eitaa logo
𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝗺𝗮𝘁𝗿𝗼𝗼𝗸𝗲 ★. نفور
261 دنبال‌کننده
55 عکس
6 ویدیو
0 فایل
𝗶𝗇︎ 𝗍𝗁︎𝖾 𝗇︎a𝗆︎𝖾 𝗈𝖿︎ 𝗀︎o𝖽 ᯓ𝖶︎e𝗅︎𝖼︎𝗈𝗆︎𝖾꜂To mყ 𝖼︎𝗁︎n𝗇︎𝖾𝗅︎. ♥️🔗 رمــان‌آوازِ‌قــو| پــایــانᯓ رمــان‌متروکــه| در‌حــال‌پــارت‌گــذاریᯓ ᯓجـهت‌تبادل @poshtibany_Aylar کـــدمون:📝𝟬𝟱𝟲 "عضوجمعیت‌نویسندگان"
مشاهده در ایتا
دانلود
همسایه میخوام آمار +100 پیوی @poshtibany_Aylar چنلمون 👇🏻. https://eitaa.com/Matrookeh
سلام و حال احوال ؟👀 بریم برای یه پارت جدیدد؟
𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝗺𝗮𝘁𝗿𝗼𝗼𝗸𝗲 ★. Part : ⁹ حامی سکوت کرد سکوتی تلخ سکوتی سنگین و پر از تغییر سرنوشت حامی: متاسفم بابت تک تک اذیت و آزارهایی که داشتی یک دفعه همه چی تغییر کرد حامی مردی بی‌رحم تبدیل به مردی مهربان شد پناه : الان خودتی؟ همونی که نیلا بهم گفته بود؟ حامی :آره نیلا نامزد من بود و خب توی اتفاق از دست دادمش چشمای پناه پر از اشک شد به سختی لب زد پناه: نیلا مرده ؟ حامی: شرمندم ولی.. آره پناه :ولی چطوری ؟چیکار کردی باهاش؟ من می‌دونم همه چی تقصیر توعه نامرد حامی برخلاف تصور جلوتر رفت و دست پناه گرفت حامی: آروم باش برات توضیح میدم 𝘊𝘰𝘱𝘺?𝘊𝘩𝘢𝘯𝘯𝘦𝘭 𝘳𝘦𝘱𝘰𝘳𝘵♥️🔗 Chanel :@Matrookeh
یه 260 تآیی به ما نمیرسه ؟
𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝗺𝗮𝘁𝗿𝗼𝗼𝗸𝗲 ★. Part : ¹⁰ پناه سکوت کرد و در انتظار حرف زدن حامی موند حامی ادامه داد پدر من سرمایه‌گذار بود شریکی داشت که به خاطر یه سری از مشکلات با همدیگه به مشکل می‌خورن حالا که پدرم مرده اون از من کینه داره یه سال پیش تو درگیری باعث شد نیلا رو از دست بدم پناه سکوت کرد و ادامه داد پناه : چطوری ؟چطوری نیلا رو ازت گرفت ؟ حامی :دزدیدش و چند ماه بعد خبر مرگشو برام آورده قبرشو نشونم داد پناه :تو پلیسی مگه نه؟ چرا دستگیرش نکردی؟ حامی: تو از کجا می‌دونی؟ پناه: نیلا بهم گفته بود زمانی که دوستت داشت حامی بغض توی گلوشو قورت داد و ادامه داد حامی: چون غیب شده و پیداش نکردم که دستگیرش کنم 𝘊𝘰𝘱𝘺?𝘊𝘩𝘢𝘯𝘯𝘦𝘭 𝘳𝘦𝘱𝘰𝘳𝘵♥️🔗 Chanel :@Matrookeh
دیگه پارت های آمادم تموم شد باید دوباره بنویسممم🦦💔
نمیشه صبح بلند شم ببینم اینجا ۲۶۰ تآیی شده؟