هدایت شده از محرابِ او؛
جمعهها یجوریه که انگار بچه هام گذاشتنم خانهی سالمندان.
منی که نامِ شراب از کتاب میشستم
زمانه کاتبِ دکّان مِی فروشم کرد...
• طالبآملی
محرابِ او؛
چوب های فدک، هیزم شدند برای سوزاندن حرمت محرابِ خانه ات...!
خرما نخلستان من، خرما ختمت شد
همسایگان خوردند و خندیدند و رفتند
در دامِ تو افتادهام و رحم نداری
صیاد! اگر لطف کنی وقتِ شکار است...
• سعیدساجدی
حالم بهم میخوره از کسایی که وقتی حالم بده هیچ اهمیتی براشون ندارم و فقط وقتی خوبم منو میخوان !
به من نگو دوست دارم ، بگو : عُمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایَت کنم ، اکنون که پیدا کردهام بنشین تماشایَت کنم :) .
هفت سالشه اومده در هییت ميگه:خاله! من خانواده دارم بهم غذا بده.
😂خب عزیز من مگه چیزی گفتم اخه.