‹ ارغــوان ›
-
کهخیابانبهخیابانراردکنی ؛
ناگهانبرسریککوچهکمیایستکنی:)
« میدانی چرا رفتم؟ چون فهمیده بودم که رنج و اندوهِ من ، برای تو هیچ معنایی ندارد »
‹ ارغــوان ›
:)))!'
ـ آن همه شعر نوشتم که بخوانی ؛ خواندی؟!
بغض کردم که ببینی و بمانی؛ ماندی:)؟
ایمانِ من را سست کردی بس که زیبایی
چشمانِ زیبایت، بهشتِ محشری دارد:)
- آراداشرفی -
هدایت شده از ذهنِ خسته | 𝑡𝑖𝑟𝑒𝑑 𝑚𝑖𝑛𝑑
آدما هیچوقت از بین نمیرن ، اونا تبدیل میشن به یه آهنگ و میرن تو پلی لیستت :)