me .
حاجی امروز که داشتیم از مدرسه برمیگشتیم با دوستام یه اکیپ پسر پشتمون بودن بعد یهو یکیشون به اون یکی
امنیت توی ایران موج میزنه
وای امروز دوتا دانش آموز جدید اومده بودن کلاسمون بعد منو و نرگس رفتیم باهاشون دوست شیم و رفتیم جلو اینطوری بودیم که سلام بهونه قشنگ من برای زندگی 😀💔 و از نگاهشون معلوم بود چقدر رو مخشونیم ولی همین که هست ولی امروز از کلاسمون رفتن اون یکی کلاسسسس خودشون دوست نداشتن برن ولی مدیر فرستادشوننن