سال نومی شود...
بوی بهار در ثانیهها پیچیده است و این نشانهی فصلی تازه است!
زمین نفسی دوباره می کشد، برگ ها به
رنگ در میآیند و گلها لبخند می زنند و
پرنده های خسته بر می گردند...
و دراین رویش سبز دوباره؛
من…
تو…
ما…
کجا ایستاده اییم؟
سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟…
پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟…
هدایت شده از -آرام-
غمِ زمانه به پایان نمیرسد برخیز
به شوق یک نفس تازه در هوای بهار
"معصومه صابر"
برای نوروز هرکی تو فکر [هفت سین] خودشه...
بعضیا هفت سینشون “سنجد“ و “سیر” و “سماق” و “سرکه” و “سیب” و “سبزه” و “سوسن“ـه
بعضیا هفت سینشون “سکه“ و “سانتافه“ و “سفر خارج “ و “سونا“ و “سگ جیبی” و “ساختمون آنچنانی” و “سرمایه ها“شونه.
بعضی ها هفت سینشون “ساختمون نیمه کاره” و “سقفایی که چکه میکنه“ و “سکه های پول خرد واسه خرید نون” و “سبد های خالی” و “سیاهی دود هیزم” و “سرمای تنشون” و “سیلی سرخ صورتشون“ـه
بعضی ها “سیاهن” بعضی ها “سفید“!
بعضیا “سبزن“ و بعضیا “سرخ“!
بعضی ها یه سین پر و پیمون “سلامتی“
دارن و نمیبیننش،
بعضیا در به در “سکه“هاشون رو ،“سَر به نیست “ میکنن تا سین ”سلامتی“ رو “سَر“شون باشه.
بعضیا از سین های دنیا فقط یه “سر پناه” میخوان، بعضیا فقط یه “سرپرست“!
بعضیا “سرمست” دنیان و بعضی ها “سرسام“ میگیرن از اینهمه “سردرگمی” هاش!
بعضی ها رو میشناسم که هفت “سین” زندگیشون رو با “صاد “میچینن: صفا و صداقت و صمیمیت و صبر و صلح و صلابت و صلاحیت!
هفت[صاد]تون موندگار ؛)🤍
بهار رسید و هوا پر شدهست از؛
“ دوستت دارمهایی“ که برایت
به دست باد سپردهام …
مبادا پنجره اتاقت بسته باشد:)!