eitaa logo
ثبتِ قصه ها ؛
7 دنبال‌کننده
270 عکس
65 ویدیو
5 فایل
هیچ چیز توی دنیا به اندازه ی ثبت کردن ارزش نداره. این تنها چیزیه که میمونه.
مشاهده در ایتا
دانلود
کلمات ، درد دارند. باعثِ خون‌ریزی درونی می‌شوند و زخم های ناشی از کلماتِ بدون فکر ، هیچ گاه التیام نخواهد یافت ؛
هدایت شده از سِدخارجی
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زمان ما محدوده ⚠️ اونو تو زندگی دیگران هدر ندیم! @sedkhareji✔️
حواسمان باشد زمان خریدنی نیست ...
_ زندگی وزن نگاهی ست که در خاطره ها می ماند !
دلتنگی بدترین بغضِ ممکنه.
همیشه از «به اشتراک گذاشتن» فرار میکردم. آدمی هستم که تا ته جاده رو میرم یکی دو قدم که مونده برسم بهش یهو دست میکشم ازش و میرم سراغِ یه فکر / کار دیگه. برا همین همیشه نوشته هام نصفه موند ، حتی درد و دلام نصفه موند و همیشه اون نصفِ بیشتر تو دلم جا خوش کرد و تصمیم گرفت بمونه همونجا . شاید برا همینه همیشه میگن ما از تو هیچی نمیدونیم ! امشب ، بعد از کلنجار های شدید با خودم ، بالاخره تصمیم گرفتم به اشتراک بزارم. آناک بشه دفترچه خاطرات من ؛ حداقل اینجا خیالم راحته که میتونم راحت بنویسم ، بدون اینکه فکر کنم کسی با خوندنش اذیت میشه -
ولی اون یکی دو قدمِ راجبِ آدمای زندگیم که خیلی محدودن صدق نمیکنه. اونا همیشگی ان !
‹ چپ دستها عاشق می شوند › کتابی که آرزو دارم از خاطرم بره تا بتونم دوبار بخونمش!... دوره ای که نا امید بودم و تقریباً از همه چیز دست کشیده بودم این کتاب من رو به همه چیز امیدوار کرد. یه جورایی رنگ و لعابی که توی اون نا امیدی و تاریکی سراغم اومد رو مدیون این کتابم. *خیلی پیشنهاد میشه :)
حدوداً یک ماهی می شود که اینجا ساکِنم ؛ در خانه ای که حُکم بهشت را برایم دارد . هرصبح ، با صدایِ گنجشک ها از خواب بیدار می شوم و نسیم خنکی که از پنجره ی بزرگ قدیمی می وزد ، روحم را نوازش میکند. اینجا میتواند تجویزِ پزشک باشد برای کسی که این روز ها کلافه است ... صدای بوق بوق ماشین ها بی خوابت نمیکند و صدای بحثِ همسایه های عصبانیِ طبقه ی بالا به گوشت نمی‌رسد و به جای آن ، با ظرفی پر از زرد آلو و گیلاس به دیدنت می آیند. اینجا ، حتی طعم چایِ صبحانه اش متفاوت است. خانه ی مادربزرگ همان جاییست که دَرَش همیشه به رویت باز است و زندگی ، در تار و پودِ فرش های گلیمی اش جریان دارد...