تحمل اینکه ببینم یکی جلوم داره از بغض خفه میشه و من ساده از کنارش رد بشم خیلی سخته
چون خودم دردشو حس میکنم =)
تو کتاب دسته دلقکها، نویسنده چقدر قشنگ میگه:
"یه ﺟﺎﯾﯽ ﻫﺴﺖ در ﺯﻧﺪﮔﯽ،
ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭﻟﯽ ﻣﺠﺒﻮﺭﯼ ﺑﺨﻨﺪﯼ ﻭ ﺷﺎﺩ ﺑﺎشی؛
ﺑﻬﺶ میگن ﺍﻭﺝ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ"🖤:)
تفاوتی نیست بین قلب و عقلم
آن برای تو ميتپد و این به تو میاندیشد
هر دوی آنها تويی و نمیدانم من کجا هستم!🌱
مثل اینه که الان دقیقا رو پل وایستادم ؛ دلشو ندارم بپرم ولی حرفاتون مثل ی باد سرد داره هولم میده!
انگار فقط منتظر ی تلنگرم پرتم نکنین خب؟
مثل اینه که الان دقیقا رو پل وایستادم ؛ دلشو ندارم بپرم ولی حرفاتون مثل ی باد سرد داره هولم میده!
انگار فقط منتظر ی تلنگرم پرتم نکنین خب؟