هدایت شده از 𝔇𝔞𝔫𝔠𝔢 𝔬𝔣 𝔖𝔥𝔞𝔡𝔬𝔴𝔰 𝔦𝔫 𝔱𝔥𝔢 𝔇𝔢𝔞𝔡 ℜ𝔬𝔬𝔪
Part: 2
{.مرزِ لرزان.}
آرش با تکانی شدید از تخت پایین افتاد. صدای برخورد بدنش با کف چوبی اتاق، مثل شلیک گلوله در سکوت شب پیچید. اما هیچ صدایی از سمت سایه نیامد.
او با لرزش دستهایش، چراغ مطالعه را بلند کرد و نور را مستقیماً به سمت دیوار تاب داد. سایه، مثل یک موجود مطیع، دوباره به شکل خودِ آرش درآمد. اما لرزشِ دستهای او، سایه را هم دچار لرزش کرد. آرش با خود زمزمه کرد: «فقط یک توهم است... فقط خستگی است...»
او به سمت آینه دستwash رفت. میخواست صورتش را ببیند، میخواست مطمئن شود که هنوز خودش است. اما وقتی به آینه رسید، در تپشهای قلبش، چیزی را حس کرد که منطق را به بازی میگرفت. در آینه، چشمانش سیاه شده بودند؛ مثل دو چاهِ بیانتها که هیچ نوری از آنها باز نمیگشت.
او به سرعت نور چراغ را خاموش کرد. تاریکی اتاق مثل یک پتوی سنگین روی شانههایش نشست. در آن تاریکی مطلق، او شنید؛ صدای پاشنههای کفش که روی چوب اتاق راه میرفتند. صدای قدمهایی که دقیقاً با ریتم قلب او هماهنگ بود.
قدمها نزدیکتر شدند. درست پشت سرش. آرش میدانست اگر برگردد، با خودش روبرو میشود؛ اما با خودش. او با چیزی روبرو بود که از او قدرتمندتر، تاریکتر و گرسنهتر بود.
صدایی، مثل پچپچِ وزش باد در یک قبرستان، کنار گوشش پیچید:
«چرا میترسی؟ ما که یکی هستیم...»
^•^•^•^
https://eitaa.com/Shadows_1/645924651C063780419f
هدایت شده از 𝙉𝙤𝙫𝙚𝙡 𝟯:𝟭𝟳
« 𝙉𝙤𝙫𝙚𝙡 𝟯:𝟭𝟳 »
⋆𝙁𝙖𝙨𝙡; 1
⋆𝙋𝙖𝙧𝙩; 2
⋆ ࣪˖ ִֶָ 𓈒 ݁ ⛧ ݁ 𓈒 ִֶָ ˖࣪ ⋆
صبح با صدای زنگ گوشی، نیلی چشمهاش رو باز کرد.
اولین کاری که کرد، نگاه کردن به پیام دیشب بود.
هنوز همونجا بود.
نیلی زیر لب گفت:
نیلی : دانیال ثابتی... تو دیگه کی هستی؟
گوشی رو برداشت و به آدی زنگ زد.
آدی : الو؟ نیلی ساعت چنده آخه؟
نیلی : بیدار شو، یه چیزی میخوام بپرسم.
آدی : اگه باز میخوای غیبت کنی، من خوابم!
نیلی : دیشب یه اتفاق عجیب افتاد.
آدی : چی شده؟
نیلی : یکی ساعت سه و هفده دقیقه بهم زنگ زد.
آدی : خب؟
نیلی : اسم یه نفر رو گفت. دانیال ثابتی.
چند لحظه سکوت شد.
آدی : صبر کن ببینم... دانیال ثابتی؟
نیلی صاف نشست.
نیلی : میشناسیش؟
آدی : نه، ولی فکر کنم اسمش رو قبلاً توی مدرسه شنیدم.
نیلی : کجا؟ کی؟
آدی : نمیدونم نیلی! الان مغزم کار نمیکنه. بیا مدرسه، با هم حرف میزنیم.
تماس قطع شد.
نیلی سریع آماده شد و از اتاق بیرون رفت.
نازنین : نیلی جان، صبحونه نمیخوری؟
نیلی : نه مامان، دیرم شده!
نازنین : حداقل یه چیزی با خودت ببر.
نیلی یه تکه نون برداشت و از خونه بیرون رفت.
وقتی به مدرسه رسید، آدی و ماهان دم در منتظرش بودن.
ماهان : چه عجب! فکر کردیم امروز نمیای.
نیلی : الان وقت این حرفا نیست.
آدی : بیا بریم داخل، یه چیزی بهت بگم.
هر سه وارد حیاط شدن.
نیلی : خب، بگو.
آدی : دیشب که گفتی دانیال ثابتی، یادم افتاد یه بار اسمش رو از یکی از معلما شنیدم.
نیلی : خب؟
آدی : فکر کنم سه سال پیش اتفاقی براش افتاده بود.
نیلی : چه اتفاقی؟
آدی خواست جواب بده که صدای ماهان بلند شد.
ماهان : بچهها، اون آقا چرا داره به ما نگاه میکنه؟
نیلی برگشت.
مردی با لباس رسمی کنار دفتر ایستاده بود و مستقیم به اونها نگاه میکرد.
چند ثانیه بعد، به سمتشون راه افتاد.
مرد : شما نیلماه تهرانی هستی؟
نیلی با تردید جواب داد.
نیلی : بله. شما؟
مرد کارت شناساییش رو نشون داد.
مرد : یونس امجد هستم. باید چندتا سؤال ازت بپرسم.
نیلی : دربارهی چی؟
مرد نگاه کوتاهی به آدی و ماهان انداخت.
بعد دوباره به نیلی نگاه کرد.
یونس : دربارهی دانیال ثابتی.
۫ ִ ۪ ּ ۫ ۪۪ ּ ۬ ۪ ּ ۫ ִ ۪
𖤓𝘾𝙤𝙣𝙩𝙞𝙣𝙪𝙚𝙨 ...
𖤓 𝙒𝙧𝙞𝙩𝙚𝙧; 𝙉𝙞𝙡𝙢𝙖𝙝
𖤓𝘾𝙤𝙥𝙮? 𝙞𝙛 𝙮𝙤𝙪 𝙙𝙤𝙣'𝙩 𝙡𝙞𝙠𝙚 𝙮𝙤𝙪𝙧 𝙘𝙝𝙖𝙣𝙚𝙡𝙡
422.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کیدرامری ولی این چنلو نداری؟😐
.
منبع کلیپ های کره ای از سریال ها
.
معرفی جدیدترین و خفن ترین سریال های کره جنوبی و کلیپ با حجم پایین🇰🇷💫
https://eitaa.com/Loverskorea/598279796C6b03e8a4d2
★
پس سریع بزن رو پیوستن و به جمع ما به پیوند🎀🫂
☆
اصلا امکان نداره کیدرامر باشی ولی این چنلو نداشته باشی.🇰🇷💻
^.^
تازه تو چنلش چالش های خیلی باحال و خفنی میزاره و توی بعضی از چالش هاش پول هم میده.😳👌💵💰
970.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قراره فصل دوم زیبای حقیقی با ای سکانس شروع بشه...🥺💍🫂
.
.
.
https://eitaa.com/Loverskorea
.
هدایت شده از 𝒖𝒏𝒅𝒆𝒓 𝒔𝒌𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝒏𝒊𝒈𝒉𝒕
هدایت شده از 𝑯𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝑳𝒐𝒗𝒆 🥀
ارادت از منه؛
بیاین حرف بزنیمم✨
شات،دوراهی،سوال
از مدرسه
از امتحانا
هرچی دوست داری بگو
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_2i2e18u&btn=جون.دلم؟
کویر نشه💔
422.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کیدرامری ولی این چنلو نداری؟😐
.
منبع کلیپ های کره ای از سریال ها
.
معرفی جدیدترین و خفن ترین سریال های کره جنوبی و کلیپ با حجم پایین🇰🇷💫
https://eitaa.com/Loverskorea/598279796C6b03e8a4d2
★
پس سریع بزن رو پیوستن و به جمع ما به پیوند🎀🫂
☆
اصلا امکان نداره کیدرامر باشی ولی این چنلو نداشته باشی.🇰🇷💻
^.^
تازه تو چنلش چالش های خیلی باحال و خفنی میزاره و توی بعضی از چالش هاش پول هم میده.😳👌💵💰
970.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قراره فصل دوم زیبای حقیقی با ای سکانس شروع بشه...🥺💍🫂
.
.
.
https://eitaa.com/Loverskorea
.
هدایت شده از 𝙀𝙨𝙝𝙜𝙝-𝙚 𝙋𝙚𝙣𝙝𝙖𝙣🫧
𝙀𝙨𝙝𝙜𝙝-𝙚 𝙋𝙚𝙣𝙝𝙖𝙣🖤
𝙩𝙝𝙚 𝙖𝙪𝙩𝙝𝙤𝙧:𝙈𝙖𝙝𝙨𝙩𝙖
𝙋𝙖𝙧𝙩:33
کامیار با خونسردی تمام، به بادیگاردش دستور داد
ببرینش.
بادیگاردها بدن بیجان دلارا رو از روی زمین بلند کردن و از اتاق بیرون بردن.
کامیار قبل از اینکه از اتاق خارج بشه، یه برگه ای رو روی میز گذاشت.
در همین لحظه، چند قطره از خون گرم دلارا که هنوز روی میز بود، روی کاغذ سفید ریخت و لکههای قرمزی درست کرد.
کامیار بدون اینکه حتی نگاهی به اون لکهها بندازه، از اتاق خارج شد.
یک ساعت بعد، صدای ترمز ناگهانی ماشینها سکوت محیط رو شکست.
حامی همراه با ساحل، سهیل و بادیگاردهاش رسیدند.
وقتی حامی وارد اون فضا شد، چشمش به رد خون و میز آشفته افتاد.
قلبش از ترس ریخت.
با فریاد و درماندگی پرسید
اون کجاست؟ اون کجاست؟
سلنا، در حالی که از شدت گریه و زاری نفسنفس میزد و صورتش از اشک خیس شده بود، با صدای لرزان گفت
داد نزن قبل تو بردنش.
حامی که فهمید چقدر دیر رسیده و فرصت رو از دست داده، از شدت خشم و درماندگی، مشتش رو به پیشونی خودش کوبید و از عصبانیت فریاد کشید.
ذهنش شروع کرد به چرخیدن؛ باید نقشه میکشید، باید انتقام میگرفت.
در همین حال، ساحل با نگرانی به سمت سلنا رفت که هنوز زیر گریه بود.
ساحل در حالی که سعی میکرد آرومش کنه، پرسید
چی شده؟ چرا اینطوری گریه میکنی؟ آروم باش... با گریه کردن که برنمیگرده
ساحل مکثی کرد و با کنجکاوی ادامه داد
اصلا شما دوتا با هم چه رابطهای داشتید آنقدر داری واسش گریه میکنی؟
سلنا، در حالی که لرزشِ بدنش از گریه قطع نمیشد، با چشمهای سرخ و پفکرده نگاهش کرد و با صدایی که به زور شنیده میشد، گفت
خب...
𝗡𝗼 𝗰𝗼𝗽𝘆𝗶𝗻𝗴🚫
𝗧𝗼 𝗯𝗲 𝗰𝗼𝗻𝘁𝗶𝗻𝘂𝗲𝗱. . .
𝘁𝗮𝗴:@haamim71
422.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کیدرامری ولی این چنلو نداری؟😐
.
منبع کلیپ های کره ای از سریال ها
.
معرفی جدیدترین و خفن ترین سریال های کره جنوبی و کلیپ با حجم پایین🇰🇷💫
https://eitaa.com/Loverskorea/598279796C6b03e8a4d2
★
پس سریع بزن رو پیوستن و به جمع ما به پیوند🎀🫂
☆
اصلا امکان نداره کیدرامر باشی ولی این چنلو نداشته باشی.🇰🇷💻
^.^
تازه تو چنلش چالش های خیلی باحال و خفنی میزاره و توی بعضی از چالش هاش پول هم میده.😳👌💵💰
970.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قراره فصل دوم زیبای حقیقی با ای سکانس شروع بشه...🥺💍🫂
.
.
.
https://eitaa.com/Loverskorea
.
422.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کیدرامری ولی این چنلو نداری؟😐
.
منبع کلیپ های کره ای از سریال ها
.
معرفی جدیدترین و خفن ترین سریال های کره جنوبی و کلیپ با حجم پایین🇰🇷💫
https://eitaa.com/Loverskorea/598279796C6b03e8a4d2
★
پس سریع بزن رو پیوستن و به جمع ما به پیوند🎀🫂
☆
اصلا امکان نداره کیدرامر باشی ولی این چنلو نداشته باشی.🇰🇷💻
^.^
تازه تو چنلش چالش های خیلی باحال و خفنی میزاره و توی بعضی از چالش هاش پول هم میده.😳👌💵💰