از زبان مشاور
📚 و اینک کتابهایمان!
ناشران کتابهایمان در نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران
✅ انتشارات نورالزهرا
✅ نشر جمال
✅ انتشارات بوستان کتاب
✅ انتشارات هجرت
✅ انتشارات خادمالرضا
نامها و ناشران کتابهایمان
۱. جوانان و انتخاب همسر (ازدواج، گزینش همسر، ...)، موسسۀ بوستان کتاب، قم، چاپ اوّل: ۱۳۷۳؛ چاپ چهل و یکم (در جامهای نو)، نورالزهرا، قم: ۱۴۰۱، کتاب برگزیدۀ کشوری، ترجمه و منتشرشده به چند زبان زندۀ جهان.
۲. جوانان و دوران نامزدی (مسائل دوران فرخندۀ نامزدی و عقد)، پارسایان، قم، چاپ اوّل: ۱۳۸۱؛ چاپ چهاردهم: ۱۳۹۲.
۳. هشدارهای تربیتی (چهل مسألۀ مهمّ تربیتی، راهنمای پدران، مادران، مربّیان)، هجرت، قم، چاپ اوّل: ۱۳۷۴؛ چاپ دوازدهم: ۱۴۰۱.
۴. از اوج آسمان (شرح ادبی، عرفانی هفتاد و هفت حدیث قدسی)، قدسیان، قم، چاپ اوّل: ۱۳۷۷؛ چاپ سوم: ۱۳۸۸.
۵. از ژرفای حج (بیان سخن عارفانۀ امام سجاد دربارۀ فلسفۀ عرفانی مناسک حج)، دارالحدیث، قم، چاپ اوّل: ۱۳۷۵.
۶. اینگونه زندگی کنیم (ترجمه و توضیح نامۀ امیرمؤمنان (ع) به امام حسن (ع)، نامۀ ۳۱ نهجالبلاغه)، قدسیان، قم، چاپ دوم: ۱۳۹۱.
۷. شیوۀ شهریاری (ترجمه و توضیح پیامهای حکومتی و مدیریتی امیرمؤمنان (ع) به مالک اشتر، نامۀ ۵۳ نهجالبلاغه)، پارسایان، قم، چاپ اول: ۱۳۹۰؛ چاپ دوم: ۱۳۹۱.
۸. نهجالبلاغۀ پارسی (گزیدهای از زیباترین و شورانگیزترین خطبهها، نامهها، و حکمتهای نهجالبلاغه، با ترجمه و توضیح فارسی)، کتاب قدسیان، قم، چاپ اوّل: ۱۳۸۵؛ چاپ سوم: ۱۳۹۲.
۹. زیارت خدا (پژوهشی پیرامون عیادت در اسلام)، با مهدی رضایی، مرکز تحقیقات اسلامی جانبازان، چاپ اوّل: ۱۳۷۵؛ چاپ دوم: ۱۳۷۶.
۱۰. نهجالفصاحه (ترجمه و نگارش متن کامل نهجالفصاحه)، کتاب قدسیان، قم، چاپ اوّل: ۱۳۸۷؛ چاپ چهارم: ۱۳۹۳.
۱۱. نهجالبلاغه (ترجمه و نگارش فاخر و شیوای متن کامل نهجالبلاغه)، جمال، قم، چاپ اوّل: ۱۳۸۹؛ سپس (در جامهای نو) متعدد، نیز بهنشر، تهران، چاپهای متعدد. آخرین چاپ: ۱۴۰۲.
۱۲. نبرد بیبرنده (نخستین و تنها کتاب مستقل دربارۀ مجادلۀ همسران)، خادمالرضا، قم، چاپ اوّل: ۱۳۸۹؛ چاپ یازدهم: ۱۴۰۱، کتاب برگزیدۀ وزارت ورزش و جوانان، در موضوع خانواده.
۱۳. آداب عشقورزی (آموزههایی دربارۀ رفتارهای جنسی و عاطفی همسران)، با دکتر عفتالسادات مرقاتی خویی، نورالزهرا، قم، چاپ اول: ۱۳۹۲؛ چاپ هشتم: ۱۳۹۷.
۱۴. فرهنگ خانواده (بایدها و نبایدهای زندگی خانوادگی، بررسی همهجانبۀ مسائل خانواده، آموزش مهارتهای زندگی خانوادگی)، نورالزهرا، قم، چاپ اول: ۱۳۹۳؛ چاپ سوم: ۱۴۰۰.
۱۵. دختران و انتخاب همسر (آموزههایی دربارۀ مشارکت حیامندانۀ دختران در گزینش همسر خویش، ناگفتههایی از موانع ازدواج بههنگام دختران و راهکارهایی در رفع آنها)، عطش، قم، چاپ اول: ۱۳۹۵.
۱۶. از زبان مشاور (ارکان پنجگانۀ زندگی خانوادگی)، بوستان کتاب، قم، چاپ اول: ۱۳۹۹؛ چاپ دوم (در جامهای نو)، نشر جمال، قم: ۱۴۰۱.
۱۷. خانهای در بهشت (ارکان پنجگانۀ خانواده)، نشر جمال، قم، چاپ اول: ۱۴۰۰.
۱۸. برای دخترانمان (راهکارهای انتخاب همسر و زندگی خجسته برای دخترانمان)، نشر جمال، قم، چاپ اول: ۱۴۰۱.
۱۹. جنگ و صلح همسران (رازهای زندگی سعادتمندانه برای همسران)، نشر جمال، قم، چاپ اول: ۱۴۰۱.
۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۲
ما را در رسانههایمان دنبال کنید 👇
🌐 http://zil.ink/mazaheriesfahani?v=1
🔹 موریانههای ذهنمانی را فعال نکنیم (۲)
#نویسنده_و_مشاور: #علیاکبر_مظاهری
🔰 وقتی «موریانههای ذهنمان را فعال نکنیم» را مینوشتم، میدانستم که مطلب، کامل نیست و ذهن خوانندگان هوشمند را برخواهد انگیخت که مطالب بیشتری بدانند. و چنین شد. بازتابهای آن نوشته، گسترده بود و امیدبخش.
بازتابها و پرسشها، سهگونه بود:
۱. کسانی آفرینمان گفتند و تحسین کردند. ایشان را سپاس میگوییم. این قدرشناسان گفتند که خواندن آن مطلب، آرامشمان داد. تلاش بیهودهمان را برای کسب اطلاعات ویرانگر، متوقف کرد. دانا شدیم که تلاش برای تحصیل بسیاری از اطلاعات، فرساینده بود و زیان آن، کشنده.
خدا را بر این نعمت هدایت، شکرگزاریم.
۲. عزیزانی دیگر تفسیر و تشریح بیشتر آن مطلب را خواستهاند.
خواستهٔ ایشان را بر دیده مینهیم.
۳. و کسانی دیگر بیان مصداق طلبیدهاند. گفتهاند مگر آن همسر، چه اطلاعاتی از همسرش میخواست و چه دریافت میکرد که سبب آشفتگی ذهن و پریشانی حالش میشد؟ خواستهاند آن «کلی» را بشکافیم و آن «درشت» را ریز و باز کنیم.
اینک بر ما فریضه است که به این خوانندگان فرهیختهمان پاسخ گوییم و خواستههای بهحقشان را برآوریم.
اکنون این نمونه را ببینید؛ پارهای از پرسشهای مطرحشده را پاسخ میگوید و بخشی از خواستهها را برآورده میکند:
🔻 نه به قهرمانگی زن، آری به ریحانگی او
🔹 اضطراب خودساخته
🔸 از زبان مشاور
🔸 مشاورهٔ خانواده
📌 تفکیک وظایف زن و شوهر
آقا و خانم البرزی، که سال نخست زندگی مشترکشان را میگذراندند، برای حلّ چند مسأله، به مشاوره آمدند. آقا آرام بود و خانم ناآرام. آقا اندک سخن میگفت و خانم بسیار. صدای آقا کوتاه بود و صدای خانم بلند.
از ایشان خواستم مسأله اصلی مشاورهایشان را بهوضوح بیان کنند. و ابتدا از آقا، که ساکت و آرام بود، خواستم سخن بگوید.
او گفت: «زندگی ما به روال عادی است و دارد سیر طبیعیاش را میپیماید و رشد میکند. ما، مانند بیشتر زوجهایی که تازه ازدواج میکنند، مسائلی داریم؛ مانند اقساط وام، تهیهٔ منزل شخصی، تکمیل وسایل رفاهی، خرید اتومبیل. این کارها دارد، بهتدریج و با روال طبیعی، پیش میرود و صبوری میطلبد. من دارم این امور را مدیریت میکنم و مشکلی نمیبینم، اما خانم کمصبری میکند. بهتر است خودشان توضیح دهند.»
از خانم خواستم سخن و نظرش را بگوید.
خانم گفت: «من از آرامبودن ایشان اذیت میشوم. ما خیلی وام داریم. هنوز خانه شخصی نداریم. وسایل زندگیمان ناقص است. ماشین نداریم. اما ایشان کاملا آراماند، اما من حرص میخورم.»
به خانم گفتم: مسائل و کمبودهایی که شما گفتید، دقیقا همانهایی است که همسرتان گفتند؛ بیکموبیش. اما ایشان با آرامش گفتند و شما با نگرانی و اضطراب. ایشان با نگاه «مسأله» به آنها مینگرند و شما با نگاه «مشکل». ایشان آنها را مسائلی میدانند که جزء زندگیاند و شما آنها را مشکلاتی میبینید که فلجکننده زندگیاند.
اطلاع شما هردو دربارهٔ مسائلتان به یکاندازه است، اما «بینش»هایتان متفاوت است. پس مسئله اصلیتان «تفاوت بینش» است، نه وجود مسأله موجود.
🟢 راه حل و چارهٔ کار
۱. تصحیح بینش خانم
راهکارهایی برای تصحیح و تغییر بینش خانم بیان شد؛ برای نگراننشدن دربارهٔ مسائل طبیعی زندگی، نگریستن به جنبهٔ مثبت قضایا، مضطربنشدن در برابر سختیهای طبیعی زندگی اینجهانی ... .
۲. مرزبندی مدیریتی زندگی
به آقا و خانم البرزی گفتم: مسائل زندگی خانوادگی، سهگونهاند:
یکم. مسائلی که مرزپذیر نیستند؛ مدیریت آقا و خانم در آنها یکسان است؛ هر دو باید از آنها با خبر باشند و بهگونهٔ مشترک آنها را مدیریت کنند؛ مانند تدبیر مسائل کلان زندگی، تربیت فرزند، ارتباط با خویشان و دوستان.
دوم. مسائلی که در حیطهٔ مدیریت و وظیفهٔ مرد است؛ مانند تأمین هزینههای مالی زندگی و ادارهٔ امور اقتصادی منزل.
سوم. مسائلی که در حیطۀ مدیریت و وظیفهٔ زن است. مانند ادارهٔ امور داخلی خانواده، ایجاد رابطهٔ عاطفی میان اعضای خانواده.
البته هر کدام میتواند در انجام وظیفهٔ دیگری، او را یاری کند، اما نباید خود را چنان درگیر کند که کلافه شود.
از عواملی که استرس میزاید و دلواپسی میافزاید، ورود در مسائلی است که مسئولیت آن بر عهدهٔ آدمی نیست و نمیتواند در حلّ آنها کاری انجام دهد.
سپس به آقا گفتم: مسائلی را که میدانید خانم را نگران و مضطرب میکند، به ایشان نگویید؛ مانند تأخیر در پرداخت اقساط وامها، خبرهای ناگوار بیرونی، مشکلات کاری و شغلی.
آنگاه آن سخن حضرت امیر علیهالسلام را بیان کردم که سفارش کردهاند کارهای خارج از طاقت خانم را بر عهدهٔ او نگذارید، زیرا او «ریحانه» است نه میداندار: «المَرأةٌ ریحانة و لیست بقهرمانة». (نهج البلاغه، نامهٔ ۳۱)
👇👇👇
👆👆👆
و به خانم گفتم:
سعی نکنید از مسائلی که شما را نگران میکند، با خبر شوید. میدانم که شما در اندیشهٔ بهبود وضعیت زندگیتان هستید و میخواهید به مردتان کمک کنید، اما آیا با این نگرانی و اضطراب، زندگیتان بهبود مییابد یا خراب میشود؟ آیا با این استرسی که به شما وارد میشود، به مردتان کمک میشود یا حال او خراب میگردد؟ بگذارید هر کسی کار خودش را بکند تا امور زندگی بر روال طبیعی پیش رود.
آنگاه این آیهٔ قرآنی را برایش خواندم:
«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لاتَسْئَلُوا عَنْ أَشْیاءَ إِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ»؛ ای مومنان، از چیزهایی که اگر برای شما آشکار گردد، شما را اندوهگین میکند، مپرسید. (سورهٔ مائده، آیه ۱۰۱)
۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۲
ما را در رسانههایمان دنبال کنید👇
🌐 http://zil.ink/mazaheriesfahani?v=1
از زبان مشاور
🌹 اخلاق کودکانه 🖌 #نویسنده_و_مشاور: #علیاکبر_مظاهری ⭕️ ریشههای طلاق (۹) 🔥 طلاقهای ناروا (۹)
💠 در کار پرخطر، عجله نباید!
🖌 #نویسنده_و_مشاور: #علیاکبر_مظاهری
⭕️ طلاقهای ناروا (۱۰)
🔹 از زبان مشاور
🔸 مشاورهٔ خانواده
ذات طلاق، خطردار است. شرط خردمندی است که در آن عجله نکنیم.
ببینید: 👇
لیلا و مرتضی، زوجی جوان و اندکی عجول و گاهی لجوجاند. در زندگی ایشان، مسائلی رخ داد. خانم، برای حل مسائلشان به مشاوره میآمد، اما آقا فقط یکبار آمد و دیگر نیامد. چون آقامرتضی نمیآمد، مشاورهمان سرعت مطلوب را نداشت. تا این که جدا شدند؛ نه طلاق، بلکه از خانهشان بیرون شدند. چند ماه جدای از هم بودند. از ایشان زمزمههای طلاق شنیده شد. هردو به طلاق فکر میکردند، اما من بهشدت مخالفت کردم. میگفتم نمیگذارم این طلاق واقع شود. حتماً نمیگذارم. زندگیتان قابل اصلاح است. فکرتان به طلاق، «ناروا» است از همان چهارتا از پنجتا است.
آنچه زندگیشان را رنج میداد و سبب نزاعهایشان میشد، دو عامل بود:
۱. کودکصفتی
هردو بچگی میکردند؛ ناپختگی، بهانههای بیهوده، جدالهای بیریشه؛ همان «نبرد بیبرنده».
۲. نابلدی
هردو نیازمند آموزش بودند. کارهایی ناروا میکردند که ریشه در نابلدیشان داشت.
لیلاخانم، صادق بود. اشتباههای خود را میپذیرفت، بلکه خودش بیان میکرد، اما آقامرتضی، چون به مشاوره نمیآمد، شخصیت او را نمیشناختم، اما بدجنس نبود. از گفتههای همسرش میفهمیدم.
در دوران قهرشان، به خانم میگفتم: چون آقامرتضی، خوشجنس است و استفادهٔ سوء نمیکند، صریح بگویید که من طلاق نمیخواهم. همسرم را دوست دارم (میدانستم که دوست دارد). میخواهم زندگیمان را حفظ و بازسازی کنیم. این مطلب را به خویشاوندانی که از زندگیتان خبر دارند و میتوانند کمک کنند نیز اعلام کنید.
زمان قهرشان اندکی طولانی شد، اما من میگفتم نمیگذارم جدا شوید. همسران خوبی هستید. زندگیتان آن جانمایه را دارد که باز بر پا بایستد. از عواقب طلاق برایشان میگفتم. نمونههایی از طلاقهای ناروا و پیامدهای تلخ آن را بیان میکردم. تصمیم به طلاقشان را به تأخیر میانداختم. این راهکار؛ یعنی بهتأخیرانداختن، را مفید، بلکه لازم میدانستم.
🌹 فرجام نیکو
دیروز خانم پیام داد: «به لطف خدا ما با هم آشتی کردیم.»
این است نتیجهٔ عجلهنکردن در طلاق. بهتأخیرافکندن طلاق. خردمندی. صبوری.
سهم لیلاخانم، در حاصلشدن این ثمرهٔ نیکو، بزرگتر است.
درود بر ایشان. مبارکا بادا بر هردوی ایشان!
اکنون باید هر دو به مشاوره آیند تا آیندهٔ زندگیشان را بهتر و بهتر سازند.
به امید خدا.
بیایید برای عاقبتبهخیریمان، عاقبتاندیش باشیم.
۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۲
ما را در رسانههایمان دنبال کنید 👇
🌐 http://zil.ink/mazaheriesfahani?v=1
از زبان مشاور
🌹 قانونگذاری انبوه 🖌 #نویسنده: #مریم_یوسفی_عزت؛ کارشناس ارشد زبان و ادبیات انگلیسی، مدرس زبان ⭕️
🌹 ذکاوت مشاورانه (۱)
🖌 #نویسنده_و_مشاور: #علیاکبر_مظاهری
⭕️ ریشههای طلاق (۱۳)
💠 برخی مشاوران
ما، همیشه و برای همهٔ کارها، مراجعهٔ به مشاور را توصیه میکنیم و بر آن تاکید میورزیم، اما دو صفت را برای مشاور، بیان میکنیم: یکی «دانابودن» و دیگری «توانابودن».
اگر مشاور، دانا و توانا نباشد، ممکن است یا هیچ نتیجه نگیریم، یا نتیجهٔ معکوس بگیریم؛ کارمان خرابتر شود. این بیان، دربارهٔ مسائل خانواده و نیز ازدواج، شایانتر است. یعنی مشاوره با مشاوران «نادانا» و «ناتوانا»، زیاندار است؛ زیانهای کوچک، بزرگ، و گاهی ویرانگر و بیجبران.
در زبان برخی از مردمان، این سخن هست که: «مشاوران، زود دستور به طلاق میدهند.» این سخن، دربارهٔ برخی از مشاوران، صادق است. واقعاً پارهای از مشاوران، زود رأی به طلاق میدهند.
ما میگوییم: طلاق را باید در ردیف یازدهم نهاد. ده راه قبل از آن را باید پیمود؛ با حوصلهورزی، شکیبایی، بررسی همهجانبه. طلاق، عمل جراحی است. طبیب حاذق، برای دستبردن به چاقوی جراحی، عجله ندارد. راههای درمانی دیگر را لحاظ میکند؛ آزمایشها، دارودرمانی، غذادرمانی، بستریکردن در بخش، مشورت با همکاران، سپس به جراحی میاندیشد. این را فراوان دیدهایم و شنیدهایم که با تأخیر عمل جراحی و مراجعهٔ به متخصصان دیگر، جراحی بهکلی منتفی شده است و درد بیمار، درمان شده است. طلاق نیز همینگونه است. فراوان و فراوان دیده و شنیدهایم که با پیمودن ده راه قبل از طلاق، زندگیها بهسامانه شده و طلاق، منتفی گشته است.
❇️ سخنی با همکاران مشاور
ما مشاوران، هادیان جامعهایم. به فرمودهٔ حضرت امیر، هادیان، بر هدایت مردمان، بانشاط و شکیبایند:
«نَشَاطاً فِي هُدًى»
(نهجالبلاغه، خطبهٔ ۱۹۳)
هدایت، صبوری میطلبد. اگر هادی، شکیبا نباشد، نمیتواند به نیکویی هدایت کند. پیامبران، که هادیان امّتاناند، همگی صبور و بانشاط بودهاند. مشاوران نیز که رهنمای مردماناند، باید در رهنمایی مراجعان، شکیبایی ورزند. صبوری و نشاط، شرط مشاورت است.
۲. سخن ما بر ذهن مراجعانمان، اثری مؤثر دارد. ایبسا که زندگیشان را دگرگون کند. پارهای از مراجعان، بنا را بر این میگذارند که هرچه مشاور گفت، همان را عمل میکنم. ایشان گاهی چنان حیراناند که راه به جایی نمیبرند. درماندهٔ محضاند. چشم و گوش و عقلشان را پاک در اختیار ما میگذارند و با خود میگویند: من دیگر عقلم به جایی نمیرسد. تنها راه نجاتم آن است که مشاور بگوید.
اکنون که چنین است و سرنوشت زندگی او به راهکار ما بسته است، شرط حکمت، انصاف، ایمان، و وجدان است که مراقب باشیم تا مبادا او را به بیراهه برانیم.
۳. سخن اکنونیمان در طلاق است. خانمی یا آقایی یا هر دو، بر اثر عواملی گوناگون، به لبهٔ پرتگاهی هولناک ایستادهاند، اما تردید دارند که خود را به پایین پرتاب کنند یا راه دیگری هم هست؟ اینجاست که دست مشاور، یا او را به اعماق درّه پرتاب میکند؛ با یک «هُلدادن». یا پسِ یقهاش را میگیرد و او را به عقب میکشاند. یعنی اینجا مرز زندگی یا مرگ است. اندکی به جلو هُلدادن یا اندکی به عقبکشاندن، آیندهٔ او را رقم میزند. شرط حکمت آن است که در هُلدادن، درنگ کنیم. نخست او را به عقب بکشانیم تا با تأمل بیشتر، مسألهاش را بکاویم تا شاید راه نجاتی بیابیم.
زوجهایی که به طلاق میاندیشند، یا پا در راه فراق نهادهاند، بیشترشان عصبانیاند. از همدیگر رنجیدهاند. در فضای خشم یا لجاجت یا حیرت، به سوی جدایی رفتهاند. اگر ایشان را اندکی یا بیشتر، به درنگ واداریم و امیدشان دهیم و عواقب طلاق را به ایشان بنمایانیم، بازاندیشی میکنند و بسیاریشان منصرف میشوند و چندی بعد خبرمان میدهند که عزمشان بر طلاق، ناحق بوده است. بنده از ایشان فراوان دیدهام. حکایت برخیشان را در همین نوشتهها و دیگر آثارمان آوردهام. چارهٔ کار برخی از زوجهای عصبانی، بهتأخیرافکندن تصمیمشان است. بنابرمثال: دانهدرشتترین عامل انصراف لیلا و مرتضی از طلاق، که حکایتشان در پست طلاقهای ناروای ۱۰ گذشت، همین بهتأخیرافکندن بود.
از هر پنج طلاق، چهارتای آن ناروا است. بنابراین شرط ایمان و وجدان است که ما دربارهٔ مراجعان طلاقیمان، ابتدا بنا را بر آن چهارتاییبودن بگذاریم و آن یک «روا» را در آخرها بنشانیم.
جایگاه شمایان؛ مشاوران دانا و توانا را در اصلاح امور بندگان خدا، ارج مینهم. قدرتان را میدانم. پاداشتان بر خداوند مهرورز باد.
۶ خرداد ۱۴۰۲
{ادامهٔ مطلب را در پست بعد بخوانید}
ما را در رسانههایمان دنبال کنید 👇
🌐 http://zil.ink/mazaheriesfahani?v=1
از زبان مشاور
🌹 ذکاوت مشاورانه (۱) 🖌 #نویسنده_و_مشاور: #علیاکبر_مظاهری ⭕️ ریشههای طلاق (۱۳) 💠 برخی مشاوران
🌹 ذکاوت مشاورانه (۲)
🖌 #نویسنده_و_مشاور: #علیاکبر_مظاهری
⭕️ ریشههای طلاق (۱۳)
📌 نکته
شمایان، در مشاورههایتان، هرگز به سخنان یکی از زوجین اکتفا نکنید. تا سخن هر دو را نشنیدهایم، نظر نهایی را ندهیم. ایبسا که دیگری نیز سخن یا سخنانی دارد که صورت مسأله را عوض میکند. ما، اگرچه از درد دلها و اشکهای دردمندان، متأثر میشویم، اما نباید در تصمیم ما اثر بگذارد. همیشه بنا را بر این بگذاریم که این صفحه، روی دیگری نیز دارد. دیدن یک روی صفحه و ندیدن روی دیگر، خلاف حکمت است. اگرچه ما مشاوران، قاضی نیستیم و نباید حکم کنیم، اما حواسمان باشد که برخی از زوجهای رنجیده میکوشند ما را به قضاوت بکشانند و منظور خود را از دهان ما بیرون کشانند و از آن حربهای بسازند برای کوبیدن بر سر حریف و رسیدن به مقصود خود.
هشدار! هشدار! که ما بازیچهٔ این صحنهها نشویم.
اولاً: اصلاً داوری نکنید.
ثانیاً: تا سخن نفر دوم را نشنیدهایم، سخن نهایی را نگوییم.
و سوم آنکه: زیر بار تاثیر درد دلها و اشکها، کمر رأیمان نشکند.
🔹 سخن امید
به زوجهای جوان و همگان بشارت میدهم که مشاوران دانا و توانا، نایاب نیستند، اگرچه شاید کمیاب باشند. برای حل مسائلتان از ایشان مدد بجویید. مشاوره با چنین مشاورانی، معجزه میکند.
به امید خدا.
۶ خرداد ۱۴۰۲
ما را در رسانههایمان دنبال کنید 👇
🌐 http://zil.ink/mazaheriesfahani?v=1
🌹 ریحانه آمد!
🪴 نور چشمانم
یکی از دعاهای هر روزم این آیهٔ قرآن است:
«رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ و َاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا»؛ ای خداوند ما! به ما، از همسران و فرزندانمان آن دِه که مایهٔ روشنی و سبب خنکای چشمانمان باشند و ما را پیشوای تقواپیشگان قرار ده. (سورهٔ فرقان، آیهٔ ۷۴)
امروز، ۱۰ خرداد ۱۴۰۲، ۱۱ ذیالقعدهٔ ۱۴۴۴ (سالروز میلاد امام رضا علیهالسلام)، خداوند رحمان، نوری بر نورهای چشمانم افزود و دهمین نوهام «ریحانه» را به ما عنایت فرمود.
او فرزند ششم دخترم عارفهخانم و دامادم آقامهدی است. نیز خواهر نوههای دیگرم: آقاصدرا، تسنیمخانم، علیآقا، فاطمهخانم، و زینبخانم است.
الاهی! نورچشمانم را از صالحان امّت قرار ده. اِنَّکَ وَلیُّ النِّعَم.
علیاکبر مظاهری
ما را در رسانههایمان دنبال کنید 👇
🌐 http://zil.ink/mazaheriesfahani?v=1
از زبان مشاور
🌹 ذکاوت مشاورانه (۲) 🖌 #نویسنده_و_مشاور: #علیاکبر_مظاهری ⭕️ ریشههای طلاق (۱۳) 📌 نکته شمایان،
🌹 ذکاوت مشاورانه (۳)
🖌 #نویسنده_و_مشاور: #علیاکبر_مظاهری
⭕️ ریشههای طلاق (۱۳)
پست اخیر «ذکاوت مشاورانه»، بازتابی معنادار داشت. در این مقال، که پارهای از ریشههای طلاق را مینویسم، برخی از مشاوران و مشاورههای ایشان را یکی از ریشههای طلاق دانستم؛ که ناشکیبانه و ناکاویدهٔ همهٔ جوانب، رأی به طلاق میدهند. اکنون قصد نداشتم که بیش از آنچه نوشتم، قلمی در این باره برانم، اما برخی از خوانندگان، استقبالی معنادار کردند؛ چه خوانندگان و چه خود مشاوران. پارهای از کسانی که از این ناحیه ضربت خورده بودند نیز ما را دستمریزاد گفتند و خواستند که در این عرصه، بیشتر بنویسم. چشم! بفرمایید.
در سال تحصیلی سال ۱۳۹۳ - ۱۳۹۴، در جمع عزیزانی از استادان و مشاوران و فرهیختگان فرهنگی دانشگاه دولتی قم، که جناب استاد دکتر رضا نوروزی اصفهانی نیز افتخار حضورشان را داشتیم، درسهایی داشتم با نام «اصول و فنون مشاوره». محتوای آن محفل فرزانگان، ضبط میشد و مهیای نشر گردید و در نوبت انتشار، در جامهٔ کتاب، است. انشاءالله که منتشر شود.
در آنجا، در این مقال، بهتفصیل سخن رفته است. از این رو، در اینجا، بیش از آنچه در دو پست پیشین نوشتم، قصد بسط نداشتم، تا آنکه آن کتاب؛ «اصول و فنون مشاوره»، منتشر شود و خواهندگان را به آن کتاب، حوالت دهیم. ولی اکنون که خوانندگان اکنونیمان خواهان افزودناند، اندکی میافزایم، تا آن کتاب، منتشر شود.
❇️ درنگ، در امور مهم
ما مشاوران، هیچ التزامی نداریم که حتماً به همهٔ مراجعانمان پاسخ قطعی و نهایی دهیم. چه اشکالی دارد که در مسألهای بگوییم: نمیدانم؟ یا ایشان را به مشاورانی دیگر ارجاع دهیم؟
در سیرهٔ شیخ اعظم، مرتضی انصاری، که از سرآمدان عصر پیشین است، معروف است که اگر از او مسألهای میپرسیدند که پاسخش را بهکمال میدانست، بهآهستگی پاسخ میداد، اما هرگاه مسألهای از او میپرسیدند که یا جواب آن را نمیدانست یا بهکمال نمیدانست، با آواز بلند میگفت: نَدانُم! نَدانُم! نَدانُم! (گویش محلی زادگاهش در خوزستان.) این سیرهٔ فرخندهٔ شیخ اعظم را استاد شهید مطهری نیز بیان کرده است.
شهامت، آن نیست که ما در همهٔ مسائل، نظر قطعی و نهایی دهیم. باید نترسیم از اینکه هرگاه نمیدانیم یا تردید داریم، بهصراحت اعلام کنیم. این شرط حکمت و ایمان و وجدان است.
از کسانی که باعث ادامهٔ نوشتن این مقال شد، پدری است که دخترش و خواستگار او، برای سنجش مسألهٔ روابودن یا ناروابودن ازدواج آن دو جوان، نزد مشاوری از همکاران رفتند. آن همکار، با اعتماد کامل به تست فلان روانشناس خارجی، ازدواجشان را بهصلاح ندانسته بود و ایشان را از ازدواج نهی کرده بود. آن پدر و خود دختر و پسر، عقل کردند و به قول آن همکار، اکتفا نکردند و نزد بنده آمدند. مسألهشان را بررسی کردم. همتایی و تناسبشان را در حد نصاب دانستم. ازدواجشان را تأیید کردم و بر آن تأکید ورزیدم. ایشان ازدواج کردند و اکنون زندگی خجستهای را ساختهاند.
از این نمونهها فراوان داشتهام و دارم.
📌 نظرم دربارهٔ تستهای ازدواج
{ادامهٔ مطلب را در پست بعد بخوانید.}
۱۳ خرداد ۱۴۰۲
ما را در رسانههایمان دنبال کنید 👇
🌐 http://zil.ink/mazaheriesfahani?v=1
از زبان مشاور
🌹 ذکاوت مشاورانه (۳) 🖌 #نویسنده_و_مشاور: #علیاکبر_مظاهری ⭕️ ریشههای طلاق (۱۳) پست اخیر «ذکاوت
🌹 ذکاوت مشاورانه (۴)
🖌 #نویسنده_و_مشاور: #علیاکبر_مظاهری
⭕️ ریشههای طلاق (۱۳)
{ادامهٔ پست پیشین}
📌 نظرم دربارهٔ تستهای ازدواج
💠 تست شخصیتسنجی برای ازدواج؛ آری یا نه؟
در سالهای اخیر، پدیدهای در عرصهٔ مشاورهٔ ازدواج پدید آمده است به نام «تست شخصیت»، که هدفش سنجش روحیات و وضعیت خانوادگی و اجتماعی دختر و پسر است که آیا تناسب لازم را برای ازدواج دارند یا نه.
اصل این پدیده، مثبت است، اما «اماها و اگرها»یی دارد که توجه به آنها، برای استفادهٔ مطلوب از این تست، ضرورتی حتمی است.
برای گرفتن این تستها و نیز پرکردن فرمهای نسبتسنجی میان دختر و پسر برای ازدواج، باید حد معینی تعیین کرد و میزان محدودی قائل شد؛ مثلاً به اندازهٔ آزمایشهای پزشکی.
در قلمرو پزشکی، برای تشخیص بیماری و درمان آن، آزمایشهایی را انجام میدهند که مفید و بلکه لازم است، اما تشخیص نهایی و تعیین نوع درمان و دارو، بهعهدهٔ پزشک حاذق است. آزمایشگاه و نتایج آزمایش، بدون معاینه و کاوش و تشخیص طبیب حکیم، نوع درمان و دارو را معین و تجویز نمیکند، بلکه اینها علائمی است که طبیب را در تشخیص بیماری و درمان آن کمک میکند.
تستها و فرمهای ازدواج، هرگز نتیجهٔ قطعی را در تشخیص بهصلاحبودن یا بهصلاحنبودن یک ازدواج و همتایی یا ناهمتایی دختر و پسر برای ازدواج، تعیین نمیکند، بلکه این مشاور حکیم است که نتیجه را تشخیص میدهد.
این را میدانیم که برخی از آزمایشهای آزمایشگاههای پزشکی، نتیجه را اشتباه نشان میدهند. تستها و فرمهای ازدواج نیز همینگونه است. اگر هم آزمایشهای پزشکی، نتیجه را درست اعلام کند، باز پزشک از معاینهٔ دقیق، معاف نیست و اوست که باید علت و نوع بیماری را کشف کند و دارو و درمان را دستور دهد.
تستها و فرمهای ازدواج نیز ایبسا که نتیجه را اشتباه نشان دهد. اگر هم نتیجه را درست بنمایاند، کار تمام نمیشود، و این مشاور دانا و توانا است که باید با مشاورهٔ عالمانه و صبورانه و همهجانبه، تشخیص همتایی یا ناهمتایی دختر و پسر برای ازدواج را اعلام کند. و البته تصمیمگیر نهایی، در این باره، خود دختر و پسر و خانوادههایشاناند.
۱۳ خرداد ۱۴۰۲
ما را در رسانههایمان دنبال کنید 👇
🌐 http://zil.ink/mazaheriesfahani?v=1
از زبان مشاور
🌹 مهلت پنجروزه
🖌 #نویسنده_و_مشاور: #علیاکبر_مظاهری
🔹 از زبان مشاور
🔸 مشاورهٔ طلاق
🔻 پرسش
خانمی نوشته است: قصد دارم فردا درخواست طلاق دهم. امروز، اتفاقی، یکی از مطالب شما دربارهٔ طلاقهای ناروا را در «از زبان مشاور» دیدم. کنجکاو شدم. بهدقت خواندم. سپس چند پست دیگرتان در این موضوع را خواندم. تفکر کردم. از طلاق منصرف نشدم، اما تردید کردم. با خود گفتم، پیش از اقدام، با شما مشورت کنم. راهنمایی بفرمایید.
🔻 پاسخ ما
مرحبایتان میگوییم که تردید کردید. تردید، همیشه و همهجا، منفی نیست. در پارهای از امور، تردید، عین حکمت است. تردید حکمتآمیز، در برخی کارها، شرط خردمندی است؛ بهویژه در اقدامهای پرخطر. طلاق، از اقدامهای خطیر است. حقا که اندیشیدن شکیبانه در آن، عاقلانه است.
اینک، خارج از نوبت و مختصر، پاسخ میدهم. تفصیل پاسخ، بماند برای چند روز دیگر. انشاءالله.
اکنون چنین کنید:
۱. اقدام به درخواست طلاق را پنجروز به تأخیر اندازید. تحمل رنج این تأخیر، اگرچه سخت باشد، اما خارج از توان نیست.
۲. در این پنجروز، چنین کنید:
اول: مکانی خلوت بیابید. کاغذ و قلم داشته باشید. اندیشهتان را بر اقدامی که قصد انجامش را دارید، متمرکز کنید. خود را مشاور فرض کنید؛ مشاوری دانا و توانا؛ که کسی که مسئلهای مانند شما دارد، به او مراجعه کرده و از او یاری میطلبد.
هشدار و هشدار که خود را وکیل یا قاضی فرض نکنید! اگر خود را وکیل فرض کنید، مجبور میشوید به زیان همسرتان و به سود خودتان مدرک بیابید. و اگر خود را قاضی فرض کنید، به نفع خودتان و به ضرر همسرتان حکم میکنید. با این فرض، نتیجهٔ مطلوب حاصل نمیشود. اما اگر خود را مشاوری دانا و توانا فرض کنید، بیطرفانه به کاویدن مسئله میپردازید. حاصل اندیشههایتان را بنویسید؛ بهتفصیل و با جزئیات، صریح، بیموضعگیری، بیرودربایستی، شجاعانه، صادقانه.
این خلوتگزینی و اندیشیدن و کاویدن و نوشتن، نتایج ارجمندی را ثمر میدهد.
دوم: عواقب پس از طلاق را در نظر آورید. پس از طلاق، مشکلات سختی پدید میآید. زیانها و سودهای پس از طلاق را بسنجید. سپس زیانها و سودهای ادامهٔ این زندگی را حساب کنید. اگر نیکو محاسبه کنید، نتایج تعجبانگیزی مییابید.
حالا تا دیر نشده و فردا اقدام خطرناکی نکردهاید، همین راهکارها را انجام دهید و نتیجه را به من بگویید، تا بعدا بهتفصیل پاسخ دهم. انشاءالله.
برایتان دعا میکنم که آنچه صلاحتان است را خدا به دل و ذهنتان آورد. امیدوارم تردیدتان شدید شود.
به امید خدا.
۱۶ خرداد ۱۴۰۲
ما را در رسانههایمان دنبال کنید 👇
🌐 http://zil.ink/mazaheriesfahani?v=1