442.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به حدی استرس داشتم که صدام میلرزید
انگلیسی هم بلد نبودن و با ترنسلیت باهم صحبت میکردیم.
اینقدر ازم عکس گرفتن و من معذب بودم که دوست داشتم همونجا بشینم گریه کنم ولی از طرفی آدرنالین خونم بالاترین حد ممکن بود و ترکیب این دوتا واقعا عجیب بود.
لحظه ای که دیدم کیف و دوربینمم برداشتن دیگه واقعا اوضاع عجیب بود.
_ یه جوری میگفتم اوکی انگار میفهمیدم چی میگه.
اوک..