مِلهوف
میخوای بعدا به خاکم بوسه بزنی؟ خب الان که خودم هستم به روی من بوسه بزن😀 چو بر خاکم بخواهی بوسه دادن
چه خبر یار؟!
شنیدم که گرفتار شدی
دل سپردیو برای دگری یار شدی!
بعد دل کندنت از من
دلت آرام گرفت؟
خوب شد زندگی ات یا که بدهکار شدی؟
تو خودت خواستی از قصهی من پَر بکشی!
پس نگو کارِ خدا بوده و ناچار شدی..
من که در حد پرستش به تو دلبسته شدم؛
من چه کردم که تو این گونه گرفتار شدی
مرگِ دل نقطهی آغاز فرو پاشی هاست
حیف و صد حیف که تو دیر خبردار شدی..
@Melhoof
مِلهوف
انصاف نباشد که منِ خستهی رنجور پروانهی او باشم و او شمعِ جماعت((((: •سعدی•
غنیمتی شِمُر ای شمع وصلِ پروانه!
که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند🤞🏻
•حافظ•
@Melhoof
چه شده؟ ای دل دیوانه هوایش کردی؟
با دو چشمان پر از اشک صدایش کردی؟
مدتی بودکه غافل شده بودم ازعشق
تو مرا باز گرفتار بلایش کردی؟
گفته بودم که دلش معدن بی معرفتی ست
تو نشستی و دلت خوش به وفایش کردی؟
بستم آغوش به رویش که از اینجا برود
سینه ام را تو چرا باز سرایش کردی؟
او به احساس تو می زد لگد واما تو
سرمه چشم من از تربت پایش کردی؟
سعی کردم که فراموش کنم خاطره اش
بین هر خاطره ام باز رهایش کردی
به تو می گفتم از اول که خدا افسانه ست
ساده دل! باز شکایت به خدایش کردی؟
بارها تجربه کردی که دعا بی اثر است
باز هم بر سر سجاده دعایش کردی؟
رفته او با رقبا سرخوش و خندان لب و مست
وای بر تو که خودت را به فدایش کردی((((:
@Melhoof