مسکوت
یک روز خودم را خواهم بخشید از آسیبی که به خویش روا داشتم، از آسیبی که اجازه دادم دیگران بر من روا
حتی دیگر به دنبال خوشبختی هم نیستیم فقط میخواهیم قدری کمتر رنج بکشیم...
آنها دروغگو هستند و میدانند که دروغگو هستند و میدانند که میدانیم که دروغگویند
با این وجود با صدای بلند دروغ میگویند!
آرام باش عزیزِ من. آرام باش... حکایت دریاست زندگی! گاهی درخشش آفتاب، برق و بوی نمک، ترشح شادمانی، گاهی هم فرو میرویم، چشمهای مان را میبندیم، همه جا تاریکیست. آرام باش عزیز من، آرام باش! دوباره سر از آب بیرون میآوریم و تلالو آفتاب را میبینیم، زیر بوته ای از برف، که این دفعه درست از جایی که تو دوست داری، طالع میشود. :)
صادق هدایت جمله خیلی قشنگی داره میگه که:
اندوه که از حد بگذرد جایش را میدهد به یک بیاعتنایی مزمن. دیگر مهم نیست بودن یا نبودن، دوست داشتن یا نداشتن. آنچه اهمیت دارد یک کشتار رخوتناک حسی است که دیگر تو را به واکنش نمیکشاند و در آن لحظه در سکوت فقط نگاه میکنی و نگاه میکنی🌱