من و تو .
جدی دلم سوخت عجیبه ولی ناراحت شدم نا را حت یجوری بود انگار قلب من شکست ولی چرا جوری بود که انگار مظل
اون حرف میزنه، تعریف میکنه
من چی؟
والا که من نمیتونم
شاید در همچین موقعه های باید اینجوری میبودم که منم حرف میزدم و از کارام میگفتم
از خودم تعریف میکردم و...
ولی تعریف کردن از خود کار ناپسندیست
پس بشین سرجات و دیگه ادامه نده
بنظرم راهیی که رفتم خیلیم خوب بود.
میدونید چیه؟
جدیدا خیلی دارم اذیت میشم از اینکه برام هدیه میخرن
اونا اسمشو هدیه نمیزارن اما دیدگاه من اینطوریه
اصلا دوس ندارم
یه حس خیلی بدی بهم میده وقتی کسی چیزای که من بهش احتیاج دارم و برام بخره
آدمیم نیستم که به خوبی بتونم تشکر و قدردانی کنم و یا مثلا نشون بدم که چقد خوشحال شدم(درحالی که نشدم)
ولی خیلی سعی میکنم نشون ندم که حتی خودم حس این آدمای بی لیاقت و نگیرم
و از یه طرف دیگه
اصلا حوصله جبران کردن محبتا و کادوهای دیگران و ندارم.
من و تو .
میدونید چیه؟ جدیدا خیلی دارم اذیت میشم از اینکه برام هدیه میخرن اونا اسمشو هدیه نمیزارن اما دیدگاه م
من هدیه گرفتن و دوس دارم
ولی نه هدیه ای که وسایل خیلی شخصی باشه اونم زیاد و از سمت ینفر.