گاهی حجم دردها بیش از ظرف تحمل آدمهاست و آدمها حق دارند غمگین باشند.
دردهایی هست که نمیتوان از آنها حرف زد، و رنجهایی هست که نمیتوان آنها را شرح داد. چیزی نپرس، فقط سستیِ شانههای سنگینم را ببین، سرت را به نشانهی همدردی تکان بده و در آغوشم بگیر. که همین شانههای امن تو برای من کافیست.
هوا سرد است
برایم چای میریزی؟
#نرگسصرافیانطوفان
هدایت شده از رَنگهآیِرَفتهٔدُنیآ
ولی الان
هیچی بیشتر از این حرف بابام نمیتونست بهم امید بده:
(از الان تا یکساعت دیگه، زمانیه ک هر دعایی بکنی مستجاب میشه. از دستش نده)