ثبتِ قصه ها ؛
نمیفهمی غم یعنی چی تا وقتی بخاطر شلوغی روزت و ذهنت یادت بیاد به مامانت روز مادر رو تبریک نگفتی!
ورشکست شدم ولی خوشحالم که میتونم تا حدی جبرانش کنم 🥲
عملیات با موفقیت انجام شد و الان حالم خوبه👍⭐️
ثبتِ قصه ها ؛
داداشم برا هدیه ی کریسمس یه گردنبند صلیب خریده برام ، الان رسما خودم رو پیرو خط مسیح اعلام میکنم😔😂🎅🏻
یادمه فصل ۱ اسکویید گیمرو که تموم کردم دقیقا ساعت ۵ صبح بود. نمیتونستم درست صحبت کنم یا دلم نمیخواست هیچ فکری کنم.تا دو سه روز حالت وَهم داشتم و میخواستم بنویسم،اما نمیتونستم ، برای منی که سرشار از احساساتم و با کوچیک ترین چیزها درگیر میشم،معنا و پیام این فیلم برام فوق العاده سنگین بود.
نمیدونم چه چیزی دوباره کشوندم به فصل دوم! اما میدونم که دیدنش برام خالی از لطف نیست...
اگر دیدینش و دیدِ سینمایی دارید که این پیام رو درک میکنید. اما اگر ندیدید،نبینید.