eitaa logo
𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 | 𝗺𝗮𝘁𝗿𝗼𝗼𝗸𝗲 💙✨੭ .پایان
256 دنبال‌کننده
66 عکس
8 ویدیو
0 فایل
𝗶𝗇︎ 𝗍𝗁︎𝖾 𝗇︎a𝗆︎𝖾 𝗈𝖿︎ 𝗀︎o𝖽 ᯓ𝖶︎e𝗅︎𝖼︎𝗈𝗆︎𝖾꜂To mყ 𝖼︎𝗁︎n𝗇︎𝖾𝗅︎. 🐋🔗 رمــان‌آوازِ‌قــو| پــایــانᯓ رمــان‌متروکــه| در‌حــال‌پــارت‌گــذاریᯓ ᯓجـهت‌تبادل @Ilmah_118 کـــدمون:📝𝟬𝟱𝟲 "عضوجمعیت‌نویسندگان"
مشاهده در ایتا
دانلود
𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝗺𝗮𝘁𝗿𝗼𝗼𝗸𝗲 ²💙. ࣪ ࿔ꔷ Part : ¹ چند ماهی می گذشت.. حامی هر روز صبح تا شب کل بیمارستان و متر میکرد هر روز دعا و دعا و دعا تا فقط یبار دیگه پناه چشماشو وا کنه هر روز با امید خبر خوب شدن پناه از دکترا بیدار میشد با اصرار های مریم شب ها به خونه میرفت و صبح اول وقت دوباره برمیگشت بیمارستان مثل هر روز از خواب آشفته بیدار  میشد مثل همیشه کابوس از دست دادن دختری که روزای اول چیزی جز تنفر بینشون نبود تو این ۶ ماه خیلی چیزا تغیر کرده بود حامی شکسته تر از هر فردی شده بود حالش حال ِمردی ۵۰ ساله بود و پناه دختری مظلوم که ۶ ماه تموم چشم به دنیا بسته بود مثل هر روز بیدار شد عطر تلخش و زد دستی به موهاش کشید بدون صبحونه راهی بیمارستان شد ۱۰ دقیقه بعد رسید و مستقیم بدون توجه به افراد به مشت شیشه برای دیدن پناه رفت  𝘊𝘰𝘱𝘺?𝘊𝘩𝘢𝘯𝘯𝘦𝘭 𝘳𝘦𝘱𝘰𝘳𝘵🫆👀 Chanel :@Matrookeh
جدی قصد زیاد کردنمون و ندارید ؟؟
آمار 270 پایان و بر میدارم خود دانید حالا !
متوجهید میگم فور ندید ؟؟ فقط یه یار دیگه فور بزنید ۵ تا جبرانی میزنم نیم ساعت بمونه . فور نیست مالک دید پاک بشه ..
خبخب قشنگا ! درسته اینجا یه پایان موقتی داره اما به هر حال یروز برداشته میشه و پر قدرت ادامه میدیم.. اما بنا به دلایلی به احتمال خیلی زیاد از شروع مجدد شخصیت حامی عوض میشه و کس دیگه میاد جاش .. و شاید اینجا پایان همیشگی و یا کاملا دیلیت خورد ، امیدوارم مجبور به هیچکدوم اینکارا نشیم و با روال قبل برگردیم چون رمان بدون آقای صالحی هیچ جذابیتی حتی برای من نویسنده نداره .. دوستون دارم ، و تا چند روز آینده تکلیف مشخص میشه 🤍 ..
https://eitaa.com/Hooseiinaa بیاید حداقل اینجا دور هم باشیم : )