eitaa logo
مشکات !
86 دنبال‌کننده
997 عکس
85 ویدیو
0 فایل
مولانا: پس زخم‌هامان چه؟ شمس: نور از میان همین زخم‌ها وارد می‌شود... . . اگر خسته جانی بگو ؛ https://abzarek.ir/service-p/msg/2135837
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از حب
من یقین دارم یکی از همین روزها دست دلم را میگیری و از باب الجوادت مرا وارد بهشت میکنی و پنجره فولادت بهانه ای می شود برای امضای تذکره ی کربلایی دیگر اصلا کربلایی که براتش را شما امضا کرده باشید طعم دیگری دارد، آقای خوبه . . و من همیشه کوله بار غم ها و غصه هایم را برایت آورده ام و تو با مهربانی ات مرهم‌شدی برای دردهای بیشمارم و سوغات سفر یک‌تذکره ی کربلا به نامم نوشتی و فقط گفتی سلام ما را برسان من یقین دارم باز هم مهربانی میکنی و پادر میانی تا ارباب بار دیگر نوکرش را به پابوسی بپذیرد و در نیمه های شب وقتی دستانم دخیل پنجره های ضریح ارباب می شود، دلم هوایی شود تا کربلای شما و بگویم امام رئوفم این سفر را از تو دارم و از نغمه های دل من که برایت پر می کشد، تنها تو خبر داری و من . . . و هوایت کردھ این دلِ‌تنگ .
♥️ . ‌
آقای‌خوبی‌ها..:)
تو صفِ خوب کردنِ حالِ آدم‌ ها، بیا اولِ صفِ خودت.. 🌱
گر بیاید غم؛ بگویم آنکه غم میخورد رفت!
هدایت شده از 𝐠𝐞𝐛𝐨𝐫𝐠𝐞𝐧𝐡𝐞𝐢𝐭
_
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
کسی به فکر گل‌ ها نیست کسی به فکر ماهی‌ ها نیست کسی نمی‌خواهد باور کند که باغچه دارد می‌ میرد که قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است که ذهن باغچه دارد آرام آرام از خاطرات سبز تهی می‌ شود و حس باغچه انگار چیزی مجردست که در انزوای باغچه پوسیده‌ست حیاط خانه ما تنهاست حیاط خانه ما در انتظار بارش یک ابر ناشناس خمیازه می کشد و حوض خانه ما خالی است ستاره‌ های کوچک بی تجربه از ارتفاع درختان به خاک می‌ افتند و از میان پنجره‌ های پریده رنگ خانه‌ی ماهی‌ها، شب‌‌ها صدای سرفه می‌ آید حیاط خانه ما تنهاست...
من از زمانی که قلب خود را گم کرده‌است می‌ترسم من از تصویر بیهودگی این همه دست و از تجسم بیگانگی این همه صورت می‌ترسم من مثل دانش‌آموزی که درس هندسه‌اش را دیوانه‌وار دوست می‌دارد تنها هستم و فکر می‌کنم... و فکر می‌کنم... و فکر می‌کنم... و قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده‌است و ذهن باغچه دارد آرام‌آرام از خاطرات سبز تهی می‌شود...