𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝗺𝗮𝘁𝗿𝗼𝗼𝗸𝗲 ★.
Part : ⁸
حامی: فیلم کردی ما رو ؟
هی محو در و دیوار میشی
پناه:ن نیلا کجاس ؟
صورت حامی خشمگین شد و از طرفی غمی بزرگ دیده میشد
حامی: تو نیلای منو از کجا میشناسی؟
پناه: نیلا کجاست میگم؟
حامی : جواب منو بده لع.نتی نیلا رو از کجا میشناسی؟
پناه بعد مکثی کوتاه شروع کرد
خب راستش من به شما دروغ گفتم من اون شب از دست برادر ناتنیم فرار میکردم من از دو سالگی پدرم فوت شد اما و مادرم با مردی بیرحم ازدواج کرد که از اون دو تا بچه داره یکی پرهام همون اشغ.الی که دنبالم بود و دومی نیلا خواهری که عین جونم بود و ناپدید شد تنها کسی بود که هوامو داشت مادرم همدست اون کث.افت بود اون دم آخریا میخواستن به زور منو به عقد پیرمردی ۶۰ ساله در بیارن
منم از خونه فرار کردم
𝘊𝘰𝘱𝘺?𝘊𝘩𝘢𝘯𝘯𝘦𝘭 𝘳𝘦𝘱𝘰𝘳𝘵♥️🔗
Chanel :@Matrookeh
شنــــوایِنظــــراتتــــون♥️࿔ꔷ.
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_ki5386&btn=صندوقچهنظراتتون
همسایه میخوام
آمار +100 پیوی
@poshtibany_Aylar
چنلمون 👇🏻.
https://eitaa.com/Matrookeh
𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝗺𝗮𝘁𝗿𝗼𝗼𝗸𝗲 ★.
Part : ⁹
حامی سکوت کرد
سکوتی تلخ
سکوتی سنگین و پر از تغییر سرنوشت
حامی: متاسفم بابت تک تک اذیت و آزارهایی که داشتی
یک دفعه همه چی تغییر کرد
حامی مردی بیرحم تبدیل به مردی مهربان شد
پناه : الان خودتی؟ همونی که نیلا بهم گفته بود؟
حامی :آره نیلا نامزد من بود و خب توی اتفاق از دست دادمش
چشمای پناه پر از اشک شد به سختی لب زد
پناه: نیلا مرده ؟
حامی: شرمندم ولی.. آره
پناه :ولی چطوری ؟چیکار کردی باهاش؟ من میدونم همه چی تقصیر توعه نامرد
حامی برخلاف تصور جلوتر رفت و دست پناه گرفت
حامی: آروم باش برات توضیح میدم
𝘊𝘰𝘱𝘺?𝘊𝘩𝘢𝘯𝘯𝘦𝘭 𝘳𝘦𝘱𝘰𝘳𝘵♥️🔗
Chanel :@Matrookeh
شنــــوایِنظــــراتتــــون♥️࿔ꔷ.
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_ki5386&btn=صندوقچهنظراتتون
𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝗺𝗮𝘁𝗿𝗼𝗼𝗸𝗲 ★.
Part : ¹⁰
پناه سکوت کرد
و در انتظار حرف زدن حامی موند حامی ادامه داد
پدر من سرمایهگذار بود شریکی داشت که به خاطر یه سری از مشکلات با همدیگه به مشکل میخورن
حالا که پدرم مرده اون از من کینه داره
یه سال پیش تو درگیری باعث شد نیلا رو از دست بدم
پناه سکوت کرد و ادامه داد
پناه : چطوری ؟چطوری نیلا رو ازت گرفت ؟
حامی :دزدیدش و چند ماه بعد خبر مرگشو برام آورده قبرشو نشونم داد
پناه :تو پلیسی مگه نه؟ چرا دستگیرش نکردی؟
حامی: تو از کجا میدونی؟
پناه: نیلا بهم گفته بود
زمانی که دوستت داشت
حامی بغض توی گلوشو قورت داد و ادامه داد
حامی: چون غیب شده و پیداش نکردم که دستگیرش کنم
𝘊𝘰𝘱𝘺?𝘊𝘩𝘢𝘯𝘯𝘦𝘭 𝘳𝘦𝘱𝘰𝘳𝘵♥️🔗
Chanel :@Matrookeh
شنــــوایِنظــــراتتــــون♥️࿔ꔷ.
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_ki5386&btn=صندوقچهنظراتتون