارت‌محور، اجباری‌شدن دوره‌های تجربه واقعی کار، پیوند ساختاری با صنعت. ۶-۲. تعریف «اشتغال با کرامت» معیار اشتغال نباید صرفاً «شاغل بودن» باشد. اشتغال باید: پایدار، معیشت‌آفرین، دارای آینده و امکان رشد، و سازگار با شأن انسانی باشد. ۶-۳. هدایت جوانان به مشاغل آینده‌دار ضروری است: نقشه مشاغل ایران ۱۰ سال آینده تدوین شود، نظام راهنمایی شغلی واقعی ایجاد گردد، و بخش خصوصی در هدایت مهارتی نقش فعال داشته باشد. ۶-۴. تنظیم‌گری هوشمند در برابر جریان‌های مخرب مقابله با آموزش‌های فریبنده و کارآفرینی صوری، حمایت از اکوسیستم‌های واقعی نوآوری و تولید. 🔰 جمع‌بندی: از گفت‌وگو به «نسخه عملی» نشست اندیشکده حکمرانی مصاف بر این نکته مهم تأکید داشت که بحث اشتغال نباید در سطح آکادمیک باقی بماند. جوان ایرانی نیازمند «نسخه عمل‌پذیر» است؛ نسخه‌ای که به او نشان دهد چگونه: مهارت لازم را کسب کند، وارد بازار کار شود، معیشت پایدار شکل دهد، و آینده‌ای قابل اتکا بسازد. بحران اشتغال در ایران، بحرانی حل‌ناشدنی نیست؛ اما حل آن نیازمند شجاعت در پذیرش واقعیت‌ها، بازطراحی ساختارها، و حرکت همزمان سه ضلع دولت، دانشگاه و جامعه است. اندیشکده حکمرانی مصاف، با ادامه این گفت‌وگوها و تدوین راهکارهای عملیاتی، تلاش خواهد کرد سهمی در تبیین علمی مسئله و کمک به حل این چالش ملی داشته باشد. 👌کانال اندیشکده حکمرانی مؤسسه مصاف @MasafThinkTank
🔰 نشست مشترک اندیشکده‌های حکمرانی مصاف، پژوهشکده نوین شهر معنوی ثامن و اندیشکده بهره‌وری امیرکبیر با تمرکز بر دو چالش کلان تهران برگزار شد: 🔻 ترافیک شهری و بحران آب در این نشست، راهکارهای داده‌محور و هوشمند برای مدیریت ترافیک، توسعه حمل‌ونقل عمومی و کنترل تقاضای سفر بررسی شد. همچنین بحران آب تهران از منظر حکمرانی، مدیریت مصرف، بهره‌وری و پیامدهای طرح‌های انتقال آب مورد تحلیل قرار گرفت. 🔸جمع‌بندی نشست بر ضرورت رویکرد یکپارچه، میان‌رشته‌ای، استفاده از فناوری‌های نوین و همکاری اندیشکده‌ها برای ارائه بسته‌های سیاستی اجرایی تأکید داشت. برای خواندن گزارش کامل به سایت اندیشکده مراجعه کنید https://masafthinktank.com/ResearchDetail/56 👌کانال اندیشکده حکمرانی مؤسسه مصاف @MasafThinkTank1
🎨 اینفوگرافیک اختصاصی | جنگ دریایی نامتقارن در خلیج فارس 👌کانال اندیشکده حکمرانی مؤسسه مصاف @@MasafThinkTank1
گذار از پترودلار.pdf
حجم: 849.2K
📊 آیا نظام پترودلار در حال فروپاشی است؟ ❇️ خلاصه مقاله 👌کانال اندیشکده حکمرانی مؤسسه مصاف @@MasafThinkTank1
اندیشکده حکمرانی مصاف
📊 آیا نظام پترودلار در حال فروپاشی است؟ ❇️ خلاصه مقاله 👌کانال اندیشکده حکمرانی مؤسسه مصاف @@Masaf
📊 آیا نظام پترودلار در حال فروپاشی است؟ نزدیک به ۵۰ سال است که بیشتر معاملات نفت جهان با دلار آمریکا انجام می‌شود؛ سیستمی که به آن «پترودلار» گفته می‌شود و یکی از پایه‌های قدرت اقتصادی آمریکا در جهان است. اما تحولات ژئوپلیتیکی و اقتصادی اخیر نشان می‌دهد که این نظم ممکن است در حال تغییر باشد. 🔹 چرا پترودلار مهم است؟ از دهه ۱۹۷۰ و پس از توافق آمریکا با تولیدکنندگان نفت، نفت با دلار قیمت‌گذاری شد. این موضوع باعث شد تقاضای جهانی برای دلار افزایش یابد و آمریکا بتواند کسری‌های مالی خود را راحت‌تر تأمین کند. 🔹 نقش تنگه هرمز و ایران حدود ۲۰٪ نفت جهان از تنگه هرمز عبور می‌کند. موقعیت جغرافیایی ایران در این گلوگاه استراتژیک باعث شده این کشور بتواند به‌طور بالقوه بر امنیت انرژی و حتی بر ساختار مالی جهانی اثر بگذارد. 🔹 چالش‌های جدید برای پترودلار افزایش تنش‌های ژئوپلیتیکی در خاورمیانه تلاش کشورهایی مانند چین و هند برای کاهش وابستگی به دلار ایجاد سیستم‌های پرداخت جدید و ارزهای جایگزین ظهور فناوری‌های مالی و ارزهای دیجیتال دولتی 🔹 سناریوهای احتمالی جایگزین 1️⃣ پترویوان: استفاده از یوان چین در معاملات نفت 2️⃣ سبد ارزی انرژی: ترکیبی از چند ارز (دلار، یورو، یوان و...) 3️⃣ ارزهای دیجیتال دولتی (CBDC) برای تجارت انرژی 4️⃣ تسویه با ارزهای محلی در قراردادهای دوجانبه 📈 بر اساس تحلیل‌ها: در کوتاه‌مدت پترویوان محتمل‌ترین گزینه است. در بلندمدت سیستم سبد ارزی پایدارترین مدل محسوب می‌شود. ارزهای دیجیتال می‌توانند آینده نظام مالی انرژی را تغییر دهند. 🔹 پیامدها برای ایران این تحولات می‌تواند برای ایران هم فرصت و هم ریسک ایجاد کند: فرصت افزایش قدرت چانه‌زنی در بازار انرژی امکان مشارکت در شکل‌دهی نظم مالی جدید اما در عین حال خطر تشدید تحریم‌ها یا وابستگی بیش از حد به یک بلوک اقتصادی نیز وجود دارد. ✅ جمع‌بندی: نظام پترودلار احتمالاً به‌طور ناگهانی فرو نمی‌پاشد، اما جهان به‌تدریج به سمت یک نظام مالی چندارزی در تجارت انرژی حرکت می‌کند؛ تغییری که می‌تواند توازن قدرت اقتصادی در جهان را دگرگون کند. 👌کانال اندیشکده حکمرانی مؤسسه مصاف @@MasafThinkTank1
✍ بازاندیشی در سناریوی تهاجم زمینی به ایران: ارزیابی امکان‌پذیری، مسیرهای محتمل و پیامدهای راهبردی 🔻یادداشت اندیشه‌ورزانه – اندیشکده حکمرانی مصاف گرداوری: بابک یاوری فر 🔰 سناریوی تهاجم زمینی به ایران، در چارچوب تحولات نوین نظامی و ژئوپلیتیکی، بیش از آنکه یک گزینه عملیاتی واقع‌بینانه باشد، به‌مثابه یک «آزمون راهبردی پرهزینه» برای هر قدرت مهاجم قابل تحلیل است. ویژگی‌های ژئوپلیتیکی ایران، شامل وسعت سرزمینی، تنوع اقلیمی، عمق استراتژیک و پراکندگی مراکز حیاتی، این کشور را به محیطی پیچیده برای هرگونه عملیات زمینی تبدیل می‌کند. برخلاف تجارب پیشین در جنگ عراق یا جنگ افغانستان، که هر یک به‌رغم دشواری‌های خود دارای محدودیت‌های جغرافیایی و ساختاری خاص بودند، ایران از ترکیب هم‌زمان موانع طبیعی، ظرفیت‌های نظامی بومی و شبکه‌های اجتماعی–سیاسی برخوردار است که امکان تثبیت سریع اشغال را به‌شدت کاهش می‌دهد. ▫️در سطح سناریوهای عملیاتی، هرگونه تهاجم زمینی به ایران را می‌توان در سه مسیر کلی تصور کرد: نخست، عملیات محدود مرزی با هدف تصرف نقاط راهبردی یا ایجاد فشار سیاسی؛ دوم، پیشروی مرحله‌ای با اتکا به برتری هوایی و تلاش برای فروپاشی ساختارهای دفاعی؛ و سوم، تهاجم گسترده با هدف تغییر رژیم. سناریوی نخست، اگرچه از نظر هزینه و ریسک در سطح پایین‌تری قرار دارد، اما به‌دلیل فقدان دستاورد راهبردی پایدار، عمدتاً به یک وضعیت بن‌بست یا درگیری فرسایشی محدود منتهی می‌شود. سناریوی دوم، به‌واسطه نیاز به حفظ خطوط تدارکاتی طولانی و آسیب‌پذیر، به‌سرعت در معرض حملات نامتقارن قرار گرفته و هزینه‌های آن تصاعدی می‌شود. اما سناریوی سوم، که جاه‌طلبانه‌ترین حالت است، عملاً مستلزم اشغال بخش‌های وسیعی از کشور، مدیریت جمعیتی بزرگ و مقابله با مقاومت چندلایه است؛ امری که در شرایط کنونی نظام بین‌الملل، از حیث سیاسی، اقتصادی و نظامی، با موانع تقریباً بازدارنده مواجه است. ▫️در این میان، تحول ماهیت جنگ در قرن بیست‌ویکم نقش تعیین‌کننده‌ای در تضعیف امکان موفقیت چنین سناریویی ایفا می‌کند. تجربه‌های اخیر نشان داده‌اند که برتری کلاسیک در حوزه‌های زرهی و هوایی، در برابر تاکتیک‌های نامتقارن، جنگ شهری و استفاده از فناوری‌های کم‌هزینه اما مؤثر، کارایی محدودی دارد. در چنین محیطی، مهاجم نه‌تنها با یک نیروی نظامی، بلکه با یک «شبکه مقاومت ترکیبی» مواجه می‌شود که می‌تواند در سطوح مختلف، از عملیات نظامی تا جنگ روانی و سایبری، هزینه‌های اشغال را افزایش دهد. این وضعیت، به‌ویژه در کشوری با ویژگی‌های ایران، احتمال تبدیل جنگ به یک «فرسایش بلندمدت» را به‌شدت تقویت می‌کند. ▫️پیامدهای چنین درگیری‌ای، صرفاً به میدان نبرد محدود نخواهد ماند و به‌سرعت ابعاد ژئواکونومیک پیدا می‌کند. موقعیت ایران در مجاورت تنگه هرمز به‌عنوان یکی از حیاتی‌ترین شریان‌های انرژی جهان، این امکان را فراهم می‌سازد که هرگونه تشدید درگیری، به اختلال در جریان انرژی و در نتیجه، بروز شوک‌های قیمتی در بازارهای جهانی منجر شود. این شوک‌ها، با توجه به وابستگی متقابل اقتصاد جهانی، می‌توانند زنجیره‌ای از پیامدها، از افزایش هزینه‌های تولید تا تشدید تورم و بی‌ثباتی مالی، را در سطح بین‌المللی ایجاد کنند. در چنین شرایطی، حتی کشورهایی که به‌طور مستقیم درگیر جنگ نیستند، از پیامدهای آن متأثر خواهند شد. ▫️از منظر راهبردی، یکی از مهم‌ترین چالش‌های تهاجم زمینی، مسئله «پایان جنگ» است. در حالی که آغاز یک عملیات نظامی ممکن است با برتری نسبی مهاجم همراه باشد، تعریف یک نقطه پایان قابل تحقق، به‌مراتب دشوارتر است. تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد که فقدان یک راهبرد خروج روشن، می‌تواند جنگ را به یک تعهد بلندمدت و پرهزینه تبدیل کند که به‌تدریج حمایت داخلی و بین‌المللی از آن کاهش می‌یابد. در این چارچوب، حتی در صورت موفقیت‌های تاکتیکی اولیه، دستیابی به یک پیروزی راهبردی پایدار، با ابهامات جدی مواجه خواهد بود. ❇️ در جمع‌بندی، می‌توان گفت که سناریوی تهاجم زمینی به ایران، در بهترین حالت برای مهاجم، به یک درگیری پیچیده، پرهزینه و فاقد قطعیت راهبردی منتهی می‌شود. ترکیب عوامل جغرافیایی، ظرفیت‌های نامتقارن، اهمیت ژئواکونومیک و تجربه‌های تاریخی، همگی نشان می‌دهند که چنین جنگی نه‌تنها احتمال دستیابی به اهداف اعلامی را کاهش می‌دهد، بلکه می‌تواند به گسترش بی‌ثباتی در سطوح منطقه‌ای و جهانی منجر شود. بر این اساس، این سناریو بیش از آنکه یک گزینه عملیاتی مؤثر تلقی شود، باید به‌عنوان یک «ریسک راهبردی با پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی» مورد ارزیابی قرار گیرد. 👌کانال اندیشکده حکمرانی مؤسسه مصاف @@MasafThinkTank1
‍ ‍ 📌 آسیب به ۱۴۰ بنای تاریخی؛ ضرورت بازتعریف حکمرانی تاب‌آور در حوزه میراث‌فرهنگی 🔻در پی وقایع اخیر، ثبت آسیب در حدود ۱۴۰ بنای تاریخی و محوطه فرهنگی کشور، نه‌تنها یک رخداد در حوزه میراث‌فرهنگی، بلکه نشانه‌ای از یک چالش عمیق در سطح حکمرانی و سیاست‌گذاری ملی است. این رخداد، ضرورت بازنگری در الگوهای مدیریت ریسک، تاب‌آوری نهادی و سازوکارهای حفاظت از دارایی‌های هویتی کشور را بیش از پیش برجسته می‌سازد. 🔸بر اساس ارزیابی‌های میدانی، طیفی از خسارات—از آسیب‌های سازه‌ای تا تخریب‌های کامل—در این بناها مشاهده شده است؛ در این میان، تمرکز بیش از ۵۰ درصدی آسیب‌ها و بیش از ۸۰ درصدی برآورد خسارات در استان تهران، بیانگر تمرکز ریسک در کانون‌های سیاسی-اداری کشور و ضعف در توزیع متوازن زیرساخت‌های حفاظتی است. این الگوی تمرکز، خود به‌عنوان یک مسئله سیاستی، نیازمند مداخله هدفمند در سطح برنامه‌ریزی سرزمینی و مدیریت دارایی‌های فرهنگی است. 🔸اگرچه اقدامات پیشگیرانه نظیر انتقال امن اشیای موزه‌ای و استقرار تیم‌های واکنش سریع توانسته است از بروز خسارات جبران‌ناپذیر جلوگیری کند، اما تجربه اخیر نشان می‌دهد که رویکردهای موجود عمدتاً «واکنشی» بوده و هنوز تا استقرار یک نظام «پیش‌نگر و تاب‌آور» فاصله معناداری وجود دارد. به عبارت دیگر، گذار از «مدیریت بحران» به «حکمرانی ریسک» در حوزه میراث‌فرهنگی، به‌عنوان یک ضرورت راهبردی مطرح است. 🔸ورود وزارت میراث‌فرهنگی به فاز برنامه‌ریزی برای مرمت و بازآفرینی، اگرچه گامی ضروری است، اما در سطح حکمرانی باید به‌عنوان بخشی از یک بسته سیاستی جامع‌تر دیده شود؛ بسته‌ای که سه محور کلیدی را در بر گیرد: نخست، تأمین مالی پایدار از طریق طراحی ابزارهای نوین مانند صندوق‌های تاب‌آوری میراث، بیمه‌های تخصصی و مشارکت بخش خصوصی؛ دوم، ارتقای هماهنگی میان‌بخشی میان نهادهای اجرایی، امنیتی و مدیریت بحران؛ و سوم، استقرار استانداردهای یکپارچه برای حفاظت، مستندسازی و مداخلات مرمتی بر اساس الگوهای بین‌المللی. 🔸در این میان، نکته‌ای که نباید از نظر دور داشت، پیوند مستقیم میان میراث‌فرهنگی و «قدرت نرم» کشور است. تخریب یا تضعیف این دارایی‌ها، صرفاً یک خسارت فیزیکی نیست، بلکه می‌تواند به کاهش سرمایه نمادین ایران در نظام بین‌الملل منجر شود. از این منظر، سیاست‌گذاری در حوزه میراث‌فرهنگی باید در امتداد راهبرد کلان دیپلماسی فرهنگی و تصویرسازی جهانی ایران تعریف شود. 🔸در نهایت، تجربه اخیر می‌تواند به‌عنوان یک «نقطه عطف» در بازطراحی نظام حکمرانی میراث‌فرهنگی کشور تلقی شود؛ نقطه‌ای که در آن، تمرکز از اقدامات مقطعی و پروژه‌محور، به سمت ایجاد یک نظام یکپارچه، داده‌محور و آینده‌نگر برای حفاظت از هویت تاریخی ایران حرکت کند. بدون چنین تحولی، چرخه آسیب و مرمت، به‌صورت تکرارشونده ادامه خواهد یافت و فرصت تبدیل میراث‌فرهنگی به یک مزیت راهبردی پایدار، از دست خواهد رفت. 👌کانال اندیشکده حکمرانی مؤسسه مصاف @@MasafThinkTank1