eitaa logo
˓˓ مَتــینآ | لایف 🧚 ˓˓
66 دنبال‌کننده
52 عکس
3 ویدیو
0 فایل
بــه‌نـام‌خـالــق‌زیـبایی‌هـا>>>🍃💓 اینجا هر پست، یه حسِ خوب برای امروزته... 💆🏻‍♀️ 🌷 روزمرگی 🕊️ آرامش 📸 لحظه‌های قشنگ ✨ حالِ خوب همراه من باش؛ شاید اینجا گوشه‌ای از لبخندت پیدا بشه. 🌷🤍 کاری‌داشتی‌من‌اینجام ⬅️ @ID_asayesh رشد چنلت -‌-> فعلا نه🌟
مشاهده در ایتا
دانلود
𝐈 𝐋𝐚𝐯𝐞 𝐲𝐨𝐮 💞 💆🏻‍♀💅🏻 | @Matina_Life .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خآنوم خوشگلآ خوش آمدید 💕☃️ 💆🏻‍♀💅🏻 | @Matina_Life .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از  - MӨΉYFƬ
- غرورم‌شکسته‌شده‌صَدتا‌تیکه .
هدایت شده از " پــَناهِ مـَن "
⁂᯽-------•🤍•-------᯽⁂ .بـٰا.اقا.دزدِ ‹ › چراغ آشپزخونه رو روشن کردم و لیوانی رو پر از آب کردم که حس کردم صدایی شنیدم.. مامان و بابا که رفته بودن باغ و جز من کسی خونه نبود.. خواستم قدم از قدم بردارم و ببینم صدا از کجا میاد که سایه‌ای رو توی هال، درست مقابلم دیدم و دست و پام لرزید! آب دهنمو قورت دادم و مثل همیشه که در مواقع ترس و شوک فلج میشدم، پاهام قفل شد و همونجا خشکم زد... احساس میکردم فشارم از ترس هی داره پایین میره که یهو یه مرد سیاه پوش وسط هال سبز شد! لیوان از دستم افتاد و شکست، و مرد سریع اومد طرفم.. لرز گرفته بودم و کم مونده بود سکته کنم.. سر تا پا سیاه پوشیده بود و کلاه سیاه بافتنی روی سرش و دستمال سیاهی جلوی بینی و دهنش بسته بود و فقط چشماش دیده میشد.. نه توان فرار از مقابلش رو داشتم نه صدایی از حنجره م درمیومد که جیغ بزنم.. رو به موت بودم که نگاهی به خرده شیشه های جلوی پام کرد و با کفشش کنارشون زد و یهو چونه مو گرفت! پارت های جدید 🥺👇🏻 ✰ʝσιɳ➼ https://eitaa.com/joinchat/3349153449C300ddc52c4 ⁂᯽-------•🤍•-------᯽⁂
هدایت شده از " پــَناهِ مـَن "
هدایت شده از " پــَناهِ مـَن "
قفل‌پیویته‌چشام‌،تا‌شاید‌‌بدی‌تکست :) ✰ʝσιɳ➼ https://eitaa.com/joinchat/3349153449C300ddc52c4