eitaa logo
𝘔𝑒𝘩-𝘷𝘪
155 دنبال‌کننده
4 عکس
1 ویدیو
0 فایل
اصلاً چه فرقی می‌کند؟ مه‌وی از بی‌کفنی زنده است رنج، نیز جزء لاینکفِ زندگی‌‌ست.
مشاهده در ایتا
دانلود
ما واقعاً از بی‌کفنی زنده‌ایم.
شک مقدمه‌ی یقینه. حالا یا یقین به وجود. یا یقین به خلأ موجودیت.
نقاب رو در جلوت بپوش در خلوت بردار.
روزها، اخیراً مثل ابرهای سنگین زمستونی روی دوشم سنگینی می‌کنن. زندگی جریان داره، ولی انگار جریان این رودخونه سال‌هاست که به مرداب تبدیل شده. حتی صدای شرشر آب هم شنیده نمی‌شه. سایه‌ها روی دیوار اتاق می‌لغزن، انگار که خودشون هم خسته‌ شدن از تکرار های مداوم. پنجره رو به آسمونی باز شده که رنگ آبی‌ ملموسش به صدفی رنگ‌پریده تبدیل شده. حتی باد هم از وزیدن خسته‌‌ست. روزها از لای انگشتام می‌ریزن پایین. ساعت‌شنی زمان انگار شن‌هاش یخ زدن. هر ثانیه کش میاد، مثل نخ پوسیده‌ای که تا لاینتهی قرار نیست پاره بشه. افکارم شناورن، نه به عمق می‌رن، نه به سطح میان. فقط می‌مونن یه جایی میونِ تهی، مثلِ برگ‌های مردهٔ پاییز که نه بالایی دارن، نه پایینی. پاییز داره می‌رسه. چقدر از پاییز واهمه دارم. چی ساختم من از مِه‌وی؟ چقدر مِه. چقدر وهم‌آلوده همه‌چیز. اصلاً بگذریم. از شما چه‌خبر؟ کبک‌تان راه می‌رود؟
اطرافیان من تقریباً همه می‌دونن که چقدر دیر سین می‌زنم و چقدر اخیراً آشفته‌م. خواستم ایتام رو مرتب کنم، دیدم پیام‌های محبت‌آمیز دوست و آشنا رو هم سین نزدم. شرم کردم. و از اونجایی که دوستی، مسئولیت داره لطفاً هرکی اینجا من رو دوستش می‌دونه یه نقطه برام ارسال کنه. البته که این جمله شرم‌آور تره. ممنون.
سه تا نقطه چون تو سه‌بار بیشتر از بقیه دوست منی