eitaa logo
ثبتِ قصه ها ؛
7 دنبال‌کننده
292 عکس
66 ویدیو
5 فایل
هیچ چیز توی دنیا به اندازه ی ثبت کردن ارزش نداره. این تنها چیزیه که میمونه.
مشاهده در ایتا
دانلود
633.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
داستان من و مامانم هررررروز خدا😂 البته از حق نگذریم خیلی مشتاق داستان درخت گردو و پیر پسر بود و اصرار داشت تا آخرش رو تعریف کنم.
کُلی از این هدیه های کوچولو برای دیدن لبخند نازشون درست کردم. هرسال که با خودم هدیه میبردم یه نذرخاص داشتم اما امسال... امسال نذرِ رفتنمه... دلشوره قلبم رو ویرون کرده. کاش بشه،کاش برم.
دوساعت بحث سر این شیشه مشروبا بود که گذاشته بودم رو اوپن طبقه ی بالا تا سر فرصت تمیزشون کنم. مامانم میگفت بزارشون تو اتاق خودت هرکی بیاد اینجا خدا میدونه چه فکری میکنه نمیدونه ما یه دیوونه تو خونه داریم که برا این شیشه ها پول میده. ممنونم مامان _😂
من عاشقِ این کلمه ام... عاشقِ اسمَم.
خمیر دندون چقدر ناااازههههه :")
سفر پر ماجراییه دوسش دارم :")))
همین الان نشستم سوار یکی از این موتور گاریا راننده گفت خانم آب آب منم یه ذره آب دستم بود نمیدونستم میخواد چیکارش کنه بهش دادمش خوردش :*)))) باورم نمیشه :")))))
ثبتِ قصه ها ؛
همین الان نشستم سوار یکی از این موتور گاریا راننده گفت خانم آب آب منم یه ذره آب دستم بود نمیدونستم م
رفیق امیدوارم تا الان سرما نخورده باشی چون من دهنم سرویس شده... هنوزم نتونستم بپذیرم که اون آب رو سرکشیده باشی!
خب این چند روز حسابی اشکای دلتنگی با دیدن عکسا و ویدیو ها ریخته شد و الان انسان سبک تر و مهربون تری هستم.
امروزِ جالب انگیز. ممنونم که قبول داری شهریور ماه منه و هر روزش تولدمه :") پ.ن: با دوغ ‌و تخم و مرغ و کیک مورد استقبال قرار گرفتم!