نمیدونم چیشد که انقدر بیحوصله شدم ،
تموم تلاشمو میکنم که نه کسی بهم پیام بده و نه زنگ بزنه و نه حالمو بپرسه ،
نه اینکه تو تنهاییم خوشحال باشم نه! فقط این تنهایی رو به تنهایی توی جمع ترجیح میدم.
همه چی خوب پیش میره.
میگی ، میخندی ، فیلم میبینی ، با دوستات وقت میگذرونی ،
و عادی داری یه گوشه زندگیتو میکنی.
بعد یهو انگار داری خفه میشی و دچار پوچی میشی!
بین بودن و نبودن میری تهش میبینی داری زندگی میکنی ولی حالت خوب نیست.
امیدوارم به جایی برسید ،
که وقتی یکی حالتونو ازتون میپرسه بجای اینکه بگید بهتر از اینم بودم،
بگید بهتر از این نبودم.
و بین ما بازگشتی است ، اگر چه از هم دوریم ؛
حتما باز خواهم گشت حتی اگر بین من و او سرزمین ها فاصله باشد!
زندگی اونقدر طولانیه که دلت میخواد هر چی زودتر تموم بشه.
اونقدر هم کوتاه که دلت بخواد هیچ وقت تموم نشه.
فقط بستگی داره کنار کی باشی ^^
این روزها
حتّی تابلوها هم
زور می گویند
چرا باید "از سرعت خود بکاهم"،
وقتی قرار است
این جاده من را به تو برساند ...