+سیگار بهمن دارین؟
_برا خودت؟!!!
+آره برا نقاشی میخوام
_اولین باره همچین بهونه ی باحالی میشنوم ، حالا کوچیک میخوای یا بزرگ؟
+ نمیدونم تا حالا نخریدم
_به نظرم بزرگ برا نقاشی بهتره
+نه حس میکنم کوچیکش نوستالژیک تره
_ولی نَکِش، بیوفتی تو دامش بیچارت میکنه
+ میدونم قیافم یه جوریه که انگار میخوام همین الان روشنش کنم ولی نه جدی برا نقاشی میخوام(خنده هیستریک)
_باشه! اميدوارم نقاشیات قشنگ بشن (خنده های مرموزانه).
[ از مکالمات ضبط شده ی امشب در پِی خرید سیگار با قیافه ای که انگار قراره بزرگ ترین خلاف دنیا ثبت بشه ]
بعد جدی قیافم یه جوری بود انگار میخواستم کوکائین یا متامفتامین( وقتی بریکینگ بد رو تازه دیدی ) ازش بخرم :)))
بنده خدا یه ریز فقط میخندید.
آخه مَرد چه دروغی دارم بهت بگم؟
دیشب عجیب ترین کلمات رو از مامانم شنیدم.
وااااقعا باور نکردنی بود پسر!
مامانم خودش گفت وقتشه یه بچه گوربا بیاریم :))))))
هنوز تو شُکم.