eitaa logo
ثبتِ قصه ها ؛
7 دنبال‌کننده
292 عکس
66 ویدیو
5 فایل
هیچ چیز توی دنیا به اندازه ی ثبت کردن ارزش نداره. این تنها چیزیه که میمونه.
مشاهده در ایتا
دانلود
چی‌بگم‌از زیباییِ این...
با اختلاف مزخرف ترین خواب عصرونه ی زندگیم رو دیدم. آخه مردک سیبیل زشت، چرا باید خودمو خفه کنم و اینقدر پیشت گریه کنم. بابام زندان بود و مامانم از کشور رفته بود. منم تنها توی یه rv زندگی میکردم. بعد این مرد زشت روانی کودک آزار کی بود؟ مردک لوازم تحریر فروش :))) بعد چی میخواستم ازش بخرم؟ یه دفتر جلد چرم که مطمئنم توی زندگیم فقط میتونم توی خواب ببینمش. نمیتونم توصیف کنم که این دفتر چقدر زیبا بود... حالا داستان چی بود؟ دفتره آخرین دفتر بود و قیمتش ۲۷۰ تومن بود که خرید قبل بود. بعد این سگ سیبیل میگفت امکان نداره من زیر ۲۷ میلیون نمیدمش اصلا برام نمیصرفه! من اینو عمرا بتونم دوباره پیدا کنم و اگرهم پیدا کنم ۴ برابر قیمتی که میخوام بفروشم باید بخرم. فشار عصبیم و گریه هام بیشتر بخاطر این بود که این وضعیت اقتصادی کهیر زده ی کشور توی خوابمم دست از سرم بر نمیداره...💔 آخ سی دلت جوون ایرانی... فقط نمیدونم چرا وضعیت وحشتناک زندگیم با خرید یه دفتر میکس شده بود!😂
اینارو بیخیالش! امسال سانتا برام نامه میاره!!!🎁🎅🏻
تولدت مبارک تمام وجودم؛ کاش امروز می‌تونستم به اندازه ی ۱۹ سالی که زندگی کردم بغلت کنم. بابا... خیلی دوستت دارم...❤️
امشب... دیالوگ بین استیو و رابین نانسی و جان.. چقدر من شکستم. من تمام روزایی که باید یه بچه/ نوجوون بودم رو تنها گذروندم. من خیلی زود بزرگ شدم.
و در آخر سریالی که سالها باهاش زندگی کردم امشب بعد از ۱۰ سال برام تموم شد. فعلا دلیل دیگه ای برای ادامه ی زندگی ندارم.
الان که بهش فکر میکنم، من واقعا تنهام.
تنهایِ واقعی!
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
عکس گالری ما @farsitweets