وایییی آدم
اههه خیابون
عههه نزدیک بود بمیرم
پناه بر خدا بیرون خونه چقدر تو این شش ماه تغییر کرده
خنده چیست؟
کشش چند ماهیچه و طرحی نو از زیبایی؟
پیکری تراشیده شده از شادی بر روی یک صورت گلی؟
رد پای یک غریبه اندوهگساری؟
یا جا مانده ی کاروان ماتم زده ای؟
یا فریب تن بجای گریه و زاری؟
خنده چیست؟
چیزی غیر از احتیاط نکنید در این موجود نمانده دیگر چیز شکننده ای؟
صبح تا چشممو باز می کنم
اولین عکس العملم به زنده بودن
ترسیدنه
انگار شب قبل باور کرده بودم که قطعا تو خواب می میرم
هدایت شده از خلوتگاهکوچکم:)🇮🇷🎒
آنچه ما کردیم باخود،هیچ نابینا نکرد ..
ما درون خانه صاحبخانه را گم کردهایم:)💔
حس می کنم این حماقتو باید با یکی شریک شم
می خوام بخاطر چصیش برم هوا فضا بخونم
هوووو کیلیلیلی
بودن با نبودن؟
وقتی قبل از اندیشیدن؛درد در تو به فعلیت می رسد چه نیاز به اندیشه
آری پاسخ این است
که من درد می کشم پس هستم
بی هیچ نقابی
من همانم که تو دانی
همان که عشق تو روزی
بود بر رویش مانند غباری
بنظرم از دست دادن عقلم یه امر تحمیلی و ناگهانی نیست بلکه نتیجه ی قطعیه لحظاتی که گذروندمه