من دوسال پشت سر هم بردم ، راستش چالشای خیلی زیادی داره و مهم تر از همه برای من ، پارسال سر مرز بود...
پنج تا مامور عراقی اومدن سمتم و بدون اینکه اجازه بدن هیچ همراهی داشته باشم بردنم توی پایگاه اصلی مرز و بعد از کلی سوال و عکس گرفتن از دوربین و بررسی کاملش از یه گیت کاملا جدا با شک و تردید پاسپورت رو مهر زدن.
من از پارسال یه ترس افتاده به جونم و حتی گوشیمم بعضی اوقات با ترس توی دستم
میگیرم 😂
ولی خب اونا هم مأمور بودن و معذور..
به هر حال امنیتِ یه کشوره!
خلاصه که دوربین با مجوز و بی مجوز هم ممکنه گیر بیوفته و هر کسی ممکنه این سکانس سینمایی رو تجربه کنه.
برای دست و پا گیر بودن و وزنش هم که بستگی به عشق و علاقه ی طرف داره...
یعنی سختیش هرچقدر باشه به جون میخریش و تمام لحظه هایی که باهاش ثبت میکنی قاب میشه توی دلت.
در نتیجه،به نظر من سختیش خیلی شیرینه :)✨
ثبتِ قصه ها ؛
منی که به گوشیم اعتماد کردم و دوربین رو همراه خودم برای ثبت لحظه ها نیاوردم، گوشیم اولین روز سفر:
آخرین فیلمِ گوشی ربوده شده...
میاید اینجا خیلی حواستون به وسایلتون باشه...
بعضیا قربت الی الله برای دزدی میان.
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با چشم خویشتن دیدم که جانم میرود...
(بخاطر سفرای زیاد این چند وقت،مجبور شدم،مجبوووررشدم واگذارش کنم...💔)
۱۲ شهریور ۰۴ .
خداحافظ کوچولو ترین و بهترین دوستم.