دقیقا نمیدونم از کِی شروع شد،اما دیگه خیلی وقته نمیتونم ادمارو تحمل کنم.
نمیتونم وایسم و صبر کنم تا بهم ثابت بشه که شاید این یکی فرق داشته باشه با بقیه.فقط به تهش فکر میکنم.اینکه من یه آدم خسته کننده و زَده کننده ام.و خب اون طرف مقابلم هرچقدرم خوب باشه خسته میشه و میره.
و من دیگه سرم برای ریزش آوار بعدی جا نداره.
در روانشناسی یک اصطلاحی هست به اسم فیلوفوبیا" به حالتی گفته میشه که فرد از اینکه بخواد عاشق بشه میترسه و سعی میکنه در چنین موقعیتهایی قرار نگیره.
خیال مۍ ڪنۍ از پا در مۍ آیم؟!
چہ باڬ!
ببین : آرامم . .
آرام تر از نبض یڬ مرده . . !:)))))))
یکم که بزرگ شی و عقلت برسه،
عین پرگار دور خودت یه دایره میکشی
و هر کسی رو راه نمیدی توش...
مسکوت
کم حالمون گرفته است و دل تنگیم حالا هی جمعه میشه بارونم میزنه
شنیدین میگن مثلا چهار شنبه ها سید ها دیوونه میشن؟
این دروغه اما این که جمعه ها من مجنون میشم عین حقیقته:)